تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - مطالب موعود در ادیان
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

 

 

مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پیامبر خدا ، عیسى(علیه السلام) ، در آخر الزمان ، از آسمان به زمین مى آید . خدا مى فرماید : « همه اهل كتاب ، پیش از مرگ مسیح ، به او ایمان مى آورند و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود » (نساء/159) همچنین مى فرماید : « مسیح سبب آگاهى بر روز قیامت است ( زیرا نزول وى گواه نزدیكى رستاخیز است ) . هرگز در آن تردید نكنید و از خدا پیروى كنید كه این راه مستقیم است » ( زخرف / 61 ) .



یعنى مسیح(علیه السلام) از نشانه هاى قیامت است و همه اهل كتاب ، مسیحى و یهودى ، به او ایمان مى آورند ; و ایمان آنها زمانى است كه خدا وى را به دنیا مى فرستد و مسیح و آیات و نشانه هاى خدا را مى بینند .

امام باقر(علیه السلام) فرمود : « عیسى(علیه السلام) پیش از روز قیامت ، از آسمان به زمین نزول مى كند و یهودیان و مسیحیان پیش از مرگش ، به او ایمان مى آورند . وى پشت سر مهدى نماز مى خواند » ( بحار 14/530 ) .

حكمت عروج مسیح به آسمان این است كه خدا وى را براى مرحله حساسى از تاریخ و براى مأموریت مهمّى ذخیره كرده است ، پیروان وى بزرگ ترین نیروى جهان در آخر الزمان خواهند بود و همچنین بزرگ ترین مانع براى رسیدن نور هدایت به ملت ها و برپایى دولت جهانى عدل الهى . از این رو طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) در سرزمین هاى آنان فرو بیاید و جهان مسیحیت ، كه پدیده هاى جاهلانه و عوامانه آن را فرا گرفته ، آمدن حضرت را موجب یارى خود در برابر ظهور مهدى(علیه السلام) و مسلمانان بدانند . طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) از كشورهاى مختلف مسیحى بازدید مى كند ; خدا انواع معجزات را به دست او ظاهر مى سازد و تعداد بسیارى به دست ایشان هدایت مى شوند .

نخستین ثمره نزول حضرت عیسى ، كاهش دشمنى غربى ها با اسلام و مهدى(علیه السلام) و برقرارى پیمان صلح و آشتى بین دولت هاى غرب و امام مهدى(علیه السلام)است .

بعید نیست كه نماز خواندن عیسى(علیه السلام) پشت سر مهدى(علیه السلام) چند سال پس از نزول یعنى زمانى باشد كه دولت هاى غربى پیمان صلح را شكسته و لشكریان خود را براى جنگ با مهدى(علیه السلام) بسیج كنند . در این هنگام است كه مسیح(علیه السلام)موضع روشن خود را در جانبدارى از امام مهدى(علیه السلام) آشكار مى كند و به او اقتدا مى كند .

اما معقول آن است كه شكستن صلیب ها و كشتن خوك ها كه منابع سنى آن را روایت كرده اند ، پس از شكست غربى ها در نبرد با امام بوده و بعد از آن است كه امام و مسیح(علیهما السلام) وارد مراكز كشورهاى مسیحى شوند و ملت ها با تكبیر و هلهله از او استقبال كنند .

خداوند مى فرماید : « فرشتگان گفتند : اى مریم ! خدا تو را به كلمه اى ( وجود با عظمتى ) بشارت مى دهد كه نامش مسیح ، عیسى پسر مریم ، است . در این جهان و جهان دیگر ، صاحب شخصیت و از مقربان الهى خواهد بود . در گهواره و در حالت كهولت با مردم سخن مى گوید و از شایستگان است » ( آل عمران /45 ـ 46 ) .

معنى « در گهواره با مردم سخن مى گوید » همان سخن گفتن هنگام ولادت است اما « در كهولت » یعنى وقتى از آسمان فرود آید ، چون در سى و سه سالگى و پیش از كهولت ، به آسمان برده شد . ابن عباس مى گوید : سى ساله بود ( بغوى 2/77 ) . كهولت ، چنان كه لغت شناسان گفته اند ، از وقتى است كه خطوط پیرى آشكار شود . راغب  مى گوید : كهولت یعنى وقتى سفیدى پیرى با سیاهى مو آمیخته شود . . .

در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

وى نام معتقدان به این نظریه را مى بَرَد ، بعد از « ابن زید » آن را نقل مى كند . ثعلبى در تفسیرش  و فخر رازى  ، این نظریه را منتسب به « حسن بن فضل بجلى » مى دانند ، و بغوى  مى گوید : از حسین بن فضل پرسیدند : مطلبى درباره نزول عیسى(علیه السلام) در قرآن هست ؟ گفت : آرى ، آن جا كه خدا فرمود : « وكَهْلا ; در كهولت با مردم سخن خواهد گفت » ( آل عمران /46 ) او در دنیا به سن كهولت نرسید ، پس معنایش این است كه پس از نزول از آسمان به كهولت مى رسد .

بنابراین نظر كسانى كه گفته اند « سخن گفتن حضرت در كهولت ، پیش از آن بود كه به آسمان برده شود » ضعیف است ، مانند بیضاوى  و زركشى وسیوطى در در المنثور  گرچه وى در جای به نقل از ابن عباس مى نویسد : آیه « إن تعذّبهم فإنهم عبادك ; عیسى بن خدا گفت : اگر مردم را عذاب كنى ، بندگان تواند » (مائده /118)

یعنى مسیح مى گوید : بندگانت به سبب گفتن « عیسى خداست » سزاوار عذابند اما اگر آنها را ببخشى و عذابشان نكنى ; آنها هم دیگر این سخن را نمى گویند ، بلكه تو را به یكتایى خوانده ، و پذیرفته اند كه من بنده توام ; اگر اینان را چون از سخن كفر آمیز خود دست برداشته اند ببخشى ، توانا و حكیمى . ر.ك : التصریح فی نزول المسیح / كشمیرى / 292 .

 

منبع: موعود




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه،  نهضت ظهورمقدس،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین

 

 

ده‌ها سایت اینترنتی و شبکه ماهواره‌ای امروز بسیار جدی‌تر از مسلمانان بحث آخرالزمان و منجی را البته طبق باور خود پیگیری می‌کنند، به طوری که در سیاست‌ها و زبان تبلیغات بیشتر به آخرالزمان بها می‌دهند، چه رازی در این ماجرا نهفته است؟

خبرگزاری فارس: دلایل مطرح ‌شدن مباحث آخرالزمانی در رسانه‌های غربی

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، نهمین روز از دهه مهدویت به نام «مهدویت و رسانه» نامگذاری شده است، به همین منظور بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان تهران یادداشتی را تحت همین عنوان در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در ادامه می‌آید:

*هنگامی که در غرب علم آینده شناسی مطرح شد/ردپایی از اعتقاد به منجی در ملل مختلف

آنچه که ما را به انتخاب این موضوع وا می‌دارد جوی است که در دنیای امروز پیرامون بحث آخرالزمان و منجی خواسته یا ناخواسته ایجاد شده است، حدود 25 یا 30 سال پیش وقتی سخن از آخرالزمان و منجی آخرالزمان می‌شد شاید بعضی‌ها می‌خندیدند و می‌گفتند این جنس حرف‌ها متعلق است به فضای محدود شیعیان و به بچه مسلمان‌ها توصیه می‌کردند که خیلی به این حوزه‌ها نپردازید.

مگر نه این است که جهان هر چه پیش رفت؛ پیشرفت‌ها، اختراعات، جذابیت‌ها و اکتشافات بیشتر شد، پس برای چه ما صحبت از آخرالزمان می‌کنیم، تاریخ هر چقدر به جلو رفته کامل‌تر شده است، این منحنی سینوسی که مدام به سمت بال او جلو می‌رود چرا در فرجام خود باید سقوط کند، فتنه‌های آخرالزمانی یعنی چه؟ چه کسی ادعا می‌کند که فرجام این تاریخ این قدر تلخ است که همه عالم از ظلم و جور پر شده است و حالا یک مصلح آمده است که به داد خلایق برسد.




ادامه مطلب
طبقه بندی: آخرالزمان در ادیان،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391

تمامی ادیان الهی در پاره‌ای از مسائل با یكدیگر اشتراك دارند كه از جمله آن اشتراكات اعتقاد به وجود مصلح آخر الزمان می‌باشد در این میان آئین یهود نیز كه در ابتدای ظهورش از سوی خدای تعالی توسط حضرت موسی برای بنی اسرائیل آورده شد به مسئله منجی موعود توجه نموده است. با یك نگاه اجمالی به متون دینی یهودیان همچون تورات و تلمود، به دهها آیه بر می‌خوریم كه به آمدن مصلح تصریح نموده است كه به پاره‌ای از آنها اشاره خواهیم نمود.

بسم الله الرحمن الرحیم
تمامی ادیان الهی در پاره‌ای از مسائل با یكدیگر اشتراك دارند كه از جمله آن اشتراكات اعتقاد به وجود مصلح آخر الزمان می‌باشد در این میان آئین یهود نیز كه در ابتدای ظهورش از سوی خدای تعالی توسط حضرت موسی برای بنی اسرائیل آورده شد به مسئله منجی موعود توجه نموده است. با یك نگاه اجمالی به متون دینی یهودیان همچون تورات و تلمود، به دهها آیه بر می‌خوریم كه به آمدن مصلح تصریح نموده است كه به پاره‌ای از آنها اشاره خواهیم نمود.

مصلح آخر الزمان در آئین یهود كیست؟
به اعتقاد تمامی اندیشمندان یهود مصلح آخر الزمان انسانی است همانند دیگر انسانها كه دارای جلوه، و قدرت الهی است و جهان را با نور خویش كه جلوه‌ای از نور خداست روشن خواهد نمود.(1) منجی موعود در آیین یهود با نامهای متعدّد از جمله: ماشیح (مسیح)(2)، داوود(3) و فرزند داوود(4) یاد شده است.

علائم ظهور منجی موعود در آئین یهود
مسئله منجی موعود در آئین یهود تا آنجا مورد توجّه قرار گرفته است كه حتی به علائم ظهور این منجی موعود اشاراتی شده است از جمله این كه:
(در دوره‌ای كه ماشیح فرزند داوود ظهور می‌كند جوانان به پیران بی احترامی كرده و آنها را خجالت خواهند داد. فرزند از پدر خود حیا نمی‌كند. محل تحصیل و مطالعه به اماكن فساد مبدّل شده؛ دانش دبیران فاسد خواهد گشت و كسانی كه از خطا كردن بترسند منفور خواهند بود.(5) دستها به خون و انگشتها به شرارت آلوده است. انصاف از آدمیان دور شده و عدالت با آنان فاصله گرفته است. گناهان فزونی گرفته و خطاها بسیار شده است و علیه آنان گواهی می‌دهد).(6)
در مورد زمان ظهور منجی موعود نیز باید گفت: كوشش برای محاسبه و یافتن زمان ظهور ماشیح از طرف اكثریت دانشمندان یهود به شدّت تقبیح شده است. زیرا این محاسبات و پیشگوئیها امیدهایی در دل مردم پدید می‌آورد كه بعداً به حقیقت نپیوسته باعِث یأس و محرومیت می‌شود. از این رو چنین اخطار شدیدی داریم: (لعنت بر كسانی باد كه تاریخ پایان ذلّت اسرائیل و ظهور ماشیح را محاسبه می‌كنند).(7)

نظریه دوم در این رابطه تعیین اجمالی زمان ظهور ماشیح است كه بنا به قولی در ماه تیشری و بنا به قول دیگری در ماه نیسان ظهور خواهد كرد.(8)
و نظریه سوم در این رابطه این است كه زمان ظهور ماشیح بنابر كردار مردم تغییر خواهد كرد. این نظریه از این آیه استنباط شده است: (من خداوند در وقت خودش آن را تسریع خواهم كرد)(9) كه بدین گونه تفسیر شده است: اگر ملت اسرائیل، استحقاق آن را داشته باشد نجات ایشان را تسریع خواهم كرد و اگر استحقاق نداشته باشد، در وقت خودش آنها را نجات خواهم داد.(10)
در پاره‌ای موارد ظهور منجی و نجات مردم را متوقف به توبة مردم و انجام اعمال نیك معرّفی كرده است؛ چنانكه آمده است: (ظهور او فقط بسته به توبة مردم و اعمال نیكی است كه انجام دهند).(11)
و در جای دیگر چنین آمده است: (اگر ملّت اسرائیل فقط یك روز توبه كند بلافاصله (ماشیح) فرزند داوود خواهد آمد).(12)

توجه به انتظار منجی موعود در آیین یهود
یكی دیگر اَز مسائل مورد توجّه در آیین یهود مسئله انتظار منجی موعود است. به عنوان مثال در جایی ا كتاب مقدّس با اشاره به اینكه همیشه و در هر لحظه باید منتظر ظهور منجی موعود بود و آن را دور ندانست و از آن ناامید نشد آمده است:
(همواره منتظر ظهور او باش، اگر چه (فرارسیدن پایان ذلّت) به تأخیر بیفتد با وجود این در انتظارش باش).(13)
در جای دیگر چنین آمده است: (هر وقت ببینی كه دولتها باهم به جنگ می‌پردازند مُنتظر قدوم ماشیح باش).(14)

فوائد ظهور منجی موعود در آئین یهود
در بخشهای متعدّدی از كتاب مقدّس یهود به فوائد ظهور منجی اشاره شده و جهان پس از ظهور منجی موعود ترسیم شده است. عدالت منجی موعود و فراگیر شدن عدالت او در جهان یكی از شاخصترین فوائد ظهور منجی موعود در آیین یهود است. از جمله اینكه در كتاب مقدّس چنین آمده است:
(امّا برای شما كه از اسم من می‌ترسید، آفتاب عدالت طلوع خواهد كرد و بر بالهای وی شفا خواهد بود).(15)
در جای دیگر نیز با اشاره به حمایت منجی موعود از مظلومین و مستضعفین عالَم چنین آمده است:
(مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت).(16)
نكته دیگر در مورد عدالت منجی موعود، این است كه او مأمور به باطن است و بر طبق همان باطن افراد و همان واقعیت موجود حكم می‌دهد؛ فلذا چنین آمده است كه:
(موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق شنیدن گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود).(17)
از بین رفتن فساد و جنگ و خونریزی و فراگیر شدن سلامتی و امنیت نیز دیگر شاخص زندگی پس از ظهور منجی است؛ همچنانكه آمده است:
(و امتی بر امت دیگر شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهد آموخت).(18)
و در جای دیگر است كه:
(و كمان و شمشیر را از زمین خواهم شكست و ایشان را به امنیت خواهم خوابانید).(19)
(آن گاه چشمان كوران بینا خواهد شد و گوشهای ناشنوایان شنوا خواهد گردید).(20)
از دیگر فوائد و خصوصیات عالم و زندگی پس از ظهور، آباد شدن زمین است؛ چنانچه آمده است:
(آبها در بیابان و نهرها در صحرا خواهد جوشید و سراب به بركه و مكانهای خشك به چشمه‌های آب مبدّل خواهد گردید).(21)
در جای دیگر به ظاهر شدن خزائن زمین و دستیابی بشر به معادن جدید و دست نخورده اشاره می‌كند و می‌گوید:
(و زمین ایشان از نقره و طلا پر شده و خزائن ایشان را انتهایی نیست).(22)
اَز دیگر فوائد و خصوصیات ظهور و زندگیِ بعد از آن می‌توان به خدا پرست شدن و یك دل شدنِ مردم ااره كرد كه كنایه از رشد معنوی بسیار بالا دارد. چنانچه آمده است:
(زیرا كه در آن زمان، زبان پاك به امتّها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم (یَهُوه) را بخوانند و به یك دل او را عبادت نمایند).(23)
و بالاخره در موضعی دیگر صریحاً آمده است:
(در تمامی كوه مقدّسِ من ضرر و فسادی نخواهند كرد زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود).(24)
بنابراین با توجه به آیات بی شماری كه در عهد عتیق (تورات) و كتابهای معتبر یهودیان همچون تلمود آمده، استنباط می‌گردد كه یهودیان همانند پیروان دیگر ادیان آسمانی در انتظار مصلح جهانی هستند و آمدن او را مساوی با عدالت و صلح تلقّی می‌كنند و هر چند كه آمدن ماشیح را بیشتر در جهت تشكیل حكومت یهودیان و ارض موعود تفسیر می‌كنند كه با آمدنش پادشاهی قوم یهود بازگردانده می‌شود، لیكن آنچه مورد توجه است، اصل اعتقاد به مصلح آخرالزمان است كه مورد توافق تمامی ادیان ابراهیمی است و یهودیان نیز در این امر اشتراك دارند.





منابع
(1)  اشعیاه، فصل 60، آیه 19.
(2)  پسیقتا رباتی، 152 الف به نقل از گنجینه‌ای از تلمود، ص352.
(3)  هوشِیَع، فصل 3، آیه 5.
(4)  گنجینه‌ای از تلمود، ص352.
(5)  سنهدرین 97، الف و تلمود، ص354.
(6) تورات، اشعیاه نبی، فصل 59، آیات 3-15.
(7)  تلمود، فصل 12، ماشیح، ص356.
(8)  تلمود، فصل 12، ماشیح، ص357؛ روش هشانا، 11 الف.
(9)  اشعیاه، فصل 60، آیه 22.
(10) تلمود فصل 12، ص357 و سنهدرین، 98 الف.
(11) تلمود فصل 12، ص357 و سنهدرین، 97 الف.
(12)  یروشلمی، تعنیت 2، الف و تلمود فصل 12، ص357.
(13) تلمود فصل 12، ص356.
(14) كتاب مقدّس، سفر پیدایش، 14.
(15) ملاكی نبی، فصل 4، آیه 2.
(16) تورات، اشعیاه نبی، فصل 11، آیات 4 و 5.
(17)  پیشین.
(18)  اشعیاه، فصل 2، آیه 4.
(19)  هوشِیَع، فصل 2، آیه 18.
(20) تورات، اشعیاه، فصل 35، آیه 5.
(21) تورات، اشعیاه، فصل 35، آیه 6 و 7.
(22) تورات، اشعیاه، فصل 2، آیه 7.
(23)  صِفَنْیاه، فصل 3، آیه 9.
(24) تورات، اشعیاه نبی، فصل 11، آیه 9.

 

موعود




طبقه بندی: موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391
پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان(کشن) بزرگوار تمام شود. وی کسی باشد که بر کوه ‌های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از سودان که زیر خط استواست تا ارض تسعین که زیر قطب شمالی است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد."

 

 

 

 

 

 

متن زیر پاسخ حجت الاسلام سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی به پرسشی در رابطه با اعتقاد پیروان آیین های هندو به موعود است که توجه شما را به مطالعه ی آن جلب می کنیم.

در آیین‌ های هندوان و کتاب ‌های آنان نیز، همانند دیگر ادیان و آیین ‌ها، سخن از نجات‌ دهنده و موعود آمده است، از جمله در کتاب "مهابهاراتا" و کتاب "پورانه‌ها" در این باره مطالبی آمده است.

همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره‌ای از تاریخ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می‌رود، و چون طبعاً و فطرتاً، درحال هبوط و دوری از مبدأ است و مانند احجار به سوی پایین حرکت می‌کند، نمی ‌تواند به خودی خود به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد. پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه، که از منبع وحی و الهام سرچشمه می‌گیرد ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در این مورد در آموزه‌های هر دینی به صورت رمز، به حقایقی اشاره شده است، که با معتقدات آیین‌های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد. مثلاً در کیش هندو، در کتب پوراناpurana))، شرح مفصلی، در باره دوره آخر عصر کالیkali) )، یعنی: واپسین دوره قبل از ظهور دهمین آواتاری ویشنو درج گردیده است.

محمّد بهشتی در کتاب "ادیان و مهدویّت، صفحه ی 18 و 19 در این باره نوشته است: "در کتاب شاکمونی که از اعاظم کفره ی هند است و به عقیده پیروانش پیامبر صاحب کتاب آسمانیست، اشاره به وحدت دیانت در زمان آن پرچم دار روحانی جهان کرده و می گوید:

پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان(کشن) بزرگوار تمام شود. وی کسی باشد که بر کوه ‌های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از سودان که زیر خط استواست تا ارض تسعین که زیر قطب شمالی است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد."

و نیز سیّد اسد‌الله شهیدی در کتاب "ظهور حضرت مهدی (عج) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان" صفحه ی 273 بخشی از باور هندوها را درباره ی منجی این‌گونه بازگو کرده است:

"در کتاب "اوپانیشاد" که یکی از کتاب‌های معتبر و از منابع هندوها به شمار می‌رود، بشارت به ظهور نجات‌ بخش چنین آمده است: "این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، درحالی که شمشیر برهنه ی درخشانی به صورت ستاره ی دنباله ‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود، شریران را تماماً هلاک می‌سازد، و آفرینش را از نو تجدید، و پاکی را رجعت خواهد داد ... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد."

آیت الله دکتر محمدصادقی تهرانی(ره) در کتاب گرانسنگ "بشارات عهدین" صفحه ی 246 می نویسد: در کتاب "باسک" که از کتاب‌های مقدس هندوهاست، بشارت به منجی این ‌گونه آمده است: "دوره دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمین‌ ها پنهان باشد همه را به دست آورد، و از آسمان ‌ها و زمین و آنچه باشد، خبر دهد، و از او بزرگ‌ تر کسی به دنیا نیاید."

همچنین محمّد بهشتی در کتاب" ادیان و مهدویّت" صفحه ی 20 چنین آورده است: در کتاب "پاتیکل" که از اعاظم هندوان و به زعم آنان صاحب کتاب آسمانی است راجع به دولت با سعادت مهدی(ع) این‌ گونه نقل کرده است: «چون مدّت روز تمام شود، دنیای کهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی "ناموس آخرالزمان" و دیگری "صدیق اکبر" یعنی وصی بزرگ‌ تر وی که پشن نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنما است".

منبع: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(ایسکا)

 




طبقه بندی: موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : شنبه 15 مهر 1391
به گزارش «شیعه نیوز»، متن زیر پاسخ حجت الاسلام سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی به پرسشی در رابطه با اعتقاد پیروان آیین های هندو به موعود است که توجه شما را به مطالعه ی آن جلب می کنیم.

در آیین‌ های هندوان و کتاب ‌های آنان نیز، همانند دیگر ادیان و آیین ‌ها، سخن از نجات‌ دهنده و موعود آمده است، از جمله در کتاب "مهابهاراتا" و کتاب "پورانه‌ها" در این باره مطالبی آمده است.

همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره‌ای از تاریخ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می‌رود، و چون طبعاً و فطرتاً، درحال هبوط و دوری از مبدأ است و مانند احجار به سوی پایین حرکت می‌کند، نمی ‌تواند به خودی خود به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد. پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه، که از منبع وحی و الهام سرچشمه می‌گیرد ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد. در این مورد در آموزه‌های هر دینی به صورت رمز، به حقایقی اشاره شده است، که با معتقدات آیین‌های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد. مثلاً در کیش هندو، در کتب پوراناpurana))، شرح مفصلی، در باره دوره آخر عصر کالیkali) )، یعنی: واپسین دوره قبل از ظهور دهمین آواتاری ویشنو درج گردیده است.

محمّد بهشتی در کتاب "ادیان و مهدویّت، صفحه ی 18 و 19 در این باره نوشته است: "در کتاب شاکمونی که از اعاظم کفره ی هند است و به عقیده پیروانش پیامبر صاحب کتاب آسمانیست، اشاره به وحدت دیانت در زمان آن پرچم دار روحانی جهان کرده و می گوید:

پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان(کشن) بزرگوار تمام شود. وی کسی باشد که بر کوه ‌های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از سودان که زیر خط استواست تا ارض تسعین که زیر قطب شمالی است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد."

و نیز سیّد اسد‌الله شهیدی در کتاب "ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان" صفحه ی 273 بخشی از باور هندوها را درباره ی منجی این‌گونه بازگو کرده است:

"در کتاب "اوپانیشاد" که یکی از کتاب‌های معتبر و از منابع هندوها به شمار می‌رود، بشارت به ظهور نجات‌ بخش چنین آمده است: "این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، درحالی که شمشیر برهنه ی درخشانی به صورت ستاره ی دنباله ‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود، شریران را تماماً هلاک می‌سازد، و آفرینش را از نو تجدید، و پاکی را رجعت خواهد داد ... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد."

آیت الله دکتر محمدصادقی تهرانی(ره) در کتاب گرانسنگ "بشارات عهدین" صفحه ی 246 می نویسد: در کتاب "باسک" که از کتاب‌های مقدس هندوهاست، بشارت به منجی این ‌گونه آمده است: "دوره دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمین‌ ها پنهان باشد همه را به دست آورد، و از آسمان ‌ها و زمین و آنچه باشد، خبر دهد، و از او بزرگ‌ تر کسی به دنیا نیاید."

همچنین محمّد بهشتی در کتاب" ادیان و مهدویّت" صفحه ی 20 چنین آورده است: در کتاب "پاتیکل" که از اعاظم هندوان و به زعم آنان صاحب کتاب آسمانی است راجع به دولت با سعادت مهدی(علیه السلام) این‌ گونه نقل کرده است: «چون مدّت روز تمام شود، دنیای کهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان که یکی "ناموس آخرالزمان" و دیگری "صدیق اکبر" یعنی وصی بزرگ‌ تر وی که پشن نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنما است".


طبقه بندی: موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1391
آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در ۲۰ مایلى جنوب، جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود ۱۵ مایل است. . .
مشرق- آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در 20 مایلى جنوب، جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است و از طرف دیگر در فاصله ی 55 مایلی تل آویو قرار دارد. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیک نظامى و کاروان رو قرار داشت. این مکان که یکی از شاه راه های اصلی بوده که مصر را به دمشق و مشرق مربوط می ساخت جنگ های بسیاری را به خود دیده .حتی برخى از تاریخ­نویسان اعتقاد دارند که در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان کهن همیشه مى‏گفتند، "هر فرماندهى که مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى مى‏کند."

 

مانند جنگ بین یهودیان و کنعانیان که در آخر یهودیان پیروز جنگ بودن "و بعد چنانکه مى‏دانیم، شاه سلیمان این شهر را مستحکم ساخت و به مرکزى براى اسب­ها و ارابه­هایش بدل کرد." آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده است. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد.

 

اما بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و به واسطه این نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.
در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:" ...و آنها را در جایی گرد آورد که به زبان عبرانی آرماگدون می نامند."

در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده و در منابع اسلامی همچون قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است. حال آنکه در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد.

 

این ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.


جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید:" روسیه و هم پیمانان آنها(ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی است و عده زیادی از بین خواهند رفت.

 

صهیونیست:
اما گروه مقابل نیروهای خیر هستند که همان حامیان اسرائیل هستند که به رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه را با سلاح های کشنده ی خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به را افتد که تا افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.

در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند چنین عباراتی را بیان می کند:




ادامه مطلب
طبقه بندی: آخرالزمان در ادیان،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 شهریور 1391
سرخان مردان اف، از پژوهشگران و فعالان اسلامی کشور روسیه، در گفتگو با خبرنگار بخش بین الملل آینده روشن، با اشاره به این که کشور سوریه در حدود ۱۴۸ میلیون نفر جمعیت دارد و اکثر این جمعیت مسیحی هستند، عنوان کرد: مسیحیان این کشور تماما ارتدوکس هستند و علاوه بر آنها مسلمانان و یهودیان نیز در این کشور زندگی می کنند. 

وی در ادامه عنوان کرد، در روسیه در حدود ۲۰ میلیون مسلمان زندگی می کنند که از این میان ۲ میلیون نفر شیعه هستند و نکته قابل توجه این است که شیعیان این کشور تماما شیعیان اثنی عشری هستند و به ۱۲ امام بر حق اعتقاد کامل دارند. 

مردان اف، ارتباط مسیحیان و یهودیان این کشور را با مسلمانان و در بین مسلمانان رابطه سنی ها و شیعیان را رابطه خوبی عنوان کرد، ولی آنطوری که صد در صد رضایت از این موضوع وجود داشته باشد هم ندانست، و علت این موضوع را هم حوادث تروریستی عنوان کرد که در کشور های مختلف اتفاق افتاد و بیشتر تبلیغات منفی باعث شد که انگشت اتهام به سمت مسلمانان و خصوصا شیعیان گرفته شود. 



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : جمعه 6 مرداد 1391
رسالت سوشیانس تازه و خرّم نمودن جهان، و پاک کردن آن از وجود شیاطین و اهریمنان است. سه‌گانگی موعود های دین زردشت بی‌شک بیانگر نوعی استمرار و تداوم در نهاد بشر برای فرارسیدن روزی که جهان عاری از هرگونه عیب و کژی خواهد بود، تعبیه شده است.

 

 

اشاره:

امید بشر به ظهور نجات بخشی یگانه و در هم کوبنده تمام آثار ظلم و نفاق در جهان، چنان در میان ادیان گوناگون در اقصی نقاط جهان پررنگ و هویداست که بی‌شک می‌توان اندیشه موعودگرایی را وجه اشتراک عمده ای برای ادیان اصیل و ریشه دار کلّ تاریخ برشمرد. اصولاً حضور اندیشه ظهور منجی در ساختار کلّی ادیان نشانگر نوعی پختگی و اصالت در آنهاست، چه دستورات آن دین علاوه بر ارائه دستورات و شرایعی برای پایبندی متدیّنان بدان، آغاز و انجام جهان را نیز به خوبی به تصویر کشیده و با قرار دادن جایگاهی برای ظهور منجی تاریخ، حیات بشر را با بازگشت به اصالت‌های نیک سرشت و پاک‌ترین پدیده‌های زندگی بشری، به انجام می‌رساند.

هدف مقاله حاضر تبیین و واکاوی جایگاه موعود و اندیشه موعودگرایی در میان ادیان ایرانی، به ویژه دین زردشتی و به تبع آن دین مانوی و مزدکی است. در این سطور به ارائه شمّه‌ای کلان و کلّی‌نگر به چرایی، چگونگی و فلسفه حضور موضوع ظهور منجی در این ادیان خواهیم پرداخت......

سوشیانس، موعود زرتشت

در متون اصیل زردشتی، به ویژه اوستا، منجی دین زردشت «سوشیانس» نامیده شده است، این عبارت ترکیبی از ریشه کلمه پهلوی «سو»، به معنای سود و منفعت است.(1) شاید بتوان در میان متون کهن پهلوی ـ اوستایی معانی دیگری را نیز برای این گزاره یافت، لیکن آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است موارد اطلاق این مفهوم و نحوه بهره‌برداری متون شرعی و مذهبی دین زردشتی از آن است.

به درستی نمی‌توان موارد متعدّد اطلاق سوشیانس را در متون زردشتی احصاء نمود، برای نمونه در جایی از اوستا سوشیانس‌ها سه تن انگاشته شده‌اند که بنا بر جهان‌بینی دین زردشت که زمان کلّی عالم را به چهار بخش عمده سه هزارساله تقسیم می‌کند و هریک از سوشیانس‌ها در نقاط عطف انتقال و تبدیل این بخش‌ها به یکدیگر به وظیفه خویش عمل می‌کنند.(2) از سویی دیگر گاه سوشیانس به امری مفرد و واحد اطلاق شده که در این صورت منظور «سوشیانس سوم» خواهد بود.(3)

شروح و تفاسیر متعدد و بعضاً متباینی در میان متون زردشتی که سابقه‌ای بالغ بر 6 قرن پرفراز و نشیب را برخود دیده است، یافت می‌شود. چنان‌که آمد، بدویت آیین و ابتدایی بودن تعالیم آن باعث شده که تفاسیر او‌لیه از سوشیانس با آنچه در کتب پهلوی دین زردشت در آستانه ظهور اسلام به رشته تحریر در آمده است در ماهیّت و نه ذات تفاوت داشته باشد. گاهی اکثر روایات با مضامین اسطوره‌ای دور از ذهنی ممزوج و عجین شده‌اند، لیکن به طور کلّی می‌توان به موارد اتّفاق قاطبه روایات به شرح ذیل اشاره کرد:

نهادهای پاک سیرت سه سوشیانت که از نسل زردشت در دریاچه‌ای اسطوره‌ای به نام «کیانسه» پنهان شده‌اند، در زمان‌های مقتضی و از طریق ساز و کاری اسطوره‌ای پای به عرصه وجود و اصلاح جهان می‌نهند.(4) بنابر گمانه‌زنی‌های دراز دامن درباب مکان کنونی دریاچه یاد شده در بالا، به احتمال بسیار زیاد این دریاچه، همان دریاچه هامون کنونی است.(5)

دوره حضور سوشیانس که 57 سال به طول می‌انجامد، قرین با سعادت و نیک بختی بشر است؛ همه دیوان نابود می‌شوند، بیماری و پیری و مرگ از جهان رخت برمی‌بندد. جهان از دروغ و نیرنگ پاک می‌شود. اهریمن نابکار و متعلّقات او به کلی محو می‌گردند و جهان به مرحله فرشکرد یا تصفیه و تجدید خواهد رسید.

رسالت سوشیانس تازه و خرّم نمودن جهان، و پاک کردن آن از وجود شیاطین و اهریمنان است. سه‌گانگی موعود های دین زردشت بی‌شک بیانگر نوعی استمرار و تداوم در نهاد بشر برای فرارسیدن روزی که جهان عاری از هرگونه عیب و کژی خواهد بود، تعبیه شده است.

در اسطوره‌های متأخّر مزدایی، ابعاد انگاره‌های موعود شناختی مزدایی گسترده‌تر از پیش و نام موعود‌ها تکثر قابل ملاحظه‌ای می‌یابند. بدون شک فزونی تعداد منجیان مزدایی در روایات این دوره، فارغ از تأکید بر جایگاه ویژه موعودگرایی در مبانی ساختاری این دین که در راستای تکامل یافتگی بیشتر، رنگ و جایگاه والاتری یافته بود، حاصل اعمال فشارها و عسرت‌هایی ست که در اثنای حملات و تهاجمات هر از چندگاهی که متوجه متدینان زردشتی در ایران می‌شد.

موعود دین مانی

دین مانوی یکی از غوامض مباحث تاریخ ادیان جهان است، دینی جهان شمول و حائز تأثیرات گسترده که در طول حیات دراز دامن خود همیشه با سخت گیری‌ها و طرد و لعن اصحاب قدرت در گوشه گوشه جهان مواجه بوده است.(6) تأثیراتی که مانی در تدوین آموزه‌های خویش از زردشت و مسیح(علیه السلام) گرفت، بسیار بیشتر از تأثیراتی است که از دیگر ادیان به خود پذیرفته است.

درباب مسئله موعودگرایی در این دین به دلیل فشارها و سختی‌های فراوانی که چه در طول حیات مانی و چه در زمان‌های پس از آن گریبان‌گیر پیروان این دین بود، پرداخت و توجّه ویژه‌ای نشده است. با این وصف، مانی پایان جهان را با نبرد بزرگی قرین می‌داند که برآیندی از تمام منازعات تاریکی‌ها و ظلمات فراگرفته در جهان است. در این زمان عیسی دوباره ظهور می‌کند و عدل و دادِ از یادها رفته را دوباره احیا می‌کند. چنانکه آشکارست انگاره موعودگرایی در دین مانوی تفاوت چندانی با تعالیم مسیحی دراین باب ندارد، البته لازم به ذکرست که مانی در تفاسیر خود از شخصیت عیسی، از سه نوع عیسی نام می‌برد:

الف ـ عیسای درخشان یا خدای نجات بخش؛

ب ـ عیسای رنجبر؛ که در مانویت غربی به روح دردکشنده در ماده اطلاق می‌شود، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر دار کشیده شده است.

ج ـ عیسی مسیح؛ پیامبر و پسر خدا که در قامت بشر ظاهر شده و همگان برآنند که بر دار شده و از دنیا رفته است، لیکن مانی بر این نظر نیست و معتقد است او در حقیقت بردار نشده است.گاهی در اندیشه مانوی این مفاهیم در هم آمیخته شده ، به مفاهیمی غیر قابل تفکیک و مغشوش تبدیل می‌شوند.

موعود مزدک و مزدکیان

از آیین نوپدیدی که شخصی به نام «زرتشت خرگان» ادّعای پدید آوردن آن را نمود، اطّلاعات مستند و متقنی در دست نیست امّا از استنتاجاتی که به نقل از منابع عموماً مخالف پیروان مزدک می‌توان دریافت، به کارگیری لفظ «آیین» بیش از «دین» با واقعیت مقارنت پیدا می‌کند. با توجه به این مقدّمه مختصر به سختی می‌توان مفهوم مشخّص و منحصر به فردی را که به اندیشه موعودگرایی در آیین مزدکی اشاره داشته باشد، یافت.

با این حال در منابع تاریخی به گستره وسیعی از نحله های بدعت‌گذار از میانه دوره ساسانی تا قرون اوّلیه خلافت عبّاسی عنوان «مزدکی» اطلاق شده است، که با توجّه به عدم رعایت بی‌طرفی و نگرش نقّادانه علمی در هیچ یک از این منابع، نمی‌توان به گزاره‌های به ندرت متناسبی که با انگاره‌های موعودگرایی در اندیشه‌های مزدکی بیان شده، اعتماد چندانی مبذول داشت.

برای نمونه در یکی از مستندترین و قابل اتّکاترین منابع تاریخی در بررسی آموزه‌های ادیان و آیین‌های گوناگون یعنی «ملل و نحل» شهرستانی، سطوری به شرح ذیل در تبیین آرای مزدکیان آمده که می‌توان آن را با اندیشه‌های موعودگرایی متناسب دانست: «ارواح از طریق ستارگان، ماه و خورشید به نجات نهایی دست می‌یافتند. احتمال دارد جدایی یاد شده به نحوی اتّفاقی، مربوط به رهایی ارواح از بند ماده باشد که بستگی به وقایع و مسیر زندگی فرد دارد و تابع قانون مشخصی نیست. اگر ثواب کردی، به بهشت می‌روی و اگر خطا ورزیدی به اسارت روح خود در این جهان مادی گرفتار خواهی شد».

پی نوشت ها :

1.اوستا، فروردین یشت، 11/129، البته قرائت های دیگری نیز از این ریشه در منابع درج شده است: «ی سو تومندی پروژ کو» به معنای رهاننده و نجات دهنده.

2.برای اطلاعات جامع در این باب بنگرید به بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود،ص19.

3.فی المثل بنگرید به اوستا، فروردین یشت، 11/128؛ و نیز همان، یسن ها،34،46و48.

4.زردشت سه بار با زن خود هوو(Hvov) نزدیکی کرد و نطفه او به زمین افتاد. نریوسنگ نطفه ها را برگرفت و برای محافظت از آنها 99999 فروهر پاک به پاسبانی گمارد. بنا بر نص بندهشن این سه نطفه در قعر دریاچه کیانسه محفوظ مانده‌اند.

5.بنگرید به اوستا، وندیداد، فرگرد19، فقره پنجم و نیز زامیاد یشت، فقره 66؛ بندهشن فقره13،16؛ و نیز بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود، صص20-21. مخصوصا روایات افسانه‌ای از گرگ بزرگی که پهنایش415 گام و درازایش 433 گام است و یا جادوگری بدطینت به نام ملکوس و یا ماری عظیم الجثه و نیز شخصیت دژخیم شاهنامه فردوسی، ضحاک که همگی موانعی را برای ظهور موعود زردشتی فراهم می‌آورند.

6.برای اطّلاعات بیشتر درباره تاریخ مانویت و تأثیر و تأثرات آن از ادیان دیگر بنگرید به: مانی شناسی، سید حسن تقی‌زاده، به کوشش ایرج افشار، نشر توس، چ اول،1383؛ کشاکش‌های مانوی- مزدکی در ایران عهد ساسانی، به کوشش محمّد کریمی زنجانی اصل، نشر اختران،چ اول،1384؛ مانی و سنت مانوی، فرانسوا دکره، ترجمه عباس باقری، مجموعه گفت‌وگوی تمد‌ن‌ها، 1384

محمّدحسین رفیعی

منبع: ماهنامه موعود شماره 104.




طبقه بندی: موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ