تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - مطالب ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



مرتبه
تاریخ : شنبه 28 اردیبهشت 1392

 

 

یک روزنامه آمریکایی از اعزام 12 کشتی جنگی روسیه برای گشت زنی در سواحل سوریه خبر داد.

خبرگزاری فارس: اعزام کشتی‌های جنگی روسیه به سواحل سوریه

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» روز گذشته (پنج شنبه) از اعزام 12 کشتی جنگی روسیه برای گشت زنی در سواحل سوریه خبر داد.

بر اساس این خبر، روسیه حداقل 12 کشتی را برای گشت زنی در آب های نزدیک یک پایگاه نیروی دریایی در سوریه فرستاده است.

این اقدام روسیه از سوی مقامات آمریکایی و اروپایی حرکتی تهاجمی توصیف شده است. این مقامات اعلام کرده اند که چنین حرکتی از سوی مسکو به معنای هشدار به غرب و رژیم صهیونیستی در رابطه با عدم مداخله در جنگ داخلی سوریه است.

وال استریت ژورنال به نقل از یک مقام ارشد و ناشناس دفاعی آمریکا نوشت که اعزام کشتی های جنگی روسیه به سوریه نمایشی از قدرت توسط مسکو است تا از این طریق روسیه تعهد خود را به منطقه نشان دهد.

پیشتر نیز روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» در خبری مدعی شد که روسیه موشک های پیشرفته و ضد کشتی کروز به سوریه داده است.

این روزنامه به نقل از مقامات ناشناس آمریکایی نوشت که این موشک ها قابلیت این را دارند که برای مقابله با هر گونه دخالت نظامی کشورهای خارجی در سوریه مورد استفاده قرار بگیرند.

این خبر در شرایطی منتشر شده است که وزارت خارجه روسیه بدون تائید جزئیات صرفا اعلام کرده است که منابعی که مسکو در اختیار سوریه قرار می دهد، هیچ قانون بین المللی را نقض نمی کند.




طبقه بندی: ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
ترکیه و قطر برای برهم زدن تلاش های صورت گرفته جهت پایان به جنگ سوریه، طرح تخریب مرقد مطهر حضرت زینب (سلام الله علیها) و دامن زدن به جنگ طایفه ای بزرگ را در منطقه در دستور کار خود قرار دادند.

طرح آنکارا برای تخریب مرقد حضرت زینب(س)

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ هفته نامه عراقی المستقبل به نقل از منابع سیاسی عراقی خبر داد، اطلاعاتی در دست است که ترکیه و قطر برنامه های خود را برای تخریب این مرقد به عنوان یکی از مناطق مورد توجه شیعیان در جهان در دستور کار خود قرار داده و برنامه های اولیه برای تحقق این هدف نیز آغاز شده است.

به گفته این منابع این دو کشور حتی با رژیم صهیونیستی هم برای انجام حمله هوایی وارد مذاکره شدند اما صهیونیستها از بیم تبعات بسیار گسترده حاضر به مشارکت نشد.

منابع مذکور تاکید کردند هشدارهایی در این زمینه به آنکارا و دوحه ارسال شده و در آن تاکید شده تبعات تجاوز به عتبات مقدس شیعیان از جمله مرقد حضرت زینب (سلام الله علیها) می تواند تمامی منطقه را در آتش فرو ببرد.




طبقه بندی: ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور،  اخبار، 
ارسال توسط محمد امین
دونمه‌ها و ترکان فراماسون شده در جمعیت اتحاد و ترقی بودند که، چند سال بعد، با هدایت لژ فراماسونری آلمان که «ترکان جوان» را هدایت می‌کردند، دولت عثمانی را، به طرفداری از آلمان وارد جنگ جهانی اول کرده، با خیانت‌هایی که کردند، آن را به شکست کشانده، تجزیه‌اش کردند و «ترکیه نوین» یعنی یک رژیم سیاسی لائیسیته را پایه‌ریزی کردند.

 

 

 

یکی از اتفاقاتی که در یکی ـ دو سال اخیر، یعنی از زمان پیدایش موج سنگین و درهم‌شکننده بیداری اسلامی، در منطقه بسیار مهم، راهبردی و حساس خاورمیانه و شمال آفریقا و به تعبیر درست، غرب آسیا و شمال آفریقا، افتاده و تعجب همراه با حیرت تحلیل‌گران تحولات سیاسی ـ اجتماعی منطقه را برانگیخته، مشارکت دولت ترکیه در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت سوریه، یعنی خط مقدم جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه دشمن صهیونیستی در منطقه، است.

به راستی، آیا تا به حال فکر کرده‌اید که دولتمردان ترکیه که افتخار شاگردی مرحوم نجم‌الدین اربکان، نخست‌وزیر مسلمان، مبارز، ضدصهیونیسم و بی‌نظیر ترک، را یدک می‌کشیدند و به همین دلیل در جامعه ترکیه به عنوان چهره‌های شاخص اسلامی به حساب می‌آمدند؛ با شعار احیای ارزش‌های اسلامی، ترویج حجاب اسلامی و با تکیه بر آرای مردم مسلمان ترکیه، به قدرت رسیدند و به دنبال آن، با چند حرکت نمادین سیاسی،‌ مانند اعتراض به رئیس رژیم اسرائیل در کنفرانس داووس در مقابل چشم جهانیان در دفاع از ملت مظلوم فلسطین و اعزام کاروان کمک‌رسانی به مردم محاصره ‌شده و مقاوم غزه و ماجرای کشتی مرمره ـ که حالا معلوم می‌شود نمایش‌های سیاسی کثیفی بیش نبوده‌اند ـ ترکیه را به عنوان یک کشور دوست مسلمان برای همسایگان مسلمانش، ضدرژیم صهیونیستی اسرائیل و حامی حقوق فلسطینیان و به عنوان الگویی برای جهان اسلام و نسخه بدل الگوی جمهوری اسلامی در میان کشورهای مسلمان منطقه، معرفی کرده و اعتماد بسیاری از آنها، از جمله دولتمردان جمهوری اسلامی، را جلب کرده بودند، چرا در یکی از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات تاریخ منطقه و جهان، که مقام معظم رهبری، به درستی از آن به عنوان یک «پیچ تاریخی» تعبیر کرده‌اند، در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت اسد، به عنوان نوک پیکان جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌های غاصب و اشغالگر، با دشمن صهیونیستی همدست شد و فجایعی را در این کشور همسایه مسلمان و علیه ملت رشید و مقاوم آن مرتکب شد که هر ناظر بی‌طرفی را از صمیم قلب متأثر می‌کند، تا آنجا که فریاد اعتراض نهادهای بین‌المللی حقوق بشری جهانی و منطقه‌ای و مجامع طرفدار صلح، آزادی و حقوق بشر را در اقصی نقاط عالم به هوا بلندکرده‌ است؟!

ملت مسلمان ترکیه، اگر می‌خواهند به گذشته پرافتخار خود برگردند و به قول مرحوم اربکان، به جای اینکه در انتهای صف اتحادیه اروپا بایستند، در اول صف جهان اسلامی قرار گیرند، باید بر هویت اسلامی خود پای فشارند؛ هویتی که در فطرت الهی مردم مسلمان ترک نهفته است و علی‌رغم تلاش‌های هفتاد سالة «آتاتورک»های فراماسون برای زدودن این هویت، نتوانستند به این هدف پلید و شیطانی خود دست پیدا کنند.

این حرکت ترکیه، یعنی تبانی با رژیم صهیونیستی، با توجه به ظواهر امر، به راستی، حیرت‌انگیز و باور نکردنی است این اتفاق نمی‌تواند بیفتد مگر اینکه بگوییم دولت ترکیه، یک دولت صهیونیستی و یا حداقل، دوست و طرفدار صهیونیست‌ها است و از صهیونیست‌ها فرمان می‌گیرد! غیر از اینها نمی‌تواند باشد.متأسفانه، باید بگوییم، همینطور هم هست! اگر کمی به عقب برگردیم و تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی این کشور را از حدود یکصد سال قبل مرور کنیم، به روشنی پی می‌بریم که «ترکیة ‌نوین» از همان آغاز، یعنی از زمان فروپاشی امپراطوری عظیم اسلامی عثمانی، یک تأسیس فراماسونری ـ صهیونیستی در جهان اسلام بوده است. به عبارت دیگر، «ترکیه نوین» را باید مرکز فرماندهی فراماسون‌های صهیونیست در جهان اسلام دانست.

ما برای اثبات این ادعا، لازم است ابتدا گریزی به رابطة بین صهیونیسم و فراماسونری داشته باشیم. منابع و مراجع فراوان حاکی از این حقیقت هستند که فراماسونری همچون صهیونیسم، از همان آغاز پیدایش ریشه در یهودیت تحریف ‌شده داشته است. به عبارت دقیق‌تر، صهیونیسم و فراماسونری دو روی سکة یهودیت تحریف شده‌اند.

در پروتکل‌های دانشوران صهیون، که به منشور حکومت جهانی صهیونیست‌ها معروف است، بارها از فراماسونری به عنوان ابزاری برای برپایی حکومت جهانی صهیونیست‌ها، به مرکزیت به اصطلاح «سرزمین موعود»، سخن به میان آمده است. در پروتکل نهم می‌خوانیم:زمانی که پادشاهی خود را برپا کردیم واژه‌های «آزادی، عدالت و برابری» را، که شعار فراماسونری ماست، به کلماتی تبدیل خواهیم کرد که دیگر این معانی شعاری نداشته باشند بلکه مفاهیمی صرفاً آرمانی را القا خواهند کرد.1

و یا در پروتکل یازدهم آمده است:

...از طریق حیله و فریب به چه چیزهایی دست می‌‌یابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمی‌توانیم به آنها برسیم. این همان شالوده‌ای است که مؤسسات سرّی فراماسونری ما بر آن استوار است؛ مؤسساتی که این «گوئیم»2  حیوان چیز مهمی درباره آنها نمی‌دانند و از اهداف پشت پرده آنها جز مشتی ظن و گمان اطلاعی ندارند. ما «گوئیم»را به کاروان بزرگ باشگاه‌ها و محافل فراماسونری جذب کردیم و این محافل شروع به پاشیدن خاکستر در چشم اعضای خود کردند....3

و باز، در پروتکل چهارم می‌خوانیم:

فراماسونری «گوئیم» ناخودآگاه به ما خدمت می‌کند،‌ به این ترتیب که پوششی برای ماست و ما، خودمان و اهداف و برنامه‌هایمان را پشت سر آنها پنهان می‌کنیم. اما برنامه‌ای که ما برای عمل و اجرا آماده کرده‌ایم و مکانی که این برنامه در آن پیاده خواهد شد، به صورت یک راز عمیق و سر به مهر باقی خواهد ماند واحدی از آن مطلع نخواهد شد.4

مجلة اسرائیلی امریکا (The Israilite America)، در سوم اوت 1866، به نقل از خاخام اسحاق وایز، می‌نویسد: «فراماسونری از حیث درجات، تعالیم، پیام‌های محرمانه و روشنگری‌های تاریخی‌اش، تشکیلاتی یهودی است و اصلاً آغاز و انجام آن یهودی بوده است».5  در مجلة المشرق، در اوت 1911، آمده است:«رابطه‌ی محکم‌تر از رابطة فراماسونری و یهودیت وجود نداشته است. لذا صاحب‌نظران هنگام ملاحظة این مسأله دچار شگفتی نمی‌شوند، چون دیگر فراماسونری به یهودیت تبدیل شده و به عبارت دقیق‌تر، یهودیان برای رسیدن به اهداف پلید خود، فراماسون شده بودند.»6

اما اینکه گفتیم «ترکیه نوین» یک تأسیس صهیونیستی است، صرفاً یک ادعا نیست. منابع تاریخی نشان می‌دهند که یهودیان به تعداد اندک از همان آغاز در امپراتوری عثمانی حضور داشته‌اند، اما نفوذ آنان در دربار عثمانی، با هدف براندازی، به اواسط قرن هفدهم میلادی برمی‌گردد. این نفوذ زمانی آغاز شد که یک یهودی‌زاده اسپانیایی‌الاصل متولد ازمیر، بنام شابتای زِوی یا شابتای لِوی، در سال 1648، مدعی شد که مسیح موعود است.

وی مطالعات زیادی در زمینه تورات و تلمود انجام داد و از آنجا که اهل ریاضت هم بود، از جاذبة ظاهری زیادی برخوردار بود.7  «زندگی مرتاضانه و اعمال اسرارآمیز او، مانند غسل شبانه در دریا، روزه و نماز در خلوت، هاله‌ای از قداست را به چهرة وی در چشمان مریدانش پدید آورد.»8 او تحصیلات خود را نزد خاخام بزرگ بندر ازمیر، به نام یوسف بن شائول اسکاپا، به پایان برد و از آنجا که از هوش سرشاری هم بهره‌مند بود، در سن 18 سالگی به مقام خاخامی رسید.


ادعای مسیح بودن شابتای به سرعت مورد استقبال و حمایت گسترده مالی در اروپا و دیگر نقاط جهان قرار گرفت و به بزرگ‌ترین جنبش مسیح‌گرایی تاریخ یهود تبدیل شد و کار به جایی رسید که در عرض مدت کوتاهی، شابتای ادعای اولوهیت کرد! این ادعای شابتای از حمایت یک پیامبر دروغین، به نام ناتان غزه‌ای، یا ابراهام ناتان لِوی، یهودی اشکنازی، قرار گرفت. ناتان غزه‌ای طی نامه‌هایی، «مکاشفه» جدید خود را چنین اعلام کرد:

شابتای بدون جنگ سلطنت را از سلطان عثمانی خواهد گرفت و سلطان را به خدمتگزار خود بدل خواهد کرد. چهار یا پنج سال بعد، اسباط ده‌گانه را خواهد یافت؛ ربکا دختر 13 ساله موسی نیز ظهور خواهد کرد و با شابتای ازدواج خواهد کرد. در زمان غیبت شابتای از قسطنطنیه، سلطان علیه او خواهد شورید و سراسر عثمانی را، جز غزه، آشوب فراخواهد گرفت.9

ادعای الوهیت شابتای منجر به بروز اعتراضات و ناآرامی‌هایی در عثمانی شد و نکته حیرت‌انگیز اینکه کسی که حکم تکفیر و سپس اعدام او را صادر کرد، کسی نبود جز همان استادش، یعنی اسکاپا! و حیرت‌انگیزتر اینکه، هنوز یک سال از این اعتراضات و ناآرامی‌ها نگذشته بود که شابتای در مجلسی در حضور سلطان محمد چهارم، اعضای دربار و علمای اسلام و پس از آنکه از پاسخ دادن به پرسش‌های آنان ناتوان ماند، اسلام آورد!!!




ادامه مطلب
طبقه بندی: ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور،  دجال وفراماسونری، 
ارسال توسط محمد امین
دونمه‌ها و ترکان فراماسون شده در جمعیت اتحاد و ترقی بودند که، چند سال بعد، با هدایت لژ فراماسونری آلمان که «ترکان جوان» را هدایت می‌کردند، دولت عثمانی را، به طرفداری از آلمان وارد جنگ جهانی اول کرده، با خیانت‌هایی که کردند، آن را به شکست کشانده، تجزیه‌اش کردند و «ترکیه نوین» یعنی یک رژیم سیاسی لائیسیته را پایه‌ریزی کردند.

 

 

 

یکی از اتفاقاتی که در یکی ـ دو سال اخیر، یعنی از زمان پیدایش موج سنگین و درهم‌شکننده بیداری اسلامی، در منطقه بسیار مهم، راهبردی و حساس خاورمیانه و شمال آفریقا و به تعبیر درست، غرب آسیا و شمال آفریقا، افتاده و تعجب همراه با حیرت تحلیل‌گران تحولات سیاسی ـ اجتماعی منطقه را برانگیخته، مشارکت دولت ترکیه در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت سوریه، یعنی خط مقدم جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه دشمن صهیونیستی در منطقه، است.

به راستی، آیا تا به حال فکر کرده‌اید که دولتمردان ترکیه که افتخار شاگردی مرحوم نجم‌الدین اربکان، نخست‌وزیر مسلمان، مبارز، ضدصهیونیسم و بی‌نظیر ترک، را یدک می‌کشیدند و به همین دلیل در جامعه ترکیه به عنوان چهره‌های شاخص اسلامی به حساب می‌آمدند؛ با شعار احیای ارزش‌های اسلامی، ترویج حجاب اسلامی و با تکیه بر آرای مردم مسلمان ترکیه، به قدرت رسیدند و به دنبال آن، با چند حرکت نمادین سیاسی،‌ مانند اعتراض به رئیس رژیم اسرائیل در کنفرانس داووس در مقابل چشم جهانیان در دفاع از ملت مظلوم فلسطین و اعزام کاروان کمک‌رسانی به مردم محاصره ‌شده و مقاوم غزه و ماجرای کشتی مرمره ـ که حالا معلوم می‌شود نمایش‌های سیاسی کثیفی بیش نبوده‌اند ـ ترکیه را به عنوان یک کشور دوست مسلمان برای همسایگان مسلمانش، ضدرژیم صهیونیستی اسرائیل و حامی حقوق فلسطینیان و به عنوان الگویی برای جهان اسلام و نسخه بدل الگوی جمهوری اسلامی در میان کشورهای مسلمان منطقه، معرفی کرده و اعتماد بسیاری از آنها، از جمله دولتمردان جمهوری اسلامی، را جلب کرده بودند، چرا در یکی از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات تاریخ منطقه و جهان، که مقام معظم رهبری، به درستی از آن به عنوان یک «پیچ تاریخی» تعبیر کرده‌اند، در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت اسد، به عنوان نوک پیکان جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌های غاصب و اشغالگر، با دشمن صهیونیستی همدست شد و فجایعی را در این کشور همسایه مسلمان و علیه ملت رشید و مقاوم آن مرتکب شد که هر ناظر بی‌طرفی را از صمیم قلب متأثر می‌کند، تا آنجا که فریاد اعتراض نهادهای بین‌المللی حقوق بشری جهانی و منطقه‌ای و مجامع طرفدار صلح، آزادی و حقوق بشر را در اقصی نقاط عالم به هوا بلندکرده‌ است؟!

ملت مسلمان ترکیه، اگر می‌خواهند به گذشته پرافتخار خود برگردند و به قول مرحوم اربکان، به جای اینکه در انتهای صف اتحادیه اروپا بایستند، در اول صف جهان اسلامی قرار گیرند، باید بر هویت اسلامی خود پای فشارند؛ هویتی که در فطرت الهی مردم مسلمان ترک نهفته است و علی‌رغم تلاش‌های هفتاد سالة «آتاتورک»های فراماسون برای زدودن این هویت، نتوانستند به این هدف پلید و شیطانی خود دست پیدا کنند.

این حرکت ترکیه، یعنی تبانی با رژیم صهیونیستی، با توجه به ظواهر امر، به راستی، حیرت‌انگیز و باور نکردنی است این اتفاق نمی‌تواند بیفتد مگر اینکه بگوییم دولت ترکیه، یک دولت صهیونیستی و یا حداقل، دوست و طرفدار صهیونیست‌ها است و از صهیونیست‌ها فرمان می‌گیرد! غیر از اینها نمی‌تواند باشد.متأسفانه، باید بگوییم، همینطور هم هست! اگر کمی به عقب برگردیم و تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی این کشور را از حدود یکصد سال قبل مرور کنیم، به روشنی پی می‌بریم که «ترکیة ‌نوین» از همان آغاز، یعنی از زمان فروپاشی امپراطوری عظیم اسلامی عثمانی، یک تأسیس فراماسونری ـ صهیونیستی در جهان اسلام بوده است. به عبارت دیگر، «ترکیه نوین» را باید مرکز فرماندهی فراماسون‌های صهیونیست در جهان اسلام دانست.

ما برای اثبات این ادعا، لازم است ابتدا گریزی به رابطة بین صهیونیسم و فراماسونری داشته باشیم. منابع و مراجع فراوان حاکی از این حقیقت هستند که فراماسونری همچون صهیونیسم، از همان آغاز پیدایش ریشه در یهودیت تحریف ‌شده داشته است. به عبارت دقیق‌تر، صهیونیسم و فراماسونری دو روی سکة یهودیت تحریف شده‌اند.

در پروتکل‌های دانشوران صهیون، که به منشور حکومت جهانی صهیونیست‌ها معروف است، بارها از فراماسونری به عنوان ابزاری برای برپایی حکومت جهانی صهیونیست‌ها، به مرکزیت به اصطلاح «سرزمین موعود»، سخن به میان آمده است. در پروتکل نهم می‌خوانیم:زمانی که پادشاهی خود را برپا کردیم واژه‌های «آزادی، عدالت و برابری» را، که شعار فراماسونری ماست، به کلماتی تبدیل خواهیم کرد که دیگر این معانی شعاری نداشته باشند بلکه مفاهیمی صرفاً آرمانی را القا خواهند کرد.1

و یا در پروتکل یازدهم آمده است:

...از طریق حیله و فریب به چه چیزهایی دست می‌‌یابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمی‌توانیم به آنها برسیم. این همان شالوده‌ای است که مؤسسات سرّی فراماسونری ما بر آن استوار است؛ مؤسساتی که این «گوئیم»2  حیوان چیز مهمی درباره آنها نمی‌دانند و از اهداف پشت پرده آنها جز مشتی ظن و گمان اطلاعی ندارند. ما «گوئیم»را به کاروان بزرگ باشگاه‌ها و محافل فراماسونری جذب کردیم و این محافل شروع به پاشیدن خاکستر در چشم اعضای خود کردند....3

و باز، در پروتکل چهارم می‌خوانیم:

فراماسونری «گوئیم» ناخودآگاه به ما خدمت می‌کند،‌ به این ترتیب که پوششی برای ماست و ما، خودمان و اهداف و برنامه‌هایمان را پشت سر آنها پنهان می‌کنیم. اما برنامه‌ای که ما برای عمل و اجرا آماده کرده‌ایم و مکانی که این برنامه در آن پیاده خواهد شد، به صورت یک راز عمیق و سر به مهر باقی خواهد ماند واحدی از آن مطلع نخواهد شد.4

مجلة اسرائیلی امریکا (The Israilite America)، در سوم اوت 1866، به نقل از خاخام اسحاق وایز، می‌نویسد: «فراماسونری از حیث درجات، تعالیم، پیام‌های محرمانه و روشنگری‌های تاریخی‌اش، تشکیلاتی یهودی است و اصلاً آغاز و انجام آن یهودی بوده است».5  در مجلة المشرق، در اوت 1911، آمده است:«رابطه‌ی محکم‌تر از رابطة فراماسونری و یهودیت وجود نداشته است. لذا صاحب‌نظران هنگام ملاحظة این مسأله دچار شگفتی نمی‌شوند، چون دیگر فراماسونری به یهودیت تبدیل شده و به عبارت دقیق‌تر، یهودیان برای رسیدن به اهداف پلید خود، فراماسون شده بودند.»6

اما اینکه گفتیم «ترکیه نوین» یک تأسیس صهیونیستی است، صرفاً یک ادعا نیست. منابع تاریخی نشان می‌دهند که یهودیان به تعداد اندک از همان آغاز در امپراتوری عثمانی حضور داشته‌اند، اما نفوذ آنان در دربار عثمانی، با هدف براندازی، به اواسط قرن هفدهم میلادی برمی‌گردد. این نفوذ زمانی آغاز شد که یک یهودی‌زاده اسپانیایی‌الاصل متولد ازمیر، بنام شابتای زِوی یا شابتای لِوی، در سال 1648، مدعی شد که مسیح موعود است.

وی مطالعات زیادی در زمینه تورات و تلمود انجام داد و از آنجا که اهل ریاضت هم بود، از جاذبة ظاهری زیادی برخوردار بود.7  «زندگی مرتاضانه و اعمال اسرارآمیز او، مانند غسل شبانه در دریا، روزه و نماز در خلوت، هاله‌ای از قداست را به چهرة وی در چشمان مریدانش پدید آورد.»8 او تحصیلات خود را نزد خاخام بزرگ بندر ازمیر، به نام یوسف بن شائول اسکاپا، به پایان برد و از آنجا که از هوش سرشاری هم بهره‌مند بود، در سن 18 سالگی به مقام خاخامی رسید.


ادعای مسیح بودن شابتای به سرعت مورد استقبال و حمایت گسترده مالی در اروپا و دیگر نقاط جهان قرار گرفت و به بزرگ‌ترین جنبش مسیح‌گرایی تاریخ یهود تبدیل شد و کار به جایی رسید که در عرض مدت کوتاهی، شابتای ادعای اولوهیت کرد! این ادعای شابتای از حمایت یک پیامبر دروغین، به نام ناتان غزه‌ای، یا ابراهام ناتان لِوی، یهودی اشکنازی، قرار گرفت. ناتان غزه‌ای طی نامه‌هایی، «مکاشفه» جدید خود را چنین اعلام کرد:

شابتای بدون جنگ سلطنت را از سلطان عثمانی خواهد گرفت و سلطان را به خدمتگزار خود بدل خواهد کرد. چهار یا پنج سال بعد، اسباط ده‌گانه را خواهد یافت؛ ربکا دختر 13 ساله موسی نیز ظهور خواهد کرد و با شابتای ازدواج خواهد کرد. در زمان غیبت شابتای از قسطنطنیه، سلطان علیه او خواهد شورید و سراسر عثمانی را، جز غزه، آشوب فراخواهد گرفت.9

ادعای الوهیت شابتای منجر به بروز اعتراضات و ناآرامی‌هایی در عثمانی شد و نکته حیرت‌انگیز اینکه کسی که حکم تکفیر و سپس اعدام او را صادر کرد، کسی نبود جز همان استادش، یعنی اسکاپا! و حیرت‌انگیزتر اینکه، هنوز یک سال از این اعتراضات و ناآرامی‌ها نگذشته بود که شابتای در مجلسی در حضور سلطان محمد چهارم، اعضای دربار و علمای اسلام و پس از آنکه از پاسخ دادن به پرسش‌های آنان ناتوان ماند، اسلام آورد!!!




ادامه مطلب
طبقه بندی: ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور،  دجال وفراماسونری، 
ارسال توسط محمد امین

 

 

خبرگزاری فارس: یک پایگاه تحلیلی می‌نویسد: سیا با همدستی ترکیه در پشت صحنه در صدد وخیم‌ترکردن اوضاع سوریه و ایجاد شرایط برای جنگی منطقه‌ای است، درحالی که مقامات آمریکایی و ناتو مدام از ایجاد ثبات سخن می‌گویند.

خبرگزاری فارس: تحرکات پشت صحنه سیا و ترکیه برای گسترش جنگ در سوریه

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «پریزن پلنت» در مقاله‌ای به قلم «کورت نیمو» در 20 اکتبر 2012 می نویسد:«فرانسیس ریکاردونه» سفیر آمریکا در ترکیه روز سه شنبه اظهار داشت:« می توانم قطعا" به شما بگویم که نظامیان و مقامات ارتش دو کشوربا هم در تماس هستند.» وی افزود:« می دانم که این هفته تمرکز خاصی بر مسئله سوریه وجود دارد اما آنچه نظامیان به خوبی انجام می دهند برنامه ریزی برای هرگونه پیشامد احتمالی است.»

 

* سازمان سیا و ام آی سیکس و ترکیه علیه دولت دمشق دست به عملیات نظامی می زنند

«ریکاردونه» گفت:«هنوز هیچگونه تصمیم گیری سیاسی درباره اعلام منطقه پرواز ممنوع در باره سوریه صورت نگرفته است اما ایالات متحده و ترکیه و ناتو هم اکنون مشغول کار بر این گزینه هستند.

«واشنگتن پست» گزارش داد که در هفته گذشته آژانس های امنیتی ایالات متحده نقش مهمی در فرود یک هواپیمای سوریه در مسیر مسکو به دمشق ایفاء کرده اند. ترکیه ادعا می کند این هواپیما سلاح های پیشرفته با خود حمل می کرده است. همچنین رسانه های دولتی آمریکا روسیه را متهم به یاری رسانی تسلیحاتی به سوریه می کنند.

اما علیرغم همه این مانورهای تبلیغاتی، روشن شده است که این محموله حاوی قطعاتی برای سیستم رادار قدیمی سوریه بوده است. «سرگی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه اظهار داشت: حمل و نقل « لوازم برقی رادار» یک محموله قانونی و مطابق با قوانین بین المللی بوده است. «لاوروف» در عین حال اضافه کرد که این لوازم می تواند«هدف دو منظوره ای» هم نظامی و هم غیرنظامی داشته باشد.

ترکیه متعاقب حادثه سوم اکتبر که باعث کشته شدن افراد غیرنظامی روستایی دراین کشور شد، به گلوله باران مناطق مرزی سوریه ادامه داده است. سازمان سیا و ارتش آزاد سوریه با حمایت ام آی سیکس و ترکیه در این منطقه علیه دولت دمشق دست به عملیات نظامی می زنند.

 

* مقامات ترکیه در حال بستر سازی برای جنگی همه جانبه علیه سوریه هستند

ترکیه بار دیگر در روز جمعه سوریه را گلوله باران کرد و به دمشق هشدار دارد که خطر جنگی تمام عیار در حال افزایش است.

بنا به گزارش«واشنگتن پست» وضعیت مرزی «محاسبات استراتژیک» را در هم ریخته وسبب همکاری نزدیک تر ارتش و مقامات امنیتی آمریکا با ترکیه شده است.

مقامات ترکیه در حال بستر سازی برای جنگی همه جانبه علیه سوریه هستند. وزیر دفاع ترکیه «عصمت یلماز» و ژنرال «نجدات اوزل» با مقامات ناتو ملاقات کردند اما هنوز تقاضای رسمی برای کمک نظامی ارائه نداده اند.

«واشنگتن پست» گزارش می دهد که «راس ویلسون» سفیر سابق آمریکا در ترکیه و مدیر فعلی «دینو پاتریسیو اوراسیا» در شورای آتلانتیک واشنگتن اظهار داشته: در حال حاضر ترکیه تنها خواستار حمایت عمومی ناتو و حصول اطمینان از دریافت کمک در زمان لازم می باشد.

 

* در رابطه با سوریه ، ناتو نقش سازمان ملل جدیدی را برای آنکارا ایفا می کند

ناتو به دلیل بی تحرک ساختن سازمان ملل عنصر بسیار مهمی در جنگ علیه «اسد» و سوریه به شمار می رود. «سونر جاکاپتای» مدیر برنامه تحقیقاتی سیاست های خاور نزدیک ترکیه در موسسه واشنگتن، یعنی سازمانی که به کمیته عمومی آمریکا - اسراییل پیوسته است اظهار داشت:« در رابطه با سوریه، ناتو نقش سازمان ملل جدیدی را برای آنکارا ایفا می کند.» موسسه سیاست های خاور نزدیک واشنگتن در هم صدایی با محافظه کاران سیاست های تهاجمی را بوسیله ایالات متحده علیه سوریه و ایران اعمال می کند.




طبقه بندی: اخبار،  سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
الجزیره گزارش می‌دهد
اردوغان اسیر در تاریخ عثمانی و گرفتار تنگنای سوریه

به گزارش مانیتورینگ فارس، شبکه الجزیره در گزارشی از تنش سیاسی در ترکیه درباره اقدامات خصمانه دولت اردو غان علیه سوریه تاکید کرد که جنگ لفظی شدیدی بین رجب طیب اردوغان نخست وزیر این کشور با «کمال قلیچ دار اوغلو» رهبر حزب حرکت ملی مهمترین مخالف دولت در جریان است.

اردوغان به شدت مخالفان سیاست‌های دولتش در سوریه را به باد انتقاد گرفته و آنها را متهم به بی توجهی به غرور و خون ترک‌ها کرده‌ است و در مقابل قلیچ دار اوغلو نیز اردوغان را به دخالت در بحرانی بدون فایده متهم کرده است.

شبکه الجزیره قطر در گزارش خود تاکید کرد که هر روز ثابت می‌شود که بحران سوریه، بحرانی بلند مدت خواهد بود.

اردوغان در سخنان خود حزب ملی گرا را حزبی دانسته که به بزرگی ترکیه و ملت آن بی‌توجه است، قلیچ اغلو نیز گفت: او (اردوغان) ما را درحال وارد کردن به جنگی است و به دلیل انتقاد ما را مورد حمله قرار می‌دهد ما نمی توانیم این مسئله را قبول کنیم.

شبکه الجزیره سخنان اردوغان را سرشار از احساسی دانست ولی تصریح کرد که این سخنان به اعلام جنگ با دولت بشار اسد در سوریه شده است که در آن رنگ و بوی سیاست کمتر دیده می‌شود.

این شبکه تاکید کرد که هم اکنون دولت ترکیه خود را در وسط آتش با 700 کیلومتر مرز و هزاران آواره تنها یافته و موضع آمریکایی و غربی همچنان حرف زدن زیاد و کم عمل در معرکه نبرد است.

معارضان ترکیه اردوغان را اسیر در تاریخ عثمانی و گرفتار در یک تنگنا می‌دانند. در مقابل طرفدارانش او را مردی استراتژیست می‌نامند که منطقه را متحول کرده است و در آینده جای دارد.




طبقه بندی: اخبار،  ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391
این امید وجود دارد كه دولت اردوغان به فعالیت های خود در حمایت از مخالفان سوریه ادامه دهد و ما می دانیم كه اردوغان از همان ابتدای شروع بحران در سوریه، حامی معارضین بود و اگر دخالت های این كشور نبود، قیام سوریه ادامه پیدا نمی كرد، اما این را نیز می دانیم كه گفته هایی مبنی بر این که تركیه تحت فشارهای كشورهای غربی از حمایت انقلابیون منع می شود، دروغی بیش نیست و عكس این مساله درست است.

اردوغان "باید" در سوریه دخالت نظامی کند

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ از ویژگی های بحران سوریه آن است که هر از چند گاهی، نقاب تزویر را از چهرۀ برخی مقامات، شخصیت ها و سیاستمداران کنار می زند و آنچه را که مدت ها برای پنهان کردنش تلاش کرده بودند، آشکار می سازد.

در آخرین نوع از این "آشکارسازی" ها، عبدالرحمن راشد مدیر "العربیه"، بنگاه خبرپراکنی آل سعود، عنان از کف داد و آنچه از کینه و خشم نسبت به مردم مظلوم سوریه و جریان مقاومت ضدصهیونیستی و مخالف با خواسته های اربابان خود در دل داشت، آشکار کرد و در رویکردی متناقض، به تمجید از اردوغان پرداخت و نیز زبان به انتقاد از وی گشود، چرا که به عقیدۀ وی نخست وزیر ترکیه، هنوز آنچنان که باید و شاید، برای نابودی سوریه به پا نخاسته و "نقش خود را به درستی ایفا نکرده است".

روزنامۀ عربستانی "الشرق الاوسط" امروز یکشنبه در مقاله ای به قلم «عبدالرحمن راشد» با تشویق اردوغان به اقدام جدی و دخالت نظامی در سوریه، نوشت:

نمی دانم مسئولان تركیه تا چه اندازه به بزرگی خسارتی كه درجهان عرب در ارتباط با قضیه سوریه متوجه آنان شده است، پی برده اند؛ این قضیه و مواضع تركیه، افزون بر آن چیزی است كه پیش از این اتفاق افتاده است؛ اما از این مساله مطمئنم كه مسئولان تركیه، بیشتر از دیگران حساب منافع خود را دارند و می دانند كه نقش مهمی بر عهده دارند كه هنوز آن را ایفا نكرده اند، ولی ما هنوز به علت این كه چرا آنان به ایفای نقش مهم خود نپرداخته اند، پی نبرده ایم.

مسأله تركیه به چند سال قبل از روبرو شدن سوریه با این وضعیت باز می گردد، زمانی كه رجب طیب اردوغان نخست وزیر این كشور توجه ویژه ای به اوضاع جهان عرب داشت و آمادگی خود را برای ایفای نقش مثبت در مسائل جهان عرب اعلام كرد. تركیه ابتدا با گامی اشتباه دراین زمینه وارد عمل شد و آن زمانی بود كه به بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در نبردهای خارجی خود كمك كرد و از حل و فصل برنامه هسته ای ایران نیز حمایت كرد. اما پس از مدتی كه واقعیت برایش روشن شد، مواضع خود را دراین زمینه تصحیح كرد (!)

اشتباه اردوغان این بود كه توقع عرب ها را بالا برد، اما هیچ كار مهمی انجام نداد. تنها كار مهم وی متوقف كردن مانورهای نظامی مشترك با اسرائیل بود. موضع تركیه در قبال سوریه، بسیار ناامید كننده تر بود، چرا كه آنكارا مواضع شدیدی علیه نظام بشار اسد رئیس جمهوری سوریه اتخاذ كرد و به طور مداوم تهدید كرد كه در برابر كشتارهایی كه در سوریه اتفاق می افتد، سكوت نخواهد كرد، اما بیش از یك سال از شروع كشتار در سوریه می گذرد و دولت تركیه در آن سوی مرزها هیچ اقدامی انجام نداده است.

پس از آن، شاهد بودیم كه نخست وزیر تركیه به همراه وزیر امور خارجه این كشور به میانمار سفر كردند و عكس های زیادی با مسلمانان طرد شده دراین كشور انداختند و به آنان نیز همان وعده هایی را دادند كه به سوری ها و فلسطینی ها داده بودند. این سفر دو روز پیش از برگزاری نشست سران اسلامی درمكه مكرمه اتفاق افتاد، اما تركیه این بار نیز هیچ اقدامی انجام نداد و برخی ها ضمن انتقاد از این موضع تركیه، این سفر را اقدامی دیگر در زمینه تبلیغات و "روابط عمومی" تلقی كردند.

از اسرائیل گرفته تا سوریه و میانمار، تركیه امیدهای بسیاری را ناامید كرد و حال این سوال مطرح است كه  آیا مسئولان ترك بیش از آنچه كه باید مسئولند، یا این كه طبق معمول همیشه ما قربانی این مساله ساده هستیم كه عرب ها را می توان به آسانی با سخنرانی های پرشور و تبلیغاتی فریب داد؟! سخنرانی هایی كه پیشتر نمونه آن را از سوی آیت الله خمینی، بشار اسد و سید حسن نصرالله شاهد بودیم؟

به اعتقاد من، ما با تركیبی از این دو وضعیت روبرو هستیم، اردوغان شخصیت سیاسی مردمی است كه می داند چگونه افکار را جلب كند و افراد را به تشویق وادار كند؛ از این رو، در رقابت های حزبی و انتخاباتی پیروز شد و درعین حال، توقعاتی كه ما از او داریم، بیش از توانایی های تركیه است و یا با شرایط این كشور همخوانی ندارد.

همچنان امید زیادی وجود دارد كه تركیه در سایه حكومت اردوغان، نقش مهمی در سوریه  و به معنای واقعی كلمه در تعجیل و تحرك در زمینه نجات مردم این كشور ایفا كند.

تركیه از لحاظ نظامی از همه كشورهای عربی قویتر است و بر خلاف عربستان و مصر، با سوریه مرزهای مشترك دارد، درنتیجه منافع این كشور بیش از تغییر نظام سوریه در جهت جلب رضایت اكثریت مردم سوریه است تا ثبات منطقه را تضمین كند.

این امید وجود دارد كه دولت اردوغان به فعالیت های خود در حمایت از مخالفان سوریه ادامه دهد و ما می دانیم كه اردوغان از همان ابتدای شروع بحران در سوریه، حامی معارضین بود و اگر دخالت های این كشور نبود، قیام سوریه ادامه پیدا نمی كرد، اما این را نیز می دانیم كه گفته هایی مبنی بر این که تركیه تحت فشارهای كشورهای غربی از حمایت انقلابیون منع می شود، دروغی بیش نیست و عكس این مساله درست است. طبعا" این مساله درست است که كشورهای منطقه و دولت های غربی از گروه های سوری و نیز گروه های افراطی جهادی حمایت می كنند، این موضع قابل درك و موجه است، این ها تنها نماینده بخش كوچكی از مجموع معارضین سوریه هستند. همچنین گفته می شود كه تركیه حساب و كتاب های پیچیده ای در رابطه با موضوع سوریه دارد كه اگر با اقتدار وارد شود، تاثیر منفی بر آن خواهد گذاشت، از جمله این كه ممکن است ایران مشكلاتی را در داخل تركیه به وجود بیاورد و از مخالفان مسلح كرد در تركیه كه سوریه پیش از این میزبان آنان بود، حمایت کند.

چنین حساب و كتاب هایی باید تركیه را نگران كند، ما می دانیم كه منافع مهم تركیه به سرنگونی نظام بشار اسد رئیس جمهوری سوریه و روی كار آمدن نظامی دموكراتیك دراین كشور با مسئولانی میانه رو مرتبط است تا ثبات و تمامیت ارضی سوریه تضمین شود و دولت های كوچك علوی یا كرد به طور جداگانه تشكیل نشوند. این به نفع ترك هاست، همچنان كه به نفع سوری هاست و دراین صورت ایران و روسیه (هم پیمانان فعلی نظام بشار اسد) هم با نظام جدید سوریه تعامل خواهند كرد و هم به تركیه كه قویتر خواهد شد و نقش مثبت تری ایفا خواهد كرد، احترام خواهند گذاشت.


طبقه بندی: اخبار،  سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391
دو سال پیش کمتر کسی تصور می کرد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا درگیر سلسله انقلاباتی خواهد شد و در کوتاه مدت دیکتاتورهای منطقه مانند حسنی مبارک در مصر، معمر قذافی در لیبی، زین العابدین بن علی در تونس و علی عبدالله صالح در یمن از اریکه قدرت به زیر کشیده شوند.

به گزارش موعود، سفیر در یادداشتی آورده است: زلزله بهار عربی که در ایران به بیداری اسلامی شناخته شده است در کوتاه مدت دگرگونی های عمیقی در منطقه به وجود آورد و پس لرزه های اولین شعله های خشم مردم تونس همچنان آینده مبهم و متلاطم را در منطقه ترسیم می کند ، افقی که نمی توان در آن به صراحت و قاطعیت از بیداری  سخن گفت که نوید بخش بهاری با طراوت و نشاط برای خاورمیانه باشد.

قطعا مناقشه بر سر عناوینی مانند بهار عربی ، بیداری اسلامی و یا بیداری انسانی نتوانست مانع از بروز یک پدیده نوظهور در این منطقه مهم از جهان شود و شاید نزاع میان غرب و جهان تشیع بر سر نامگذاری این انقلاب های پیاپی به بهار عربی یا بیداری اسلامی یا انسانی باعث شد تا پدیده "بیداری عثمانی" آرام و آهسته و در لایه های تاثیر گذار در کشورهای هدف شکل گیرد.

امروزه حضور گسترده تمامی گرایش های اخوان المسلمین در صحنه حاکمیت های ملی این کشورها و اتحاد پشت پرده این جنبش در تامین منافع کلان سلفی گری نوین و مدرن با الگوبرداری از حکومت ترکیه هر روز بیش از گذشته نمایان می شود که اوج این همگرایی در برگزاری کنگره حزب عدالت و توسعه ترکیه به وضوح مشاهده شد.

در واقع می توان  کنگره اخیر حزب و عدالت و توسعه ترکیه که همان شاخه اصلی اخوان المسلمین مدرن ترکیه می باشند را جشن پرده برداری از "بیداری عثمانی" نامید که با حضور محمد مرسی رئیس جمهور جدید مصر، راشد الغنوشی رهبر اخوان المسلمین و حزب حاکم تونس، خالد مشعل از رهبران حماس و مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق برگزار شد.

باید توجه داشت که پدیده بیداری عثمانی که رویای رهبران و زمامداران امروزی ترکیه می باشد با حضور متحدانی از برادران اخوانیشان در منطقه زنگ خطری است که در آینده ای نه چندان دور نه تنها سایر کشورهای منطقه مانند  سوریه، لبنان، ایران و عراق را مورد تهدید قرار خواهد داد بلکه کشورهای عربی شیخ نشین و هم پیمانان غربی و شرقی آنها را نیز در معرض تهدیدات توسعه طلبانه خود قرار می دهد و باعث تقویت سلاح سلفی گری افراط گرایانه و القاعده خواهد شد.

تردیدی نیست تغییر واقع گرایانه در مناسبات موجود منطقه و تنظیم تعاملات منطقی و متعادل میان کشورهای منطقه که در معرض آسیب این پدیده نوظهور قرار خواهند گرفت با سایر قدرت های جهانی می تواند موانع جدی در شکل گیری نهایی این غول خفته باشد.



طبقه بندی: اخبار،  ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:10)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ