تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - مطالب غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



وزیر خارجه آمریکا برای حفظ امنیت غور اردن دست به اقدام جدیدی زد که بر اساس آن اردن، فلسطین و اسرائیل از این پس امنیت این منطقه را در یک بازه زمانی مشخص به صورت مشترک حفظ خواهند کرد که طرف اسرائیلی خواهان نظارت 40 ساله بر منطقه غور و طرف فلسطینی خواهان نظارت سه ساله بود.

 

 

در بخش اول این مقاله به رزمایش‌های شیر در کمین 1 و 2 و برگزاری نمایشگاه سوفکس پرداختیم، در این قسمت به بررسی چگونگی زمینه سازی برای حضور نیروهای امریکایی در قالب مانور و مختصات مانور و اهداف آن پرداخته و عدم شفافیت حاکمیت اردن، توجیه رفتارهای ناشایست خود برای شهروندان اردنی، استفاده ابزاری از آنان را بازگو خواهیم کرد.

اکثر رسانه های نزدیک به حکومت اردن صرفا به اخبار رسمی که از سوی سخنگویان مانور یا دولت بیان می شد، اکتفا می‌کردند. ولی روزنامه های مستقل و اکثر سایتهای الکترونی سعی می‌کردند ابعاد مخفی مانور را افشا سازند که در این بین تاثیر این رسانه ها در جامعه اردن به مراتب بیشتر از رسانه های دولتی بود تا جائیکه مردم اعتماد بیشتری به این رسانه ها داشته و معمولا با توجه به سادگی جامعه مدنی اردن، در این مواقع حکومت به سرعت سعی می کند سایتهای وابسته به خود را با اخباری مبنی بر رد اخبار سایتهای مستقل و یا درج دفاعیه از مواضع دولت بنماید.

شایان ذکر است که معمولا در جامعه اردن صرفا پادشاه و دولت، برای نهادینه کردن بستر جامعه در جهت پذیرش فکر انتقادی از نیروهای بازنشسته نظامی و برخی افراد نزدیک به حاکمیت در کسوت شهروند عادی بهره می گیرند. این در حالی است که این افراد منتقد به هر نحوی با سرویس امنیتی هماهنگ بوده و در راستای خواسته ها و اهداف آنها گام بر می‌دارند و حتی در مجلس اردن بخشی به نام"بخش الو"  که یحیی السعود آن افشا کرد کار هماهنگی با سرویس اطلاعاتی اردن را انجام می‌دهد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
روزنامه تایمز انگلیس از تلاش غرب برای کودتای نظامی در سوریه برای سرنگونی بشار اسد خبر داد.

به گزارش فارس روزنامه انگلیسی «تایمز»، گزارشی منتشر کرده که در آن سران کشورهای مجموعه ۸ به توافق رسیده‌اند که می‌توان به اطرافیان اسد اجازه داد تا بعد از کودتای نظامی علیه او در بازسازی سوریه حضور داشته باشند. این روزنامه افزود: رهبران کشورهای گروه ۸ به ژنرال‌های و شخصیت‌های بارز سازمان‌ها و نهادهای امنیتی سوریه اطمینان خاطر داده اند که در صورتی که اسد از قدرت کنار گذاشته شود آنها می‌توانند جان سالم به در ببرند.

این روزنامه معتقد است که این تلاش غرب به نوعی درس گرفتن از مسئله عراق است که بعد از سقوط صدام و کنار گذاشتن همه اطرافیان نظامی‌اش کشور شاهد بحرانی طائفه‌ای بود و همچنین این اقدام اطرافیان اسد را تشویق می‌کند تا به او پشت کنند. «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس گفته بود که رهبران کشورهای گروه ۸ می‌خواهند همپیمانان اسد را قانع کنند که آنها خود نیز به خوبی می‌دانند که اسد رفتنی است و با کناره گیری او از قدرت، سوریه در گرداب هرج و مرج سقوط نخواهد کرد و به این ترتیب با کودتایی نظامی زمینه را برای سقوط اسد فراهم کنند.

از سوی دیگر و به موازات این، واشنگتن نیز به صورت جداگانه به ائتلاف معارضان هشدار داده که در صورتی که پیش شرط‌های آمریکا را نپذیرد ایالات متحده کمک‌های خود را از ائتلاف معارضان قطع خواهد کرد و از تشکیل «شورای انتقالی جنگ» حمایت خواهد کرد. روز گذشته سران ۸ کشور صنعتی جهان به رغم اختلاف‌نظرها درباره بحران سوریه با صدور بیانیه‌ای درباره این کشور به نشست ۲ روزه خود در بلفاست پایان دادند.



طبقه بندی: سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مأمور اف‌.بی‌.‌آی از همکاری گسترده وزارت خارجه آمریکا، سیا و پنتاگون با رهبران القاعده از جمله «بن‌لادن» پرده برداشت.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی «گلوبال ریسرچ» «سیبل ادموندز» از کارکنان پلیس اف.بی.آی و مسئول مکاتبات آمریکا با گروه‌های تندرو به تازگی در خصوص همکاری‌های بین واشنگتن و گروه‌های تروریستی مثل القاعده افشاگری‌های بی‌سابقه‌ای کرده که نشان می‌دهد بن‌لادن و ایمن الظواهری با ناتو، پنتاگون، وزارت خارجه آمریکا و سیا در بسیاری از حملات تروریستی همکاری داشته‌اند. به گفته این مأمور اف.بی.آی که مکاتبات بین دو طرف پس از حملات 11 سپتامبر را ترجمه می‌کرده، این گروه‌های تروریستی 3 ماه پس از حملات 11 سپتامبر برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه قفقاز همکاری‌های خود را آغاز می‌کنند؛ این عملیات تحت عنوان عملیات «گلادیو» صورت می‌گرفت.
«ادموندز» گفت: اطلاعات محرمانه‌ای که طی 11 سال گذشته به دست آورده نشان می‌دهد آمریکا عملیات تروریستی در قفقاز و آسیای مرکزی را مدیریت، تجهیز و حمایت کرده وبن‌لادن و ایمن‌الظواهری نیز تحت فرماندهی آمریکا و ناتو مسئول اجرایی این عملیات بوده است.
وی همچنین افزود: اسناد اف.بی.آی طی سال‌های 1996 تا 2002 از ارتباط مستقیم این عملیات تروریستی با آمریکا حکایت دارد. «ادموندز» اعلام کرد این اسناد همچنین به چگونگی جلب موافقت کنگره از سوی وزارت خارجه برای اختصاص بودجه به سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌ها به منظور حمایت مالی از گروه‌های تروریستی در این منطقه اشاره دارد. «گلوبال ریسرچ» در تأیید گفته‌های «ادموندز» به اظهارات مشاور سابق امنیت ملی آمریکا اشاره می‌کند که اذعان کرده بود آمریکا بن‌لادن را در افغانستان روی کار آورد تا با اتحاد جماهیر سابق شوروی مبارزه کند. مشاور سابق امنیت ملی آمریکا همچنین سال 1997 در کتابی نوشت مناطق قفقاز و آسیای مرکزی یعنی همان دو منطقه‌ای که به گفته «ادموندز»، ناتو و آمریکا مسئولیت ایجاد بی‌ثباتی در آنجا را به بن‌لادن و ایمن‌الظواهری واگذار کردند، برای این کشور بسیار کلیدی هستند. همکاری آمریکا و ناتو با القاعده تنها منوط به منطقه قفقاز نمی‌شود. نخست‌وزیر سابق ایتالیا، یکی از قضات این کشور و رئیس سابق سازمان اطلاعات ایتالیا نیز پیش از این اذعان کرده بودند در چارچوب عملیات «گلادیو»، ناتو با پشتیبانی پنتاگون و سیا بمبگذاری‌های تروریستی را در ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی در دهه 1950 انجام داد و کمونیست‌ها را مسئول آن اعلام کرد تا حمایت مردم را از دولت‌های اروپایی در مقابله با کمونیسم جلب کند.
در حال حاضر نیز ایالات متحده آمریکا همکاری‌های کاملاً آشکاری را با گروه‌های تروریستی مثل القاعده در جنگ سوریه دارد. وزیر دفاع آمریکا همین چند روز پیش نسبت به ارائه کمک‌های بیشتر به این گروه‌های تروریستی تأکید کرد.
گفتنی است ایالات متحده آمریکا القاعده را مسئول حملات 11 سپتامبر معرفی کرده است. در صورت صحت این موضوع می‌توان نتیجه گرفت اظهاراتی که از سوی بسیاری از کارشناسان درباره دست‌داشتن آمریکا در حادثه 11 سپتامبر گفته می‌شود نیز صحت دارد. به اعتقاد این کارشناسان ایالات متحده به بهانه حملات 11 سپتامبر به خاورمیانه لشکرکشی کرد. به عبارت دیگر این کشور با انهدام چند ساختمان و قتل‌عام هزاران نفر از شهروندان خود اقدام به اشغال دو کشور و چپاول ثروت‌های عراق و افغانستان کرد!
ایالات متحده آمریکا چند ماهی است بحث مذاکره با گروه تروریستی طالبان را نیز با جدیت دنبال می‌کند! اقدامی که با اعتراض حامد کرزای هم رو به رو شده است.
یکی از مسائلی که بر افشاگری‌های مأمور اف.بی.آی صحه می‌گذارد این است که همواره بین صاحب‌نظران این سؤالات مطرح بوده که ایالات متحده چطور با آن همه تجهیزات نمی‌توانست بن‌لادن را دستگیر کند؟ و چطور چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2013 خبر دستگیری منتشر شد؟ و اینکه چرا هرگز جسد وی دیده نشد؟ یا چطور در عملیات نظامی آمریکا تنها کسانی که آسیب نمی‌دیدند بن‌لادن، ملاعمر و ایمن الظواهری بودند؟ واقعیت این است که بن‌لادن‌ها با همکاری‌های مثلث آمریکا، عربستان و پاکستان ایجاد شده‌اند و اگر فقط یک دلیل برای اثبات این ادعا وجود داشته باشد، منافعی است که آمریکا از این گونه عناصر به دست آورده و می‌آورد. کافی است نگاهی به بیانات اخیر جبهه «النصره» در سوریه که رسماً زیر شاخه القاعده فعالیت می‌کند انداخت. ناظران سیاسی اروپایی این افشاگری مأمور برجسته اف‌بی‌آی را دیرهنگام ارزیابی کرده‌اند.



طبقه بندی: اخبار،  فرقه های انحرافی آخرالزمان،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
کدام ایالت‌های آمریکا خواهان جدایی هستند؟ آیا قانون اساسی ایالات متحده اجازه تجزیه طلبی را می‌دهد؟ چگونه تلاش ایالت‌های جنوبی برای کسب استقلال خونبارترین جنگ قاره آمریکا را رقم زد؟ نظر نسل جوان آمریکا در مورد فروپاشی این کشور چیست؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه همراه شوید...

 

گروه گزار‌ش ویژه مشرق ؛ سیاست خارجی آمریکا بر این اساس استوار بوده که در صورت اقتضای منافعش با تمام توان از حق حاکمیت ملت‌ها، جدایی‌طلبی، استقلال‌خواهی و تجزیه کشورها حمایت نماید. مقامات این کشور بارها با توسل بر حق تعیین سرنوشت انسان‌ها و در راستای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود خواهان اعطای حق استقلال به ساکنین کشورهای مختلف بوده‌اند. اما وضعیت وحدت ملی در داخل خود ایالات متحده آمریکا چگونه است؟ آیا ایالت‌های این کشور که برخی به عنوان جمهوری‌های مستقل وارد این کشور شده‌اند می‌توانند در صورت خواست مردم از این اتحاد بیرون آیند؟ جنگ داخلی آمریکا نشان داد که جواب این سؤال یک "نه" خونبار خواهد بود. رویه‌ای که آن زمان و به لطف پیروزی نظامی و نه حقوقی بنیان نهاده شد هم‌اکنون نیز جاری است و خروج ایالت‌ها به هیچ وجه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. در گزارش حاضر سعی می‌شود، خوانندگان با جنبش‌های جدای‌طلبی امریکا و نظر افکار عمومی در مورد آنها آشنا گردند.

 

آیا ستاره‌ها در حال فرار از پرچم ایالات متحده آمریکا هستند؟

 

 

الغای بردگی، تجزیه آمریکا و جنگ داخلی

انتخاب آبراهام لینکلن و آغاز تجزیه

انتخاب آبراهام لینکلن جمهوریخواه و طرفدار الغای بردگی به عنوان رئیس‌جمهوری در آمریکا در سال 1860 باعث گردید ایالت کارولینای جنوبی از ایالات متحده جدا گردد. در حقیقت این ایالت مدت‌ها به دنبال بهانه‌ای بود تا جنوب علیه شمال ضدبرده‌داری متحد گردد. البته اینکه چرا شمال آمریکا با اتخاذ چنین ژست انسان‌دوستانه‌ای در صدد الغای بردگی بود خود بحث دیگری است. زمانی که نتایج انتخابات قطعی گردید، کارولینای شمالی طی میثاق‌نامه‌ای اعلام داشت، "بدین وسیله، اتحاد بین کارولینای شمالی و دیگر ایالت‌ها تحت عنوان "ایالات متحده آمریکا" فسخ می‌گردد."

 

با برگزیده شدن آبراهام لینکلن به ریاست جمهوری آمریکا، کارولینای جنوبی اعلام اسقلال کرد

(لینکلن در کنار نیروهای ائتلاف شمال طی جنگ‌های داخلی آمریکا)

 

در 1 فوریه 1861، شش ایالت جنوبی دیگر اعلام استقلال نمودند. در 7 فوریه، هفت ایالت مذکور با تصویب یک قانون اساسی، ایالت‌های کنفدرال آمریکا را تشکیل دادند. در این زمان بقیه ایالت‌ها هنور در ایالات متحده قرار داشتند. لینکلن در 4 مارس 1861 و پس از ادای سوگند اعلام داشت که جدایی این ایالت‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد و بار دیگر خواهان برقراری اتحاد شد. اما در 12 آوریل نیروهای ائتلاف جنوب به سربازان ایالات متحده که حاضر به تخلیه پادگان سامتر (Fort Sumter)، در چارلستون، کارولینای جنوبی نشده بودند حمله برده و بدین ترتیب جنگ داخلی آمریکا آغاز گردید.

 

جفرسون دیویس، رئیس‌جمهور منتخب ایالت‌هایی که مستقل شده بودند و اعضای کابینه وی

 

11 ایالت از آمریکا جدا می‌شوند

7 ایالت مستقل آمریکا بلافاصله جفرسون دیویس (Jefferson Davis)، سناتور سابق، را به عنوان رئیس جمهور ایالات کنفدرال آمریکا انتخاب نمودند. پس از حادثه پادگان سامتر ایالات ویرجینیا، آرکانزاس، تنسی و کارولینای شمالی نیز به سرعت اعلام استقلال نموده و به دولت کنفدرال پیوستند. در این میان، چندین ایالت دیگر که به عنوان ایالات مرزی شناخته می‌شوند اگرچه در برخی حوزه‌ها با جنوب هم‌رأی بودند اما به ایلات متحده وفادار ماندند. البته تعداد زیادی از ساکنین این ایالت‌ها در دوران جنگ داخلی به ارتش جنوب پیوستند.

 




ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین
کدام ایالت‌های آمریکا خواهان جدایی هستند؟ آیا قانون اساسی ایالات متحده اجازه تجزیه طلبی را می‌دهد؟ چگونه تلاش ایالت‌های جنوبی برای کسب استقلال خونبارترین جنگ قاره آمریکا را رقم زد؟ نظر نسل جوان آمریکا در مورد فروپاشی این کشور چیست؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه همراه شوید...

 

گروه گزار‌ش ویژه مشرق ؛ سیاست خارجی آمریکا بر این اساس استوار بوده که در صورت اقتضای منافعش با تمام توان از حق حاکمیت ملت‌ها، جدایی‌طلبی، استقلال‌خواهی و تجزیه کشورها حمایت نماید. مقامات این کشور بارها با توسل بر حق تعیین سرنوشت انسان‌ها و در راستای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود خواهان اعطای حق استقلال به ساکنین کشورهای مختلف بوده‌اند. اما وضعیت وحدت ملی در داخل خود ایالات متحده آمریکا چگونه است؟ آیا ایالت‌های این کشور که برخی به عنوان جمهوری‌های مستقل وارد این کشور شده‌اند می‌توانند در صورت خواست مردم از این اتحاد بیرون آیند؟ جنگ داخلی آمریکا نشان داد که جواب این سؤال یک "نه" خونبار خواهد بود. رویه‌ای که آن زمان و به لطف پیروزی نظامی و نه حقوقی بنیان نهاده شد هم‌اکنون نیز جاری است و خروج ایالت‌ها به هیچ وجه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. در گزارش حاضر سعی می‌شود، خوانندگان با جنبش‌های جدای‌طلبی امریکا و نظر افکار عمومی در مورد آنها آشنا گردند.

 

آیا ستاره‌ها در حال فرار از پرچم ایالات متحده آمریکا هستند؟

 

 

الغای بردگی، تجزیه آمریکا و جنگ داخلی

انتخاب آبراهام لینکلن و آغاز تجزیه

انتخاب آبراهام لینکلن جمهوریخواه و طرفدار الغای بردگی به عنوان رئیس‌جمهوری در آمریکا در سال 1860 باعث گردید ایالت کارولینای جنوبی از ایالات متحده جدا گردد. در حقیقت این ایالت مدت‌ها به دنبال بهانه‌ای بود تا جنوب علیه شمال ضدبرده‌داری متحد گردد. البته اینکه چرا شمال آمریکا با اتخاذ چنین ژست انسان‌دوستانه‌ای در صدد الغای بردگی بود خود بحث دیگری است. زمانی که نتایج انتخابات قطعی گردید، کارولینای شمالی طی میثاق‌نامه‌ای اعلام داشت، "بدین وسیله، اتحاد بین کارولینای شمالی و دیگر ایالت‌ها تحت عنوان "ایالات متحده آمریکا" فسخ می‌گردد."

 

با برگزیده شدن آبراهام لینکلن به ریاست جمهوری آمریکا، کارولینای جنوبی اعلام اسقلال کرد

(لینکلن در کنار نیروهای ائتلاف شمال طی جنگ‌های داخلی آمریکا)

 

در 1 فوریه 1861، شش ایالت جنوبی دیگر اعلام استقلال نمودند. در 7 فوریه، هفت ایالت مذکور با تصویب یک قانون اساسی، ایالت‌های کنفدرال آمریکا را تشکیل دادند. در این زمان بقیه ایالت‌ها هنور در ایالات متحده قرار داشتند. لینکلن در 4 مارس 1861 و پس از ادای سوگند اعلام داشت که جدایی این ایالت‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد و بار دیگر خواهان برقراری اتحاد شد. اما در 12 آوریل نیروهای ائتلاف جنوب به سربازان ایالات متحده که حاضر به تخلیه پادگان سامتر (Fort Sumter)، در چارلستون، کارولینای جنوبی نشده بودند حمله برده و بدین ترتیب جنگ داخلی آمریکا آغاز گردید.

 

جفرسون دیویس، رئیس‌جمهور منتخب ایالت‌هایی که مستقل شده بودند و اعضای کابینه وی

 

11 ایالت از آمریکا جدا می‌شوند

7 ایالت مستقل آمریکا بلافاصله جفرسون دیویس (Jefferson Davis)، سناتور سابق، را به عنوان رئیس جمهور ایالات کنفدرال آمریکا انتخاب نمودند. پس از حادثه پادگان سامتر ایالات ویرجینیا، آرکانزاس، تنسی و کارولینای شمالی نیز به سرعت اعلام استقلال نموده و به دولت کنفدرال پیوستند. در این میان، چندین ایالت دیگر که به عنوان ایالات مرزی شناخته می‌شوند اگرچه در برخی حوزه‌ها با جنوب هم‌رأی بودند اما به ایلات متحده وفادار ماندند. البته تعداد زیادی از ساکنین این ایالت‌ها در دوران جنگ داخلی به ارتش جنوب پیوستند.

 




ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین

 

 

خبرگزاری فارس: یک پایگاه تحلیلی می‌نویسد: سیا با همدستی ترکیه در پشت صحنه در صدد وخیم‌ترکردن اوضاع سوریه و ایجاد شرایط برای جنگی منطقه‌ای است، درحالی که مقامات آمریکایی و ناتو مدام از ایجاد ثبات سخن می‌گویند.

خبرگزاری فارس: تحرکات پشت صحنه سیا و ترکیه برای گسترش جنگ در سوریه

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «پریزن پلنت» در مقاله‌ای به قلم «کورت نیمو» در 20 اکتبر 2012 می نویسد:«فرانسیس ریکاردونه» سفیر آمریکا در ترکیه روز سه شنبه اظهار داشت:« می توانم قطعا" به شما بگویم که نظامیان و مقامات ارتش دو کشوربا هم در تماس هستند.» وی افزود:« می دانم که این هفته تمرکز خاصی بر مسئله سوریه وجود دارد اما آنچه نظامیان به خوبی انجام می دهند برنامه ریزی برای هرگونه پیشامد احتمالی است.»

 

* سازمان سیا و ام آی سیکس و ترکیه علیه دولت دمشق دست به عملیات نظامی می زنند

«ریکاردونه» گفت:«هنوز هیچگونه تصمیم گیری سیاسی درباره اعلام منطقه پرواز ممنوع در باره سوریه صورت نگرفته است اما ایالات متحده و ترکیه و ناتو هم اکنون مشغول کار بر این گزینه هستند.

«واشنگتن پست» گزارش داد که در هفته گذشته آژانس های امنیتی ایالات متحده نقش مهمی در فرود یک هواپیمای سوریه در مسیر مسکو به دمشق ایفاء کرده اند. ترکیه ادعا می کند این هواپیما سلاح های پیشرفته با خود حمل می کرده است. همچنین رسانه های دولتی آمریکا روسیه را متهم به یاری رسانی تسلیحاتی به سوریه می کنند.

اما علیرغم همه این مانورهای تبلیغاتی، روشن شده است که این محموله حاوی قطعاتی برای سیستم رادار قدیمی سوریه بوده است. «سرگی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه اظهار داشت: حمل و نقل « لوازم برقی رادار» یک محموله قانونی و مطابق با قوانین بین المللی بوده است. «لاوروف» در عین حال اضافه کرد که این لوازم می تواند«هدف دو منظوره ای» هم نظامی و هم غیرنظامی داشته باشد.

ترکیه متعاقب حادثه سوم اکتبر که باعث کشته شدن افراد غیرنظامی روستایی دراین کشور شد، به گلوله باران مناطق مرزی سوریه ادامه داده است. سازمان سیا و ارتش آزاد سوریه با حمایت ام آی سیکس و ترکیه در این منطقه علیه دولت دمشق دست به عملیات نظامی می زنند.

 

* مقامات ترکیه در حال بستر سازی برای جنگی همه جانبه علیه سوریه هستند

ترکیه بار دیگر در روز جمعه سوریه را گلوله باران کرد و به دمشق هشدار دارد که خطر جنگی تمام عیار در حال افزایش است.

بنا به گزارش«واشنگتن پست» وضعیت مرزی «محاسبات استراتژیک» را در هم ریخته وسبب همکاری نزدیک تر ارتش و مقامات امنیتی آمریکا با ترکیه شده است.

مقامات ترکیه در حال بستر سازی برای جنگی همه جانبه علیه سوریه هستند. وزیر دفاع ترکیه «عصمت یلماز» و ژنرال «نجدات اوزل» با مقامات ناتو ملاقات کردند اما هنوز تقاضای رسمی برای کمک نظامی ارائه نداده اند.

«واشنگتن پست» گزارش می دهد که «راس ویلسون» سفیر سابق آمریکا در ترکیه و مدیر فعلی «دینو پاتریسیو اوراسیا» در شورای آتلانتیک واشنگتن اظهار داشته: در حال حاضر ترکیه تنها خواستار حمایت عمومی ناتو و حصول اطمینان از دریافت کمک در زمان لازم می باشد.

 

* در رابطه با سوریه ، ناتو نقش سازمان ملل جدیدی را برای آنکارا ایفا می کند

ناتو به دلیل بی تحرک ساختن سازمان ملل عنصر بسیار مهمی در جنگ علیه «اسد» و سوریه به شمار می رود. «سونر جاکاپتای» مدیر برنامه تحقیقاتی سیاست های خاور نزدیک ترکیه در موسسه واشنگتن، یعنی سازمانی که به کمیته عمومی آمریکا - اسراییل پیوسته است اظهار داشت:« در رابطه با سوریه، ناتو نقش سازمان ملل جدیدی را برای آنکارا ایفا می کند.» موسسه سیاست های خاور نزدیک واشنگتن در هم صدایی با محافظه کاران سیاست های تهاجمی را بوسیله ایالات متحده علیه سوریه و ایران اعمال می کند.




طبقه بندی: اخبار،  سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  ترکان(روسیه-ترکیه)در عصر ظهور،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین

فریب عبارت است از ارائه وارونه واقعیت برای دستیابی به برخی برتریها. فریب سیاسی از طریق داشتن روابط دیپلماتیك یا بین‌المللی و فریب نظامی از طریق عملكرد نیروهای نظامی حاصل می‌شود. اگر یكی از طرفین موقعیت تهاجمی بیشتری داشته باشد می‌تواند در عملیات فریب نیز موفق‌تر باشد. طرف آغازگر عملیات فریب می‌تواند در ماهیت مقابله نقش تعیین‌كننده‌ای ایفاء كند و به این ترتیب میزان كنترل او بر عملیات بیشتر خواهد بود. مزیت عمده برای طرف آغازگر، بهره‌برداری مناسب‌تر از زمان است. هرچند ممكن است مخاطب موردنظر بر پایه عناوین عملیات فریب طرف آغازگر، اقدامی به عمل نیاورد، اما باید زمانی را برای ارزیابی سناریوهای فریب و یا كسب اطلاعات دیگر، صرف كند كه این امر به نفع طرف آغازگر است.

فریب (نظامی یا سیاسی) عبارت از دستكاری، تحریف، كتمان یا تزویر شواهد موجود كه در دسترس طرف مقابل است. تاریخ نشان داده است كه با تقویت دریافتها و باورهای كنونی دشمن، بهتر می‌توان عملیات فریب را اجرا كرد تا با متقاعد كردن او به تغییر افكارش. كاركنان عملیات روانی باید به دشمن تلقین كنند كه راهی را كه انتخاب كرده، بهترین گزینه ممكن است تا بدین ترتیب او را از اندیشیدن به طرحها و راههای جایگزین دیگر، باز دارند. اگر مردم دو گزینه پیش رو داشته باشند، گزینه‌ای را انتخاب می‌كنند كه با دیدگاه كنونی آنها مطابقت دارد. اغلب مردم آنچه را كه به آن می‌اندیشند، باور دارند.

از دیدگاه روان‌شناسی، مردم شواهدی را می‌پذیرند كه تصورات و عقاید از قبل شكل گرفته آنها را تأیید كنند. مردم عموماً به شواهد مطابق با دیدگاههایشان، بیش از حد لازم اهمیت می‌دهند و شواهد مغایر با این دیدگاهها را رد می‌كنند. كاركنان عملیات روانی باید تا حد امكان از تلقین برخی چیزها كه مخاطبان آمادگی و استعداد باور آن ‌را ندارند، اجتناب كنند.

طی بیش از یک دهه از حضور و اشغال غیرقانونی آمریکا در عراق و افغانستان صدها هزار نفر کشته و میلیون ها نفر زخمی، آواره و بی خانمان شدند. آمار ها از کشته شدن نزدیک به دو میلیون عراقی طی حمله و اشغال این کشور کشته و میلیون ها نفر دیگر آواره و زخمی شده اند. در افغانستان نیز اوضاع مشابهی برقرار است.

تروریسم که بهانه اول آمریکا برای لشکرکشی به خاورمیانه بود قوی تر از گذشته پابرجاست و انفجارهای شدید تروریستی همچنان قربانی می گیرد. شرایط به گونه ای رقم خورده است که پس از یک دهه حضور آمریکا، گویی تروریسم در منطقه جانی تازه گرفته و پا را از عراق و افغانستان فراتر گذاشته و دامان دیگر کشورهای منطقه را نیز گرفته است.

مداخله بشر دوستانه، جنگ علیه تروریسم و عناوین دیگری که در توجیه حملات نظامی آمریکا و متحدانش به کشورهای دیگر بکار می رود، با همراهی دستگاه رسانه ای این قدرت ها سعی در القای حس بشر دوستی و حرکت انسانی نظامیان آمریکا در کشورهای تحت اشغال را دارد. بخش هایی از پازل عملیات فریب افکار عمومی که در آن آمریکا با انتشار تصاویر احساسی و برانگیزنده، مخاطب را با خود همراه می کند. پازلی که قطعه دیگر آن که اغلب برای نادیده گرفتن شدن آن تلاش می شود، کشتار انسان ها و حتی حیوانات بی گناه و بی دفاع است.
حمله به عراق و افغانستان با نام های عملیاتی چون آزادی پایدار و عدالت پایدار با هدف برقراری دموکراسی و ریشه کنی تروریسم، از اولین نمونه های عملیات فریب آمریکا در حمله به این دو کشور بوده است. پیشینه ایالات متحده در انجام عملیات فریب در تطهیر عملیات نظامی خود به جنگ ویتنام و جنگ های جهانی باز می گردد.

در این گزارش به "عملیات فریب آمریکا در عراق و افغانستان با انتشار تصاویر بشر دوستانه" پرداخته خواهد شد.

جنایات آمریکا در افغانستان

طی 11 سال اشغال افغانستان، صدها هزار نفر کشته و میلیون ها نفر نقص عضو شدند. در میان این جنایات، موارد متعدد تیراندازی به سوی غیرنظامیان، حمله به خانه های مردم و قتل عام خانواده های افغان و حملات متعدد به مراسم عروسی نیز به چشم می خورد که برخی از آن ها در ادامه ذکر شده است.


ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور، 
ارسال توسط محمد امین

خبرگزاری فارس: حمایت آمریکا از ایجاد دولت اسراییل، به طور اساسی و بنیادی مبتنی بر دیدگاههای سیاسی داخلی بود، نه بر اساس محاسبات مربوط به منافع ملی آمریکا. در واقع، اکثریت وسیع تصمیم‌گیرندگان کاخ سفید، حمایت آمریکا را از ایجاد دولت یهود در سرزمین فلسطین متضاد با منافع حیاتی تمامی آمریکا تلقی کردند.

خبرگزاری فارس: نگاهی به سیاست آمریکا در پیدایش اسرائیل

پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت در نظام بین الملل ظاهر شد. پیش از آن، سیاست خارجی این کشور بسیار محدود بود، ولی پس از جنگ، واشنگتن در ابعاد سیاسی و نظامی در جهان فعال شد. تصمیم گیرندگان صاحب منصبان آمریکایی در زمینة تحولات جدید جهانی و جایگاه ایالات متحده آمریکا در آن، خاورمیانه را به عنوان منطقه‌ای دارای اهمیت حیاتی و اساسی برای بازیگری جهانی خود انتخاب کردند، علت اساسی این انتخاب، به لحاظ وجود ذخایر نفت، موقعیت استراتژیک و جغرافیایی و مزایای بالقوه تجاری بود.

در سال 1947، خاورمیانه، شاهد حرکت وجنبش صهیونیست‌هایی بود که تلاش خود را برای ایجاد دولت یهود در سرزمین فلسطین متمرکز کرده بودند. در مقابل، فلسطینی‌ها و دولتهای عرب به مقاومت خود در برابر اهداف توسعه طلبانه و غیر قانونی اسراییل می‌افزودند. انگلیس که از سال 1921، بزرگترین قدرت خارجی و اصیل‌ترین مداخله کننده محسوب می‌گردید، در این زمان توانایی مدیریت بحران خاورمیانه و بررسی این مشکل را در سازمان ملل از دست داده بود. بنابراین، ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگر اصلی و قدرت سوم مداخله کننده در درگیری های منطقه‌ای به میدان آمد.


واشنگتن از طریق اعمال نفوذ خود، طرح تجزیه فلسطین را به صورت قطعنامه‌ای در سازمان ملل به تصویب رساند. در گستره عمل، تصمیم دولتمردان واشنگتن در حمایت از طرح مزبور، به شناسایی دولت اسراییل از جانب آمریکا منجر شد. چنین تصمیمی، سیاست آینده ایالات متحده آمریکا را در خاورمیانه تحت تاثیر قرار داد.

روند سیاست و دیپلماسی آمریکا در ایجاد دولت اسراییل و پیامدهای چنین سیاستی در این بخش، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. فرضیه این نوشتار این است که حمایت آمریکا از تشکیل دولت اسراییل به طور اساسی مبتنی بر ملاحظات سیاسی داخلی بوده و توجه به منافع ملی آمریکا در سیاست واشنگتن، دارای نقش اصلی نبوده است. به عبارت دیگر، سیاست آمریکا در روند پیدایش اسراییل در راستای منافع آمریکایی‌ها نبوده است.

ظهور بحران در فلسطین

در سال 1947، فلسطین یکی از مهمترین مناطق درگیری در صحنه بین الملل و بویژه خاورمیانه بود. روابط اعراب ـ یهود، انگلیس ـ یهود، و انگلیس ـ اعراب به طور مشخص و جدی رو به انحلال و تیرگی بود. انگلیسی‌ها به جهت دادن قولهای متناقض به اعراب و یهودیان در زمینه اسکان فلسطینی‌ها، به تدریج در حال از دست دادن موقعیت و نفوذ سیاسی خود در منطقه به عنوان قدرتی بزرگ بودند، و نفوذ لندن در خاورمیانه در پی جنگ جهانی دوم مورد سؤال قرار گرفته بود. دولت انگلیس در مقابل خواسته‌های اسراییل مبنی بر تشکیل دولت یهود بی تفاوت به نظر می‌رسید.

در این شرایط پیچیده و وضعیت حاکی از زوال قدرت انگلیس در منطقه خاورمیانه، ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگر و قدرت اصلی خارجی در حل بحران فلسطین تجلی نمود. پیش از این دوره، ایالات متحده آمریکا دارای پایگاه مناسبی در دنیای عرب بود. سیاست به اصطلاح دفاع از ملل در حال رهایی از استعمار، موقعیت مناسبی را جهت تحکیم و گسترش نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه به وجود آورده بود.

از طرف دیگر، نتیجه تلاش و کمک آمریکا در زمینه مسایل آموزشی و فعالیت مسیونرهای فرهنگی و عدم همکاری آمریکا در امور امپریالیستی و استعمال انگلیس، اغلب کشورهای عربی به واشنگتن به عنوان مدافع سیاست خودمختاری، حقوق بشر و آزادی های دموکراتیک می‌نگریستند.با وجود همه این مسایل و کناره‌گیری و عدم مداخله آمریکا در مسأله فلسطین، سیاستگذاران کاخ سفید در زمینه تشکیل دولت یهود و اسکان یهودیان در سرزمین فلسطین بی‌تفاوت نبودند. به عنوان نمونه، در 21 سپتامبر 1942، کنگره آمریکا یک بیانیه مشترک در زمینه حمایت از اسکان یهودیان در فلسطین را به تصویب رساند.





ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار،  غرب (اروپا-آمریکا)درعصر ظهور،  یهودوصهیونیزم درعصرظهور، 
ارسال توسط محمد امین
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:25)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ