تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - مطالب نهضت ظهورمقدس
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 مهر 1392

 

 

حجت الاسلام جواد جعفری، عضو هیأت علمی و معاون پژوهش مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت)در گفت و گو با خبرنگار حوزه مهدویت خبرگزاری شبستان بااشاره به سه برداشت کلی از واژه انتظار، گفت: در برداشت منفی از مفهوم انتظار افراد گمان می کنند که هیچ مسئولیتی در رابطه با مسائل اجتماعی ندارند.
وی ادامه داد: این افراد گمان می کنند که مسئولیت فقط در مسئولیت فردی خلاصه می شود و تنها مراقب اعمال شخصی خود هستند ولی در مقابل جامعه هیج وظیفه ای ندارند.
حجت الاسلام جعفری بااشاره به تنها دلیل این افراد، خاطرنشان کرد: آنها در این خصوص به روایاتی استناد می کنند، مبنی بر اینکه امام در اوج تاریکی ظهور می کند و مثل ستاره ای در شب تاریکی ظاهر می شود. بنابراین قرار نیست برای اصلاح جامعه تلاش کرده و شفاف سازی کنیم.
معاون پژوهش موسسه آینده روشن ادامه داد: این افراد ظهور امام عصر(ع) را یک امر انفجاری و دفعی می بینند که امام در اوج تاریکی ظاهر می شود و ظلمت را تبدیل به نور می کند که این همان قرائت مشهور انجمن حجتیه از مفهوم انتظار است، این برداشت منفی افراد را بی مسئولیت می کند.
وی درخصوص برداشت دوم از مفهوم انتظار، تصریح کرد: عده ای از افراد ادعا می کنند که از وضع موجود ناراضی هستند ولی این نظرشان هیچ تاثیری در وضع موجود نمی گذارد، آنها معتقدند با وجود اینکه از این وضع ناراضی هستیم ولی کاری هم نمی توانیم بکنیم. بنابراین باید اعتراض کنیم که هیچ کار عملی نمی شود در زمینه سازی ظهور حضرت انجام داد.
حجت الاسلام جعفری بااشاره به فرق گروه اول با گروه دوم، اظهارداشت: گروه اول می گویند ما قرار نیست که اعتراض کنیم و باید فقط صبر کرد و کارهای فردی انجام داد. اما گروه دوم معتقدند، می شود اعتراض کرد اما در جهت زمینه سازی وظیفه ای نداریم. چراکه در روایات آمده است که هر کاری که قبل از ظهور می شود، بی ثمر است و هر کاری که انجام دهیم، نتیجه ای ندارد.
معاون پژوهش موسسه آینده روشن برداشت سوم را مثبت دانست و بیان داشت: این افراد ظهور امام را امری اصلاحی می دانند و معتقدند امام برای اصلاح دنیا احتیاج به زمینه سازی و یار و یاور دارد.
وی با بیان اینکه باید علاوه بر زمینه سازی یارانی برای امام پرورش داد زیرا حرکت امام اصلاحی است نه معجزه آسا، گفت: همچنین یاران امام باید قبل از ظهور بستر مناسب را برای ظهور فراهم کنند.
حجت الاسلام جعفری خاطرنشان کرد: این نگاه سازنده است و به جامعه احساس مسئولیت و تکلیف می دهد و اینکه باید به دنبال وظیفه اجتماعی رفت، باید گفت که چنین انتظاری وظیفه فردی و اجتماعی را به منتظر واقعی آموزش می دهد.

وعده صادق




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  نهضت ظهورمقدس، 
ارسال توسط محمد امین
در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

 

 

مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پیامبر خدا ، عیسى(علیه السلام) ، در آخر الزمان ، از آسمان به زمین مى آید . خدا مى فرماید : « همه اهل كتاب ، پیش از مرگ مسیح ، به او ایمان مى آورند و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود » (نساء/159) همچنین مى فرماید : « مسیح سبب آگاهى بر روز قیامت است ( زیرا نزول وى گواه نزدیكى رستاخیز است ) . هرگز در آن تردید نكنید و از خدا پیروى كنید كه این راه مستقیم است » ( زخرف / 61 ) .



یعنى مسیح(علیه السلام) از نشانه هاى قیامت است و همه اهل كتاب ، مسیحى و یهودى ، به او ایمان مى آورند ; و ایمان آنها زمانى است كه خدا وى را به دنیا مى فرستد و مسیح و آیات و نشانه هاى خدا را مى بینند .

امام باقر(علیه السلام) فرمود : « عیسى(علیه السلام) پیش از روز قیامت ، از آسمان به زمین نزول مى كند و یهودیان و مسیحیان پیش از مرگش ، به او ایمان مى آورند . وى پشت سر مهدى نماز مى خواند » ( بحار 14/530 ) .

حكمت عروج مسیح به آسمان این است كه خدا وى را براى مرحله حساسى از تاریخ و براى مأموریت مهمّى ذخیره كرده است ، پیروان وى بزرگ ترین نیروى جهان در آخر الزمان خواهند بود و همچنین بزرگ ترین مانع براى رسیدن نور هدایت به ملت ها و برپایى دولت جهانى عدل الهى . از این رو طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) در سرزمین هاى آنان فرو بیاید و جهان مسیحیت ، كه پدیده هاى جاهلانه و عوامانه آن را فرا گرفته ، آمدن حضرت را موجب یارى خود در برابر ظهور مهدى(علیه السلام) و مسلمانان بدانند . طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) از كشورهاى مختلف مسیحى بازدید مى كند ; خدا انواع معجزات را به دست او ظاهر مى سازد و تعداد بسیارى به دست ایشان هدایت مى شوند .

نخستین ثمره نزول حضرت عیسى ، كاهش دشمنى غربى ها با اسلام و مهدى(علیه السلام) و برقرارى پیمان صلح و آشتى بین دولت هاى غرب و امام مهدى(علیه السلام)است .

بعید نیست كه نماز خواندن عیسى(علیه السلام) پشت سر مهدى(علیه السلام) چند سال پس از نزول یعنى زمانى باشد كه دولت هاى غربى پیمان صلح را شكسته و لشكریان خود را براى جنگ با مهدى(علیه السلام) بسیج كنند . در این هنگام است كه مسیح(علیه السلام)موضع روشن خود را در جانبدارى از امام مهدى(علیه السلام) آشكار مى كند و به او اقتدا مى كند .

اما معقول آن است كه شكستن صلیب ها و كشتن خوك ها كه منابع سنى آن را روایت كرده اند ، پس از شكست غربى ها در نبرد با امام بوده و بعد از آن است كه امام و مسیح(علیهما السلام) وارد مراكز كشورهاى مسیحى شوند و ملت ها با تكبیر و هلهله از او استقبال كنند .

خداوند مى فرماید : « فرشتگان گفتند : اى مریم ! خدا تو را به كلمه اى ( وجود با عظمتى ) بشارت مى دهد كه نامش مسیح ، عیسى پسر مریم ، است . در این جهان و جهان دیگر ، صاحب شخصیت و از مقربان الهى خواهد بود . در گهواره و در حالت كهولت با مردم سخن مى گوید و از شایستگان است » ( آل عمران /45 ـ 46 ) .

معنى « در گهواره با مردم سخن مى گوید » همان سخن گفتن هنگام ولادت است اما « در كهولت » یعنى وقتى از آسمان فرود آید ، چون در سى و سه سالگى و پیش از كهولت ، به آسمان برده شد . ابن عباس مى گوید : سى ساله بود ( بغوى 2/77 ) . كهولت ، چنان كه لغت شناسان گفته اند ، از وقتى است كه خطوط پیرى آشكار شود . راغب  مى گوید : كهولت یعنى وقتى سفیدى پیرى با سیاهى مو آمیخته شود . . .

در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

وى نام معتقدان به این نظریه را مى بَرَد ، بعد از « ابن زید » آن را نقل مى كند . ثعلبى در تفسیرش  و فخر رازى  ، این نظریه را منتسب به « حسن بن فضل بجلى » مى دانند ، و بغوى  مى گوید : از حسین بن فضل پرسیدند : مطلبى درباره نزول عیسى(علیه السلام) در قرآن هست ؟ گفت : آرى ، آن جا كه خدا فرمود : « وكَهْلا ; در كهولت با مردم سخن خواهد گفت » ( آل عمران /46 ) او در دنیا به سن كهولت نرسید ، پس معنایش این است كه پس از نزول از آسمان به كهولت مى رسد .

بنابراین نظر كسانى كه گفته اند « سخن گفتن حضرت در كهولت ، پیش از آن بود كه به آسمان برده شود » ضعیف است ، مانند بیضاوى  و زركشى وسیوطى در در المنثور  گرچه وى در جای به نقل از ابن عباس مى نویسد : آیه « إن تعذّبهم فإنهم عبادك ; عیسى بن خدا گفت : اگر مردم را عذاب كنى ، بندگان تواند » (مائده /118)

یعنى مسیح مى گوید : بندگانت به سبب گفتن « عیسى خداست » سزاوار عذابند اما اگر آنها را ببخشى و عذابشان نكنى ; آنها هم دیگر این سخن را نمى گویند ، بلكه تو را به یكتایى خوانده ، و پذیرفته اند كه من بنده توام ; اگر اینان را چون از سخن كفر آمیز خود دست برداشته اند ببخشى ، توانا و حكیمى . ر.ك : التصریح فی نزول المسیح / كشمیرى / 292 .

 

منبع: موعود




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه،  نهضت ظهورمقدس،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392

 

 

تمام منابع مسلمانان تصریح دارند كه پیغمبر به امتش خبر داده است كه در آخر الزمان با یهود جنگ خواهند كرد . به دلیل تشابه محتوا و تعابیر روایات، این نبرد در آخر الزمان است و تفاسیر آیه « بعثنا علیكم عباداً لنا أولى بأس شدید » مى گوید كه جهادگران، امام مهدى و یارانش هستند .

 



عبد الرزاق  از ابن عمر آورده است كه رسول خدا فرمود : یهود با شما مى جنگند و بر آنان چیره مى شوید . اگر یهودى پشت سنگى پنهان شده باشد ، سنگ به سخن مى آید و مى گوید : اى مسلمان ! یك یهودى پشت من پنهان شده ، او را بگیر و بكُش ! 

روایت دیگرى به نقل از عبدالله بن عمرو مى گوید : وقتى عیسى بن مریم(علیه السلام) از آسمان فرو مى آید و دجال او را مى بیند ، مانند پیه آب مى شود . عیسى(علیه السلام)دجال را مى كشد و یهود از پیرامون دجال پراكنده مى شوند ; حتى اگر یك یهودى پشت سنگى پنهان شده باشد ، سنگ مى گوید : اى بنده مسلمان ! یك یهودى این جاست . بیا و او را بكُش !

بخارى از عبدالله بن عمر آورده است كه رسول الله فرمود : با یهود خواهید جنگید و اگر یكى از آنان پشت سنگى پنهان شده باشد ، مى گوید : اى عبدالله ! این یهودى پشت من است ، او را بكُش !
ابو هریره از پیغمبر روایت كرده است : قیامت برپا نمى شود مگر پس از آن كه با یهود بجنگید . اگر یك یهودى پشت سنگى باشد ، سنگ مى گوید : اى مسلمان ! این یهودى پشت من پنهان شده ، او را بكُش !

مجمع الزوائد آورده است كه رسول خدا فرمود : با مشركان مى جنگید و بازماندگان شما كنار نهر اردن با دجال مى جنگند . شما شرقى و آنان غربى هستند .

منابع مى گوید : مهدى(علیه السلام) تابوت السكینه ( صندوق آرامش بخش )(1) و اسفارى از تورات را مى آورد و توسط آنها با یهودیان بحث مى كند . اگر این روایت درست باشد ، زمان آن پس از پیروزى بر یهود و ورود امام به قدس است . در فصل اصحاب امام به نقل از تفسیر عیاشى  گذشت كه امام باقر(علیه السلام) پس از تلاوت آیه « بعثنا علیكم عباداً لنا أولى بأس شدید » فرمود : اینها قائم و یارانش هستند كه بسیار نیرومندند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ صندوق عهدى كه خدا به نشانه حكومت «طالوت» فرستاد و موجب آرامش یهود شد. ر.ك : بقره/247 ـ 248 .

از احادیث مربوط به جنگ عیسى(علیه السلام) با دجال فهمیده مى شود كه بیشترین پیروان دجال ، از یهودیان هستند . مسند احمد  از جابر بن عبدالله به نقل از پیامبر در حدیث طولانى آورده است كه در قدرت دجال زیاده گویى و مبالغه شده است اما در همان جا درباره یهود آمده بود : عیسى بن مریم از آسمان فرود مى آید و سحرگاه مى گوید : اى مردم ! چرا با دجال دروغگوى پلید نمى جنگید ؟! مى گویند : این مرد جن زده شده ! راه خود را مى گیرند و مى روند .

در آن موقع نماز برپا مى شود و به عیسى بن مریم(علیه السلام) گفته مى شود : اى روح الله ! پیش نماز باش . مى فرماید : امام تان باید پیش نماز شود و برایتان نماز بگزارد . بعد از نماز صبح نزد عیسى(علیه السلام) مى روند . وقتى دجال دروغگو را ببیند ، ( دجال ) مانند نمك در آب، از بین مى رود . عیسى به سوى دجال مى رود و او را مى كشد . اگر یك یهودى پشت درخت یا سنگى پنهان شده باشد ، مى گوید : اى روح الله ! اینجا یهودى است . هر كسى را كه از دجال پیروى كند ، مى كشد .

عبد الرزاق  در حدیثى طولانى درباره دجال مى گوید : در مناطق قبل از شام حكمرانى مى كند ، سپس به طرف كوه هاى شام مى آید و آن جا را محاصره مى نماید . در آن وقت ، مسلمانانى كه مانده اند ، بر قله كوهى از كوه هاى شام پناه مى گیرند . دجال آنها را محاصره كرده ، خود در دامنه كوه است اما بلا و گرفتارى طول مى كشد . . . آن گاه تاریكى آنان را فرا مى گیرد ، به طورى كه آدمى كف دستش را نمى بیند . در این وقت عیسى بن مریم مى آید و چشمان شان را بینا مى كند .

میان مسلمانان مردى كه لباس جنگى پوشیده ، مى پرسد : بنده خدا ! تو كیستى ؟ مى فرماید : من عبد الله و رسول خدا و روح و كلمة الله ، عیسى بن مریم هستم . یكى از این سه راه را انتخاب كنید : خدا از آسمان بر دجال و سپاهش عذابى فرستد ، یا زمین آنها را فرو ببرد ، یا سلاح شما را بر آنان مسلط سازد و نگذارد با سلاح شان به شما آسیبى برسانند . مى گویند : اى پیامبر خدا ! راه آخر بیشتر دل ما را شاد مى كند . پس در آن هنگام ، یهودى به سبب ترس نمى تواند شمشیر را با دستش بلند كند ، حتى اگر بلند قد و تنومند و پُر خور باشد . مردم به طرف یهود مى روند و بر آنها چیره مى شوند . وقتى دجال عیسى بن مریم(علیه السلام) را ببیند ، مانند سرب آب مى شود . عیسى به سویش مى رود و پس از دستگیرى ، او را مى كشد !

ابن حماد  از حذیفة بن یمان از پیامبر حدیثى آورده كه داراى مبالغه درباره دجال بوده و مى گوید : در آن اوضاع ، عیسى بن مریم در « ایلیا » ( قدس ) فرو مى آید . در آنجا گروهى از مسلمانان به همراه خلیفه خود هستند. پس از آن كه مؤذن براى نماز صبح فرا مى خواند، وجود مردى قوى بنیه اى را به مردم خبر مى دهد كه عیسى بن مریم است .

عیسى از آسمان فرود مى آید و مردم به او خوش آمد مى گویند و چون حدیث رسول الله(صلى الله علیه وآله) با آمدن عیسى(علیه السلام) محقق شده ، خوشحال مى شوند . به مؤذن مى گوید كه اقامه نماز را بگو ; مردم به او مى گویند : پیشنماز ما باش ، عیسى مى گوید : نزد امامتان بروید تا برایتان نماز بگزارد . او پیشوایى نیكوست .

امام برایشان نماز مى گذارد و عیسى همراهشان نماز مى خواند . بعد امام مى رود و مردم را به پیروى از عیسى فرمان مى دهد . عیسى همراه مردم روانه مى شود تا این كه دجال ایشان را مى بیند و مانند نمك در آب ، از بین مى رود . عیسى به سویش مى رود و به اذن خدا ، او و هر كسى از پیروانش را كه بخواهد ، مى كشد .

دشمنان پراكنده مى شوند و زیر سنگ ها و درختان پنهان مى شوند اما سنگ و درخت مى گوید : اى عبدالله ! اى مسلمان ! بیا این یهودى را كه پشت من مخفى شده بكش ! به جز گیاه دیوخار كه گیاه یهود است و اگر یهودى زیر آن پنهان شود ، به كسى نمى گوید !

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود : این حدیث را براى آن به شما گفتم كه بیندیشید و آگاه شوید و به آن عمل كنید و براى نسل بعد از خود نقل كنید و براى همدیگر تعریف نمایید كه این فتنه ، بدترین فتنه است . پس از آن تا زمانى كه خدا بخواهد ، همراه عیسى بن مریم زندگى خواهید كرد .

ابن حماد از عبد الله بن عمرو عاص آورده است كه رسول خدا فرمود : خبر خروج دجال ، به كسانى كه قسطنطنیه را فتح كرده اند ، مى رسد ، پس به سوى او مى آیند تا در بیت المقدس به او مى رسند ! آن جا را هشت هزاز زن و دوازده هزار جنگجو محاصره كرده اند كه بهترین بازماندگان و صالح ترین انسان ها هستند . ابرى مه آلود بر سرشان سایه افكنده است ، هنگام صبح ، مِهْ برطرف مى شود و مى بینند كه عیسى بن مریم آنجاست . وقتى كه امام مى خواهد نماز بگزارد ، عیسى بن مریم مى آید و پشت سر امام نماز مى خواند و به آنان احترام مى گذارد . بعد سوى دجال كه آخرین نَفَس هایش را مى كشد ، مى رود و ضربه اى به او مى زند و كشته مى شود . در این وقت زمین به سخن مى آید و هر سنگ و درخت و شیئى خواهد گفت : اى مسلمان ! این یهودى پشت من پنهان شده ، او را بكُش ; جز گیاه دیوخار كه درختى یهودى است !

از مشهورترین احادیث منابع سنى ، روایت مُسْلم و دیگران از پیامبر است كه مى فرماید : قیامت برپا نمى شود مگر پس از آن كه مسلمانان با یهود بجنگند و آنها را بكشند . اگر یهودى پشت سنگ یا درختى پنهان شده باشد ، مى گوید : اى مسلمان ! این یهودى پشت من پنهان شده است. بیا او را بكُش ; مگر گیاه دیوخار كه درخت یهود است .

هفتاد هزار یهودى اصفهانى كه ردا پوشیده اند ، پیرو دجال اند .

عبدالرزاق  از یحیى بن ابى كثیر آن را روایت كرده و مى گوید : بیشتر پیروان دجال ، از یهودیان اصفهان هستند .




طبقه بندی: نهضت ظهورمقدس،  یهودوصهیونیزم درعصرظهور، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 خرداد 1392
ابوبصیر درباره حوادث و دوران ظهور از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: « ماه رمضان، ماه خداست و در آن به نام امام زمان علیه السلام و نام پدرش ندا داده می شود، در ماه شوال کار قوم بالا می گیرد و در ماه ذی القعده می نشینند و آرام می گیرند، ماه ذی حجه ماه خون است، در ماه محرم، حرام حلال و حلال حرام می شود، در ماه صفر و ربیع، خواری بزرگ و امر عظیمی اتفاق می افتد و در ماه جمادی از آغاز تا انجامش فتح و پیروزی خواهد بود.

از احادیث چنین استنباط می‌شود که دوران ظهور حضرت مهدی علیه السلام تا کشته شدن سفیانی و استقرار کامل حکومت جهانی، شامل سه مرحله است

منابع : ‌

بحارالانوار ج 52 / 272 حدیث 166
وعده صادق



طبقه بندی: نهضت ظهورمقدس، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : شنبه 11 خرداد 1392

 

 

احادیث شریف دلالت دارند که جنبش امام مهدى و انقلاب مقدس ، در شانزده ماه به فرجام مى رسد . ایشان در شش ماه نخست ، ترسان و امیدوار است و رخدادها را مخفیانه توسط یارانش رهبرى مى کند ، سپس دو ماه یا بیشتر در مکه خواهد بود ، آن گاه رو به مدینه مى آورد و مدت اندکى آن جا مى ماند ، بعد رو به عراق مى آورد ، سپس به شام و قدس مى رود .

اعتقاد به مصلح جهانی در دیگر فرق اسلامی

اوج جنگ با دشمنانش ، هشت ماه است که پیروزى هاى چشمگیرى هم به دست مى آورد و جهان اسلام زیر حکومتش یکپارچه مى شوند ; سپس با یارى عیسى(علیه السلام) با غریبان صلح مى کند . نزدیک به شش ماه پیش از حرکت ظهورش دو حادثه رخ مى دهد که اشاره الهى به آنهاست :

اول : انقلاب در سرزمین هاى شام به رهبرى عثمان سفیانى ; در این باره یهود و غربیان مى پندارند که پیروزى مهمى براى کنترل منطقه مسلط بر فلسطین به دست رهبرى توانمند است که دوستدار و طرفدار یهود و غربیان مى باشد و مى تواند در برابر تهدیدات عرب و ایران در مورد قدس بایستد ; اما کسانى که از احادیث مربوط به سفیانى خبر دارند ، مى دانند که خروجش مقدمه ظهور مهدى موعود است ، و مى گویند که خدا و رسولش راست گفته است که : « سبحان ربنا إن کان وعد ربّنا لمفعولا » پس آماده یارى مهدى(علیه السلام) مى شوند .

دوم : خطابِ سروش آسمانى ، ملت هاى دنیاست و همگى آن را مى شنوند . هر قومى به زبان خود ، با صدایى رسا که از آسمان فرود مى آید ; صدایش از هر طرف شنیده مى شود ; هر خوابیده اى را بیدار مى کند و هر نشسته اى برمى خیزد . مردم از خانه هایشان بیرون مى آیند تا ببینند چه خبر است !

آن ندا ، مردم را فرا مى خواند که براى ستم و جنگ و خونریزى ، حد و مرزى قائل باشند ; و دستور مى دهد که از امام مهدى پیروى کنند . نام او و پدرش را مى بَرَد . در این هنگام تأویل فرمایش خدا محقق مى شود : « إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین » . بشر در برابر این نشانه الهى خاضع مى شود و سر تسلیم فرود مى آورد و مردم تمام جهان با هیجان مى پرسند : مهدى کیست و کجاست ؟! اما شیطان پیروانش را به حال خود رها نمى کند و مردم را در مورد معجزه ندا به شک مى اندازد و براى کشتن امام مهدى(علیه السلام) دست به فعالیت مى زند ; این در حالى است که مؤمنان این ندا را حق و درباره امام مهدى موعود مى دانند و ایمانشان افزایش مى یابد ، اینها براى یارى امام گرد مى آیند . در این هنگام است که زمان ظهور امام به تدریج آغاز مى شود ; امیر مؤمنان(علیه السلام) اینچنین توصیف مى کند :

« در زمان شک و شبهه ظهور مى کند ، تا همه چیز را روشن گرداند . پر آوازه مى شود و امرش آشکار مى گردد » . (بحار ۵۳/۳) یعنى امرش را براى مردم روشن و آشکار مى کند، یا مى خواهد مردم را آزمایش کند که آیا دعوتش را مى پذیرند ، تا این امر روشن شود .

امام صادق(علیه السلام) فرمود : قائم قیام نمى کند مگر پس از آن که دوازده مرد قیام کرده و همگى اتفاق نظر دارند که قائم را دیده اند اما آنان را تکذیب مى کنند ( نعمانى /۲۷۷ ) .

به نظر مى رسد اینها ادعاى درستى دارند ، چون از تکذیب مردم تعجب مى کنند ، و دیدن آنها در آن بُرهه ، حساس است ( حدیث مى گوید : در زمان شک و شبهه ظهور مى کند تا امرش را آشکار نماید ) . در این مدت ، امام دولت یمنى ها و ایرانى ها را که مقدمه دولت مهدى است ، راهنمایى مى کند و در مناطق مختلف مسلمانان ، با یارانش ارتباط دارد .

در آن زمان ، مردم دنیا به حجاز چشم دوخته اند و به دنبال مهدى(علیه السلام) هستند ، چون مى دانند ایشان از اهالى مدینه است و حرکتش از مکه شروع مى شود . لشکر سفیانى بسیارى از بنى هاشم را در مدینه به امید آنکه مهدى(علیه السلام) میان آنهاب اشد ، دستگیر مى کند . به دنبال این رخدادها ملت هاى مسلمان را موجى فرا مى گیرد که از مهدى(علیه السلام) و کراماتش و نیز نداى جبرئیل در بردن نام مهدى(علیه السلام)سخن مى گویند ; این وضع زمینه مناسبى براى ظهورش فراهم مى کند اما فرصت خوبى هم براى دروغگویان و فریبکارانى است که مدعى مهدویت هستند و مردم را گمراه مى کنند .

در روایات آمده است که عده اى پیش از ظهور مهدى ادعاى مهدویت مى کنند و دوازده نفر از آل ابى طالب مردم را به سوى خود مى خوانند ; اما همگى پرچم هاى گمراهى و تلاش براى بهره بردارى از چشم براه بودن جهان براى ظهور مهدى(علیه السلام) است .

امام صادق فرمود : مبادا نام امام را ببرید ، چرا که به خدا ! او مدتى غایب مى شود و شما آزمایش مى شوید . حتى گفته مى شود که مهدى مرده یا هلاک شده ، یا به وادى رفته است . چشم مؤمنان بر او خواهد گریست و مانند کشتى پرتلاطم در امواج دریا ، به تلاطم و بیتابى گرفتار مى شوید ; اما فقط کسانى نجات مى یابند که خدا عهد و میثاقشان را پذیرفته و ایمان را در دلشان قرار داده و با فرشته خود آنان را یارى کرده است . دوازده پرچم مشابه برافراشته مى شود که قابل تشخیص از یکدیگر نیستند .

مفضل مى گوید : (وقتى این سخن را شنیدم) گریه کردم ، فرمود : اى ابوعبدالله ! چرا گریه مى کنى ؟! عرض کردم : چگونه گریه نکنم و حال آن که مى فرمایید دوازده پرچم که از همدیگر قابل تشخیص نیستند ، برافراشته مى شود در این صورت چه کنیم ؟ راوى مى گوید : امام به نور خورشید که داخل سایبان شده بود ، نگاه کرد و فرمود : اى ابوعبدالله ! نور خورشید را مى بینى ؟ عرض کردم : آرى ، فرمود : به خدا ! امر ما روشن تر از نور خورشید است .

وعده صادق




طبقه بندی: نهضت ظهورمقدس، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392

 

 

قرقیسیا شهرى كوچك نزدیك سرچشمه رود خابور در نهر فرات است كه امروز به ویرانه اى نزدیك شهر دیر الزور ، كنار مرز سوریه تبدیل شده و به مرز تركیه هم نسبتاً نزدیك است .این شهر ، به سبب قرقیسیا بن طهمورت ملك به این نام نامیده شد و یا قرقیسیا معرّب كركیسیا است كه برگرفته از « كركیس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گویند و در شعر ، بسیارى اوقات بصورت مقصور مى آید

 



معجم البلدان حموى  مى گوید : این شهر ، به سبب قرقیسیا بن طهمورت ملك به این نام نامیده شد . حمزه اصفهانى مى گوید : قرقیسیا معرّب كركیسیا است كه برگرفته از « كركیس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گویند و در شعر ، بسیارى اوقات بصورت مقصور مى آید . ( آخرش حذف مى شود ) .

برخى روایات در مورد نبردى بزرگ در آن سامان سخن گفته كه بعضى وقت آن را معین كرده و بین بنى عباس و بنى امیه دانسته اند . بعضى روایات هم آن را به سفیانى ربط داده اند كه در زمان امام مهدى(علیه السلام) خواهد بود اما برخى دیگر ، سبب درگیرى را گنجى مى دانند كه در مسیر فرات پیدا مى شود و بین سفیانى و اتراك اختلاف پیش مى آید .

از جمله روایات ، كافى از امام باقر(علیه السلام) آورده است كه به میسّر فرمود : فاصله شما و قرقیسیا چقدر است ؟ عرض كردم : نزدیك است ، كنار ساحل فرات ، فرمود : اتفاقى در آنجا خواهد افتاد كه از روزى كه خدا آسمان ها و زمین را آفریده و تا زمانى كه آسمان ها و زمین وجود خواهند داشت ، مانند آن وجود نداشته و نخواهد داشت . (میدان جنگ) سفره پرندگان خواهد بود و درندگان زمین و پرندگان آسمان ، از آن سفره سیر خواهند شد . افراد قبیله « قیس » در آن نبرد كشته مى شود و خونخواه و طرفدارى نخواهند داشت .

صاحب كافى مى گوید : عده اى این روایت را آورده اند و اضافه كرده اند : منادى ندا مى دهد : بیایید و گوشت ستمگران را بخورید !

و همچنین در جای دیگر  از حذیفه بن منصور از امام صادق(علیه السلام) : خدا مائده (در روایتى « مأدبه» ) و سفره اى در قرقیسیا دارد كه فردى از آسمان از این رخداد مطلع مى شود و مى گوید : اى پرندگان آسمان و درندگان زمین ! بیایید از گوشت بدن ستمگران سیر شوید !

و همچنین از عبد الله بن ابى یعفور آمده است كه ابو جعفر(علیه السلام) به من فرمود : فرزندان عباس و مروان در قرقیسیا نبردى خواهند داشت كه در آن نبرد زورمندان به بلوغ نرسیده، پیر مى شوند . خداوند پیروزى را نصیب شان نخواهد كرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین وحى مى شود كه از گوشت ستمكاران سیر شوید . آن گاه سفیانى خروج مى كند .

از جمله روایاتى كه در مورد خروج سفیانى و ظهور امام مهدى وارد شده ، حدیثى است كه مفید در اختصاص آورده است : جابر جعفى مى گوید كه ابوجعفر(علیه السلام) به من فرمود : اى جابر ! سرِ جایت بمان و تكان نخور (=كارى نكن )تا نشانه هایى را كه برایت مى گویم ، ببینى و آنها را دریابى : نشانه اول ، اختلاف فرزندان فلانى (بنى عباس بر سر مُلك) است كه گمان نمى كنم آن را ببینى ، ولى پس از من اینها را نقل كن . نشانه دیگر صدایى است كه از آسمان شنیده مى شود ، همچنین صدایى كه از جانب دمشق به شما مى رسد و نوید فتح مى دهد . قریه اى از شام به نام « جابیه » فرو مى رود و قسمت راست مسجد دمشق فرو مى ریزد و گروهى از تركستان خروج مى كنند ، و پس از آن اوضاع مردم آشفته خواهد شد . برادران ترك در جزیره پیاده مى شوند و جمعى از روم خروج كرده و در « رمله » فرود مى آیند .

اى جابر ! در آن سال در هر نقطه اى از مغرب زمین ، كشمكش زیادى روى مى دهد . نخستین سرزمین عرب كه خراب مى شود ، شام است . در شام سه پرچم مختلف با هم جنگ خواهند داشت : پرچم اول اصهب ( سرخ و سفید ) پرچم دوم ابقع (سیاه و سفید) و پرچم سوم سفیانى است . سفیانى با پرچم ابقع برخورد مى كند و با هم مى جنگند و او و تمام همراهانش را به قتل مى رساند . بعد پرچم اصهب را تار و مار مى كند . آن گاه هدفى جز رفتن به عراق ندارد . سپس لشكر او به قرقیسیا مى رسد و جنگى در آنجا جنگ درمى گیرد كه صد هزار نفر از ستمگران كشته مى شود .

پس از آن سفیانى هفتاد هزار لشكر به كوفه مى فرستد ، آنها مردم كوفه را یا مى كشند، یا دار مى زنند ، و یا به اسیرى مى گیرند . در این بین چند لشكر از خراسان با سرعت برق، منازل میان راه را طى مى كنند . چند نفر از یاران قائم در میان آنها هستند . سپس مردى از موالى اهل كوفه قیام مى كند ، ولى سرلشكر سفیانى او را بین حیره و كوفه به قتل مى رساند .

آن گاه سفیانى لشكرى به مدینه مى فرستد . مهدى از مدینه به مكه مى رود . چون خبر رفتن مهدى از مدینه به سرلشكر سفیانى مى رسد، لشكرى را به دنبال او مى فرستد، ولى وى را نمى یابند . مهدى مانند موسى بن عمران ، با ترس و لرز وارد مكه مى شود . سرلشكر سفیانى در بیابان « بیدا » فرود مى آید . در آن جا گوینده اى از آسمان صدا مى زند : اى بیدا ! این قوم را نابود گردان ، و با این صدا زمین آنها را در كام خود فرو مى برد . تنها سه نفر از آنها باقى مى ماند كه خدا صورت هاى آنها را به عقب برمى گرداند . آن سه نفر از قبیله كلب اند . این آیه درباره اینها آمده است :

« اى كسانى كه كتاب آسمانى به شما داده شد ! ایمان بیاورید به آنچه نازل كردیم ، كه آنچه را نزد خود دارید ، تصدیق مى كند ، پیش از آن كه بعضى از صورت ها را تغییر دهیم ، و آن را به پشت برگردانیم » ( نساء/50 )

در آن روز قائم در مكه است . او در آن جا به بیت الحرام ( خانه خدا ) تكیه مى دهد ، در حالى كه به آن پناه بُرده است . مى گوید : اى مردم ! ما از خدا و هر كسى كه دعوت ما را بپذیرد ، یارى مى طلبیم . من از خانواده محمد ، پیغمبرتان هستم . ما از هر كس به خدا و محمد نزدیك تریم . . .

ابن حماد  گفته « ارطاة » را نقل كرده كه معركه قرقیسیا را به سفیانى ربط داده و طرفین را ترك و روم قرار داده و مى گوید : وقتى ترك ها و رومیان گرد بیایند و قریه اى در دمشق فرو رود و دیوار سمت غرب مسجد دمشق فرو ریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود : ابقع ، اصهب و سفیانى . در دمشق مردى و همراهانش محاصره شده و كشته مى شوند و دو نفر از آل ابو سفیان خروج مى كنند كه پیروزى با دومى است . وقتى پیروان « ابقع » از مصر حركت كنند ، سفیانى با سپاهش بر ضد آنها شورش مى كند ، و آنقدر از تركان و رومیان در قرقیسیا مى كشد كه درندگان زمین از گوشت شان سیر مى شوند .

اما این روایت ، فقط سخنى بُریده است . همچنین چند روایت وجود دارد كه احادیث را مربوط به گنجى مى داند كه در آن اختلاف دارند . روشن ترین روایت ، روایتى است كه از ابن حماد از پیامبر آورده شده است : « كوهى از طلا و نقره در مسیر فرات نمایان مى شود كه از هر نُه نفر كه براى دستیابى بر آن بجنگند ، هفت نفر كشته مى شوند . اگر شاهد چنین وضعى بودید ، نزدیك آن نشوید . . . فتنه چهارم هجده سال است ، سپس رخدادهایى نمودار مى شود كه خود را نشان مى دهد و فرات كوهى از طلا را نمایان مى كند . امت بر آن هجوم آورده ، از هر نُه نفر ، هفت تن كشته مى شود .

همچنین در جایی دیگر از على(علیه السلام) : سفیانى در شام ظهور مى كند ، آن گاه نبردى میان آنها در قرقیسیا رخ مى دهد ]و آن قدر كشته مى دهد[ كه پرندگان آسمان و درندگان زمین از لاشه هایشان سیر مى شوند . سپس در پشت سرشان جنگى رخ مى دهد و گروهى مى آیند تا وارد خراسان شوند . لشكر سفیانى در پى اهالى خراسان مى آیند ، چنانكه شیعه آل محمد را در كوفه مى كشند ، آن گاه اهل خراسان در پى مهدى بیرون مى روند .

مقصود از فتنه چهارم در این حدیث معلوم نیست ، چرا كه تعداد فتنه ها در روایات ناهمگون است . با اینكه تشخیص آخرین فتنه متصل به ظهور مهدى(علیه السلام) آسان است اما اكثر نصوص مربوط به این معركه ، مُرسَل و گفته اشخاص بوده و جزء احادیث نبوى نیست اما اگر درست باشد ، احتمال دارد كه گنج مذكور ، منبع نفت یا معدن طلا و نقره باشد كه محل درگیرى سه دولت مى شود اما بیشتر احادیث مى گوید طرف مقابل سفیانى در این معركه ، ترك ها هستند و چون درگیرى به خاطر ثروتى است كه در مرزهاى سوریه و تركیه وجود دارد ، بنابراین ممكن است منظور از ترك ها ، اهالى فعلى تركیه باشند .

برخى روایات مى گوید پیش از خروج سفیانى ، عده اى در جزیره اى كه جزیره ربیعه یا دیار بكر ، نزدیك قرقیسیاست ، فرود مى آیند . شاید مقصود روس ها یا دیگران باشند كه امت ترك نامیده مى شوند .

بر اساس روایات ، مهدى(علیه السلام) نخستین پرچم خود را براى جنگ با تركان برمى افرازد . مقصود از جزیره در اینجا منطقه اى نزدیك موصل است كه آن نیز دیار ربیعه نامیده مى شود ، اما « رمله » كه نیروهاى روم در آنجا فرود مى آیند ، شاید « رمله » فلسطین یا مصر باشد ، والله العالم !

علی کورانی

وعده صادق




طبقه بندی: نهضت ظهورمقدس،  علائم غیرحتمیه ظهور،  سرزمین شام(سوریه-لبنان-اردن-فلسطین) در عصر ظهور،  سفیانی، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392

از امـام بـاقر علیه السلام آورده اند كه ضمن یك روایت طولانى در مورد امام مهدى علیه السلام فرمود:

... ثـم لا یـخـرج مـن مـكـة حـتـى یـكـون فـى مثل الحلقة
قال الراوى : فما الحلقة ؟
قال : عشرة الآف .
یعنى : ... سپس از مكه خارج نمى شود جز اینكه در حلقه و دایره اى بسیار پرشكوه .
پرسیدند: حلقه چیست ؟
فـرمـود: دایـره اى از یـك جـمـعـیـت ده هـزار نـفـرى كـه از ایـمـان تزلزل ناپذیر و آگاهى و شهامت بسیارى برخوردارند



 

از امـام بـاقر علیه السلام آورده اند كه ضمن یك روایت طولانى در مورد امام مهدى علیه السلام فرمود:
(( ... ثـم لا یـخـرج مـن مـكـة حـتـى یـكـون فـى مثل الحلقة .))
قال الراوى : ((فما الحلقة ؟))
قال : ((عشرة الآف . ))
یعنى : ... سپس از مكه خارج نمى شود جز اینكه در حلقه و دایره اى بسیار پرشكوه .
پرسیدند: ((حلقه چیست ؟))
فـرمـود: ((دایـره اى از یـك جـمـعـیـت ده هـزار نـفـرى كـه از ایـمـان تزلزل ناپذیر و آگاهى و شهامت بسیارى برخوردارند.))
2ـ از امام صادق علیه السلام پرسیدند:
(( كـم یـخـرج مـع القـائم ؟ فـانـهـم یـقـولون : انـه یـخـرج مـعـه مثل عدة اءهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.))
فـقـال عـلیـه السـلام : ((مـا یـخـرج الا فـى اولى قـوة و مـا یـكـون اءولو قـوة اءقل من عشرة الآف . )) یـعـنـى : ((به هنگام ظهور امام مهدى علیه السلام چند نفر با او همراه خواهند بود؟ برخى مى گویند: با 313 نفر به شمار یاران پیامبر در بدر ظهور مى كند.))
حضرت فرمود: ((او از مكه با نیروى بسیارى خارج مى شود و نیروى بسیار، كمتر از ده هزار نفر نخواهد بود.))
در مـورد واژه ((حـلقـه ))، در مـنابعى كه نزد ما موجود است تنها این موضوع آمده است كه عـبارت است از: ده هزار نفر. اما به نظر مى رسد كه منظور از ((حلقه )) و ((عقد)) ـ كه به مفهوم آن است و در برخى دیگر از روایات آمده است ـ لشكر گران و جمعیت بسیارى است كه از ایمان كامل و تزلزل ناپذیر و آگاهى بسیارى بهره ورند. آنان از ارتش امام عصر علیه السلام محسوب مى شوند، اما امتیازات و ویژگیهاى 313 نفر یاران اصلى امام علیه السلام را ندارند جز اینكه در مكه به آن پیشواى نجاتبخش مى پیوندند و زیر پرچم او قرار مى گیرند.
آرى ! امـام مـهـدى عـلیـه السلام از مكه با این شمار از فداكاران آگاه و باایمان خارج مى گـردد امـا روشـن اسـت كـه در مـسـیر كوفه و در مدت اقامت آن حضرت در كوفه ، میلیونها انسان شیفته حق و عدالت به او مى پیوندند و دست بیعت به آن گرامى مى دهند.
بـنـابراین ما نمى توانیم آمار عظیم ارتش گران و یاران بى شمار و آگاه و باایمان آن حـضـرت را در نـظـر بـگیریم ، اما همین مقدار مى توانیم بگوییم كه هر انسانى كه بدان پـیـشـواى بـزرگ هـدایـت و نـجـات ، ایـمـان آورد و توان به دوش ‍ كشیدن سلاح را داشته بـاشـد، او از افـراد ارتـش مـهـدى عـلیـه السـلام اسـت و هـنـگـامـى كـه فـرمـانـدهـى كـل ، فـرمـان قـیـام و بـسـیـج عـمـومـى دهـد، تـمـامـى قـشـرهـا و توده هاى مردم در هر سن و سـال و هـر سـطـح و شـرایـطـى ، در پـاسـخـگویى به نداى ملكوتى آن حضرت و انجام دسـتـورات او بـر یـكدیگر سبقت مى گیرند و آن را مسابقه در نیكیها مى شمارند كه ما در این مورد در آینده نیز بحث خواهیم داشت .


صفر حبیبی مشکینی
apocalypse.ir




طبقه بندی: اصحاب ویاران امام زمان(عج)،  نهضت ظهورمقدس، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391
در ضمن بررسى ویژگیهاى حكومت جهانى حضرت مهدی (عج)، این سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظیم و منظم و پیچیده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونیكى و تكنیك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته‏اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پیروزى جهانى‏براى امام زمان ، علیه‏السلام، چگونه میسر است؟

 

 

 

 

 

 


اصولا چون چنین پیروزى عظیمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نیست‏باید دید زمینه و عوامل چنین پیروزیى چیست و راه آن كدام است؟ در این بحث‏به عوامل پیروزى آن حضرت در این قیام جهانى و فتح نهایى عالم توسط ایشان مى‏پردازیم و با توجه به روایات و احادیث رسیده این عوامل را بررسى مى‏كنیم.
در ضمن‏بررسى‏ویژگیهاى‏یاران حضرت مهدى ،علیه‏السلام، و خصوصیات لشكریانش به این نكته برمى‏خوریم كه آنان «منصور بالرعب‏» هستند.

منصور بالرعب بودن، یعنى آنكه پیروزى آن حضرت ظاهرا در سایه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكریانش ایجاد مى‏شود و آنها از قدرت و پیروزیهاى او به قدرى به هراس مى‏افتند كه توان استقامت‏خویش را از دست مى‏دهند یا تسلیم مى‏شوند و یا سلاحها را بر زمین مى‏گذارند و فرار مى‏كنند و این خود زمینه پیروزى و فتح بدون درگیرى و خونریزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى‏سازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگیرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمین مى‏گذارند یا با بلندكردن پرچم سفید، تسلیم مى‏شوند و یا از پیشاپیش لشگر او مى‏گریزند.
در تاریخ از اینگونه پیروزیها دیده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى‏شدند و سرانجام قبل از رسیدن لشگر، خود را تسلیم مى‏كردند.
پیامبر اسلام،صلى‏الله علیه‏وآله، طبق شواهد تاریخى و آیات قرآن از این موهبت‏برخوردار بوده و درمواردى‏صلابت و ابهت آن حضرت و تصمیم و اراده شكست‏ناپذیر او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پریشان ساخته است و پیش از درگیرى و یا به مجرد رویارویى ، شكست‏خورده و پا به فرار نهاده یا تسلیم شده‏اند.
پیامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقلیتى غیر مجهز و بسیار كم در برابر سپاهى مجهز و چندین برابر، نه تنها ایستاد، بلكه به پیروزى جالبى هم رسید و این خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پیامبر اسلام توسط خداوند مى‏افتد و با دادن بیش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسیران زیاد، پا به فرار مى‏گذارد. ابوسفیان مى‏گوید به محض‏رساندن كاروان به مكه بسرعت‏به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‏گفتم: بایست! مى‏گفت: على ،علیه‏السلام، سوار بر اسب مرا تعقیب مى‏كند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدینه توسط نیروهاى قریش و احزاب و عبور «عمروبن‏عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‏اى بین مسلمین رخ داده بود كه به تعبیر قرآن «و زلزلوا زلزالا شدیدا» (1) و فریاد «متى نصرالله‏» سر مى‏دادند.
آنگاه كه حضرت على ،علیه‏السلام، عمرو را با یك ضربت از پا درآورد و پیامبر ،صلى‏الله علیه‏وآله،فرمود: «ضربة على یوم الخندق افضل من عبادة‏الثقلین‏» ترس و رعب عجیبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

و نیز در جنگ با یهود بنى‏نظیر و بنى قریظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبیر قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم‏و ایدى المؤمنین‏» (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‏خود و به دست مؤمنان خانه‏هاشان را ویران كردند.

ویادر فتح مكه زمینه چنان فراهم مى‏شودوبه‏گونه‏اى‏مرعوب‏مى‏گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رویارویى از لشكر جرار قریش و ابوسفیان سلب مى‏گردد و همه طوعا و كرها تسلیم مى‏شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم‏الاحزاب وحده‏» تحقق مى‏یابد.

باز درانقلاب اسلامى ، دیدیم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‏كرد، مخصوصادرآخرین‏روزهاى پیروزى انقلاب اسلامى شاهد بودیم كه در پى فرمان حضرت امام، قدس‏سره، و ریختن همه مردم به خیابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نیرومندترین ارتش خاورمیانه عملا جا خالى كرد و نیروهاى انقلاب پیروز شدند.
در جنگ تحمیلى هم نمونه‏هایى از این پیروزیها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح‏المبین دیدیم كه نیروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحیه متزلزل در اثر ترس و وحشت‏شعار الله‏اكبر چگونه شكست‏خورد و تسلیم شد.
اینها نمونه كوچكى است از پیروزى كه در سایه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى‏آید.
پس بسیار روشن است كه یكى از عوامل عمده پیروزى ارتش امام زمان ،علیه‏السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تایید ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،علیه‏السلام، مى‏افتد و این حقیقت در لابلاى آیات و روایات مشهود است.
اینك آیاتى كه دلالت‏بر اینگونه پیروزیها دارد و مى‏رساند كه پیامبر، صلى‏الله علیه‏وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى‏گذرانیم:

1. «سنلقى فى قلوب‏الذین كفرواالرعب بما اشركوا بالله‏» (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى‏افكنیم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.

2.«سالقى فى قلوب الذین كفروا الرعب فاضربوا فوق‏الاعناق‏» (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى‏افكنیم ، پس ضربه‏ها را بر بالاى گردنها (یعنى مغزشان) فرود آورید. این در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قریش در جنگ بدر افتاد و سبب پیروزى مسلمانان بر آنها شد.

3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فریقا تقتلون و تاسرون فریقا» (5)
در دل یهودیان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهایشان شد و شما گروهى را كشتید و گروه دیگرى را به اسارت گرفتید.

4. «فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فى‏قلوبهم‏الرعب‏» (6)
پس قدرت خداوند از جایى كه گمان نمى‏بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.

در بسیارى از روایات ما همین صفت و ویژگى پیامبر،صلى‏الله علیه‏وآله،براى حضرت مهدى ، علیه‏السلام،نقل‏شده‏است، علاوه بر روایاتى كه قبلا اشاره شد به اینكه رعب پیشاپیش لشكر امام زمان از هر طرف مى‏رود یعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى‏گردد و فرار مى‏كند یا تسلیم مى‏شود .

امام باقر ،علیه‏السلام، مى‏فرماید: «همه سنن انبیا در امام زمان جمع است (كه بعدا در این زمینه بحث‏خواهیم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى‏الله علیه‏وآله، قیام به شمشیر و منصور بالرعب است.

«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى‏الله‏علیه‏وآله، فخروجه بالسیف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارین و الطواغیت و انه ینتصر بالسیف و الرعب و انه لا ترد له رایة ...» (7)
از سنتهاى جدش قیام امام زمان با شمشیر و قیام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسلیم همه پرچمها در برابر اوست.

امام محمدباقر،علیه‏السلام،نیز مى‏فرماید:
«القائم،علیه‏السلام،منا منصور بالرعب، موید بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب‏» (8)
قائم ،علیه‏السلام، ما یارى شده به رعب است و تاییدشده با پیروزى است. تمام زمین به تصرف او درمى‏آید و گنجهاى زمین براى او ظاهر مى‏شود و سلطه او بر شرق و غرب مى‏رسد.

امام صادق ،علیه‏السلام، مى‏فرمود:
«ان‏القائم‏منامنصوربالرعب‏موید بالنصر تطوى له‏الارض و تظهر له الكنوز و یبلغ سلطانه‏المشرق و المغرب و یظهرالله به دینه ولوكره المشركون‏» (9)

4. در ذیل تفسیر آیه «اتى امرالله فلاتستعجلوه‏» مى‏فرماید: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و یویده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنین والرعب‏» (11)
او همواره با سه گروه سپاه تایید مى‏شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.

هشام بن سالم از امام صادق ، علیه‏السلام، نقل مى‏كند:
«... فلا یبقى بین الخافقین الا خافه‏» (12)
در میان شرق و غرب كسى نمى‏ماند مگر اینكه از او مى‏هراسد.

ابى‏بصیر از امام صادق ، علیه‏السلام، نقل مى‏كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم‏حضرت‏مهدى،علیه‏السلام، پس از نقل مطالبى مى‏فرماید:
«و یسیرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن یمینها شهرا و عن یسارها شهرا، ثم قال یا ابامحمد، انه یخرج موتورا غضبان اسفا لغضب‏الله على هذاالخلق‏». (13)

با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شدیدى است كه كتمان آن ممكن نیست، روشن مى‏شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است‏به این معانى باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان ، روحیه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غیرقابل نفوذ و شكست‏ناپذیر آن حضرت ، تسلیم شوند.
2.آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب‏آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت‏یك ماه راه‏رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگیرى و رویارویى و مقاومت تسلیم مى‏گردند، چنانچه حدیث ابى بصیر گویاى آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شدید به سر مى‏برند و این ترس خودمقدمه پیروزى امام و شكست دشمنان امام است.

این رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بیفكند و قدرت اراده و تصمیم به مقاومت را از آنان سلب نماید، نتیجه اینكه زودتر تسلیم گردند. گویى چنان از خود بى‏خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نیابند همانند بره در برابر شیر و ...!
ب) آوازه پیروزى سریع حضرت و شیوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ویژگى یاران او و لشگریانش كه مقاوم و شكست ناپذیرند، سبب این خوف و رعب گردد.
ج) انتشار حركت و قیام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پیوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نیروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتیجه شورشها و قیامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسیم و تجزیه آنان گردد و عملا ایجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.
د) امام‏زمان با احاطه‏اى كه بر اسرار غیب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخایر اسلحه و نیروهاى انسانى آنان را نیز شناسایى كند و نقاط ضعف و آسیب‏پذیرى آنان را بداند و با یك اقدام سریع همه را وادار به تسلیم سازد و نیز كافى است كه این كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقیه حساب خویش را بدانند ...!!



على‏اكبر حسنى

موعود

پى‏نوشتها:
1. سوره احزاب (33)، آیه 11
2.سوره حشر (59)، آیه 2
3. سوره آل عمران (3)، آیه 151
4. سوره انفال (8)، آیه 12
5. سوره احزاب (33)، آیه‏23
6. سوره حشر (59)، آیه 2
. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص‏217، ح‏6.
8. كشف‏الغمه، ج‏3، ص 324;المحجه‏البیضاء، ج‏3، ص 341; یوم‏الخلاص، ص‏300; منتخب الاثر، ص‏292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص 171; اعلام‏الورى، ص‏433، اسعاف‏الراغبین، ص‏152; ینابیع‏المودة، ج‏3، ص‏136
9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏191، ح 24.
10. سوره نحل (16)، آیه 1.
11. نعمانى، كتاب‏الغیبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى من‏المهد الى الظهور.
12. نعمانى، همان، ص 122.
13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏360، ح‏129




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  نهضت ظهورمقدس، 
ارسال توسط محمد امین
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:9)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ