تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - مطالب حضرت مهدی از دیدگاه شیعه
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 مهر 1392

 

 


به گزارش تبیان، در روایات ذکر شده است که هنگام ظهور امام زمان، ‌جنگ و خونریزی و فساد فراوان روی می‌دهد، و از طرفی گفته می‌شود که باید زمینه را با اعمال نیک، دعا و... برای ظهور ایشان فراهم کرد. انسان در این مواقع مضطر می شود که بالاخره با گناه بیشتر ظهور نزدیک میشود یا با اعمال نیک؟.... باید گفت: از جمله نشانه‌های غیر حتمی ظهور، گسترش فساد و تباهی است و نباید این فساد و تباهی‌ها را جزو زمینه‌ها و عوامل ظهور دانست. ما در مقابل این سۆال پاسخ‌هایی ارائه می‌دهیم و قضاوت را به عهده خود شما می‌گذاریم.
این تفکر ناشى از عدم شناخت مسئولیت انسانى و دینى و برداشت غلط از موضوع ظهور است؛ زیرا:

اولاً؛ هیچ یک از تکالیف شرعى مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف، مبارزه با فساد و... مشروط به چنین شرطى نیست؛ یعنى، تکلیف نماز و یا نهى از منکر تکالیفى مطلق هستند و عمل به آنها الزامى است؛ چه موجب تسریع در ظهور شود یا تأخیر آن.

ثانیاً؛ آیا معقول است که ما در سراسر عمر خود که چه بسا به ظهور منجر نگردد، دست روى دست بگذاریم و همه آیات و روایات را به کنارى بگذاریم؛ به این بهانه که ما مى‏خواهیم در ظهور تعجیل گردد! آیا این عذرى خداپسندانه است؟!

ثالثاً؛ در احادیثى که وظایف منتظران مشخص شده، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، دورى از گناه و قرب به خداوند است. چنان که امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: «هر کس خشنود مى‏شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالى که منتظر است. اگر چنین شخصى، پیش از ظهور بمیرد، اجر او مانند کسى است که زمان ظهور را درک کرده است. پس (در جهت نیکى‏ها) بکوشید و منتظر باشد. (این انتظار)، گوارا باد بر شما اى گروه رحمت شده». (1)

علماى ما درباره وظایف و تکالیف منتظران در زمان غیبت، کتاب‏هاى مستقلى نوشته یا فصل‏هایى از کتاب خود را بدان اختصاص داده‏اند (مانند نجم الثاقب، مکیال المکارم و....). در این کتاب‏ها و مشابه آنها _ که تنها براساس روایات معصومین علیهم السلام نوشته شده اند _ هیچ گاه پر کردن جهان از فساد و تباهى به عنوان وظیفه منتظران در زمان غیبت، یاد نشده است.

ظهور مهدى موعود علیه السلام، تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از قدیم‏ترین زمان‏ها در کتاب‏هاى آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین از آن آنان است و پایان تنها به متقیان تعلق دارد از همه این ها گذشته، ما باید موضع و موقعیت خود را در زمینه قیام امام مهدى علیه السلام مشخص کنیم. بدیهى است اگر ما به گسترش فساد کمک کنیم، از کسانى خواهیم بود که انقلاب حضرت مهدى علیه السلام، براى در هم کوبیدن و حذف آنان صورت مى‏گیرد!! اگر در صدد اصلاح جامعه باشیم، از کسانى خواهیم بود که در زمره اصحاب فداکار عضویت خواهند داشت.

بنابراین به فرض این که با ساکت بودن و به نظاره نشستن و یا کمک کردن به توسعه فساد، ظهور حضرت را پیش بیندازیم، وضع خود را به طور قطع به خطر انداخته‏ایم. مگر نه این است که حضرت بقیة اللَّه براى کوتاه کردن دست فاسدان و برچیدن بساط محرمات الهى و فسادگرى و اصلاح انسان‏ها و جوامع، قیام مى‏کند. پس چگونه مى‏توانیم از قیام آن بزرگوار بهره‏مند شویم.

گفتنى است که بیان وضعیت فساد آلود و معصیت بار جهان در آخرالزمان، هم هشدار به جوامع انسانى است و هم علامتى خبر دهنده از نزدیکى قیام و ظهور امام زمان علیه السلام مى‏باشد. این هشدارها و پیش‏گویى‏ها وظیفه ما را سنگین مى‏کند و ما را نسبت به عواقب شوم فساد و تباهى آگاه مى‏سازد.

محمد بن مسلم مى‏گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ حضرت فرمودند: «هنگامى که مردان خود را شبیه زنان کنند و زنان، شبیه مردان شوند، آن گاه مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان!!». (2)


استاد شهید مطهرى رحمت الله علیه در این زمینه مى‏نویسد:

برداشت قشرى از مردم درباره مهدویت و قیام انقلاب مهدى موعود علیه السلام، این است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‏ها، تبعیض‏ها، اختناق‏ها، حق کشى‏ها و تباهى ناشى مى‏شود؛ نوعى سامان یافتن است که معلول پریشانى‏ها است.

آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت، هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروى باطل نیرویى حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى‏دهد و دست غیب براى نجات حقیقت از آستین بیرون مى‏آید. از این رو هر اصلاحى محکوم است؛ زیرا هر اصلاح، یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنى است، دست غیب ظاهر نمى‏شود؛

به عکس؛ هر گناه، هر فساد، ظلم، تبعیض، حق کشى و هر پلیدى به حکم این که مقدمه اصلاح کلى است و انفجار را قریب‏الوقوع مى‏کند و رواست، و هدف‏ها، وسیله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏کنند! پس بهترین کمک به تسریع در ظهور، ترویج و اشاعه فساد است! اینجاست که گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کام جویى است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایى.

این گروه به طور طبیعى به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهیان از منکر، با نوعى بغض و عداوت مى‏نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدى موعود مى‏شمارند.

در حالى که آیات قرآن کریم در جهت عکس برداشت بالا است؛ ظهور مهدى موعود، حلقه‏اى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى‏شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که آن فرد اهل ایمان و عمل صالح باشد.

در احادیثى که وظایف منتظران مشخص شده، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، دورى از گناه و قرب به خداوند است. چنان که امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: «هر کس خشنود مى‏شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالى که منتظر است. اگر چنین شخصى، پیش از ظهور بمیرد، اجر او مانند کسى است که زمان ظهور را درک کرده است. پس (در جهت نیکى‏ها) بکوشید و منتظر باشد. (این انتظار)، گوارا باد بر شما اى گروه رحمت شده»ظهور مهدى موعود علیه السلام، تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از قدیم‏ترین زمان‏ها در کتاب‏هاى آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین از آن آنان است و پایان تنها به متقیان تعلق دارد (3).

ایشان در فراز دیگرى مى‏نویسد: «حدیث معروف که مى‏فرماید: «یملاء اللَّه به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً»؛ (4) نیز شاهد مدعاى ما است، نه بر مدعاى آن گروه. در این حدیث نیز تکیه روى ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند که قیام امام مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف براى حمایت از مظلومانى است که استحقاق حمایت دارند... .

شیخ صدوق روایتى از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند مبنى بر این که این امر تحقق نمى‏پذیرد مگر این که هر یک از شقىّ و سعید، به نهایت کار خود برسد. پس سخن در این است که گروه سعدا و گروه اشقیا، هر کدام به نهایت کار خود برسند.

در روایات اسلامى، سخن از گروهى زبده است که به محض ظهور امام زمان علیه السلام به آن حضرت ملحق مى‏شوند. بدیهى است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمى‏شوند. معلوم مى‏شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه‏هایى عالى وجود دارد که چنین گروه زبده‏اى را پرورش مى‏دهد. این خود مى‏رساند نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه اگر به فرض اصل حق از نظر کمیت، قابل توجه نباشد، از نظر کیفیت، ارزنده‏ترینِ اهل ایمانند و در ردیف یاران سیدالشهداء علیه السلام». (5)

 

پی نوشت ها:

1) بحارالانوار، ج 52، ص 140

2) کمال الدین، ج 1، ص 331

3) قیام و انقلاب مهدى موعود علیه السلام، ص 56-54

4) الستجاد من الارشاد (المجموعه)، علامه حسن بن مطهر الحلى، ص 263

5) قیام و انقلاب مهدى موعود علیه السلام، ص 56 و 57

وعده صادق




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

 

 

مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پیامبر خدا ، عیسى(علیه السلام) ، در آخر الزمان ، از آسمان به زمین مى آید . خدا مى فرماید : « همه اهل كتاب ، پیش از مرگ مسیح ، به او ایمان مى آورند و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود » (نساء/159) همچنین مى فرماید : « مسیح سبب آگاهى بر روز قیامت است ( زیرا نزول وى گواه نزدیكى رستاخیز است ) . هرگز در آن تردید نكنید و از خدا پیروى كنید كه این راه مستقیم است » ( زخرف / 61 ) .



یعنى مسیح(علیه السلام) از نشانه هاى قیامت است و همه اهل كتاب ، مسیحى و یهودى ، به او ایمان مى آورند ; و ایمان آنها زمانى است كه خدا وى را به دنیا مى فرستد و مسیح و آیات و نشانه هاى خدا را مى بینند .

امام باقر(علیه السلام) فرمود : « عیسى(علیه السلام) پیش از روز قیامت ، از آسمان به زمین نزول مى كند و یهودیان و مسیحیان پیش از مرگش ، به او ایمان مى آورند . وى پشت سر مهدى نماز مى خواند » ( بحار 14/530 ) .

حكمت عروج مسیح به آسمان این است كه خدا وى را براى مرحله حساسى از تاریخ و براى مأموریت مهمّى ذخیره كرده است ، پیروان وى بزرگ ترین نیروى جهان در آخر الزمان خواهند بود و همچنین بزرگ ترین مانع براى رسیدن نور هدایت به ملت ها و برپایى دولت جهانى عدل الهى . از این رو طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) در سرزمین هاى آنان فرو بیاید و جهان مسیحیت ، كه پدیده هاى جاهلانه و عوامانه آن را فرا گرفته ، آمدن حضرت را موجب یارى خود در برابر ظهور مهدى(علیه السلام) و مسلمانان بدانند . طبیعى است كه مسیح(علیه السلام) از كشورهاى مختلف مسیحى بازدید مى كند ; خدا انواع معجزات را به دست او ظاهر مى سازد و تعداد بسیارى به دست ایشان هدایت مى شوند .

نخستین ثمره نزول حضرت عیسى ، كاهش دشمنى غربى ها با اسلام و مهدى(علیه السلام) و برقرارى پیمان صلح و آشتى بین دولت هاى غرب و امام مهدى(علیه السلام)است .

بعید نیست كه نماز خواندن عیسى(علیه السلام) پشت سر مهدى(علیه السلام) چند سال پس از نزول یعنى زمانى باشد كه دولت هاى غربى پیمان صلح را شكسته و لشكریان خود را براى جنگ با مهدى(علیه السلام) بسیج كنند . در این هنگام است كه مسیح(علیه السلام)موضع روشن خود را در جانبدارى از امام مهدى(علیه السلام) آشكار مى كند و به او اقتدا مى كند .

اما معقول آن است كه شكستن صلیب ها و كشتن خوك ها كه منابع سنى آن را روایت كرده اند ، پس از شكست غربى ها در نبرد با امام بوده و بعد از آن است كه امام و مسیح(علیهما السلام) وارد مراكز كشورهاى مسیحى شوند و ملت ها با تكبیر و هلهله از او استقبال كنند .

خداوند مى فرماید : « فرشتگان گفتند : اى مریم ! خدا تو را به كلمه اى ( وجود با عظمتى ) بشارت مى دهد كه نامش مسیح ، عیسى پسر مریم ، است . در این جهان و جهان دیگر ، صاحب شخصیت و از مقربان الهى خواهد بود . در گهواره و در حالت كهولت با مردم سخن مى گوید و از شایستگان است » ( آل عمران /45 ـ 46 ) .

معنى « در گهواره با مردم سخن مى گوید » همان سخن گفتن هنگام ولادت است اما « در كهولت » یعنى وقتى از آسمان فرود آید ، چون در سى و سه سالگى و پیش از كهولت ، به آسمان برده شد . ابن عباس مى گوید : سى ساله بود ( بغوى 2/77 ) . كهولت ، چنان كه لغت شناسان گفته اند ، از وقتى است كه خطوط پیرى آشكار شود . راغب  مى گوید : كهولت یعنى وقتى سفیدى پیرى با سیاهى مو آمیخته شود . . .

در مجمع البیان  آمده است : كهولت یعنى پس از نزول عیسى(علیه السلام) از آسمان ، براى كشتن دجال . حضرت در سى و سه سالگى به آسمان برده شد كه پیش از كهولت بود . این گفته به نقل از زید بن اسلم است . طبرى در تفسیرش  مى گوید : كسانى كه مى گویند عیسى(علیه السلام) در گهواره و كهولت با مردم سخن مى گوید ، مقصودشان پیش از رفتن به آسمان است اما برخى گفته اند : كهولت یعنى وقتى دوباره ظاهر شود و با مردم سخن بگوید .

وى نام معتقدان به این نظریه را مى بَرَد ، بعد از « ابن زید » آن را نقل مى كند . ثعلبى در تفسیرش  و فخر رازى  ، این نظریه را منتسب به « حسن بن فضل بجلى » مى دانند ، و بغوى  مى گوید : از حسین بن فضل پرسیدند : مطلبى درباره نزول عیسى(علیه السلام) در قرآن هست ؟ گفت : آرى ، آن جا كه خدا فرمود : « وكَهْلا ; در كهولت با مردم سخن خواهد گفت » ( آل عمران /46 ) او در دنیا به سن كهولت نرسید ، پس معنایش این است كه پس از نزول از آسمان به كهولت مى رسد .

بنابراین نظر كسانى كه گفته اند « سخن گفتن حضرت در كهولت ، پیش از آن بود كه به آسمان برده شود » ضعیف است ، مانند بیضاوى  و زركشى وسیوطى در در المنثور  گرچه وى در جای به نقل از ابن عباس مى نویسد : آیه « إن تعذّبهم فإنهم عبادك ; عیسى بن خدا گفت : اگر مردم را عذاب كنى ، بندگان تواند » (مائده /118)

یعنى مسیح مى گوید : بندگانت به سبب گفتن « عیسى خداست » سزاوار عذابند اما اگر آنها را ببخشى و عذابشان نكنى ; آنها هم دیگر این سخن را نمى گویند ، بلكه تو را به یكتایى خوانده ، و پذیرفته اند كه من بنده توام ; اگر اینان را چون از سخن كفر آمیز خود دست برداشته اند ببخشى ، توانا و حكیمى . ر.ك : التصریح فی نزول المسیح / كشمیرى / 292 .

 

منبع: موعود




طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه،  نهضت ظهورمقدس،  موعود در ادیان، 
ارسال توسط محمد امین

 

 

اگر چه در تمامی ادیان و مكاتب اعم از الهی و غیر الهی در زمینه ظهور مصلح و منجی جهان كم و بیش مطالبی به چشم می خورد؛ ولی براساس دلیلهای متقن و معیارهای درستی كه وجود دارد این حقیقت به اثبات رسیده است كه كامل ترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگی موعود جهانی نظیر: تولد، غیبت، ظهور، حكومت و... در مجموعه روایات اهل بیت(ع) ارائه شده است. با توجه به این حقیقت در مقاله حاضر تلاش می شود تا مسئله غیبت منجی عالم بشریت و علل و آثارش با توجه به مجموعه كلمات و رهنمودهای حضرت علی(ع) به اختصار مورد بررسی قرار گیرد.




. غیبت امام مهدی(ع)

امام علی بن ابی طالب(ع) مسئله غیبت حضرت مهدی(ع) را با زمینه سازی حساب شده و منسجمی در چند مرحله مطرح می كنند و كاملاً روشن است كه این كار به صورت تصادفی انجام نگرفته است بلكه با توجه به ظرفیت و كشش فكری افراد و شیوه های صحیح آموزشی و همینطور با در نظر گرفتن سیر طبیعی و خارجی وقایعی كه در آینده پیش خواهد آمد به تبیین و تشریح امور پرداخته اند. در یك مرحله پس از تصریح به ضرورت وجود حجت الهی در روی زمین و بلكه كل نظام عالم هستی می فرمایند:

هرگز زمین از حجت الهی كه با دلیل و برهان برای حاكمیت بخشیدن به احكام و ارزشهای دینی قیام می نماید خالی نخواهد بود و حجت خداوند عالم یا به صورت شناخته شده و آشكار [مثل یازده امام(ع)، در میان مردم زندگی می كند] یا [در اثر فراهم نبودن شرایط مناسب] به طور پنهان و ناشناخته به سر می برد.1

در روایت دیگری امام علی(ع)، پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم در روی زمین و تبیین مسؤولیتهای او می فرمایند:

حجت خدا، گاهی به صورت علنی به طوری كه همه او را می شناسند در میان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرایط در دست ندارد. گاهی نیز حجت الهی روی مصالحی به اراده خداوند متعال از دیده مردم غایب است. در چنین مواقعی آنها در انتظار حجج الهی به سر می برند. توجه به این نكته ضروری است كه در دوران غیبت گرچه جسم امام(ع) به علت وجود خطرات و یا مصالح دیگری از دیده مردم نهان است ولی دانش او برای مردم مخفی نیست (همه از آن اطلاع دارند) و آداب و احكام و تعالیمش در قلب و جان انسانهای مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعالیم و رهنمودهای او زندگی می كنند.2

در مرحله بعد، امیرالمؤمنین(ع) ضمن معرفی آخرین حجت الهی اصل مسئله غیبت آن حضرت را بیان می كنند. از »اصبغ بن نباته« نقل شده است كه می گوید:

روزی به حضور علی بن ابی طالب(ع) رسیدم آن حضرت را غرق در اندیشه دیدم در حالی كه از این وضع بسیار متعجب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال ندیده بودم] عرض كردم: یا امیرالمؤمنین مگر اتفاقی افتاده است كه اینگونه نگران و غرق در دریای تفكّر به نظر می رسید؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین

 

 

خدایی که مادر ابراهیم(ع) و مادر موسی(ع) را از چنگال نمرود و فرعون رهانید و فرزندان عزیزشان را به مقام و اریکه صدارت رساند، نرجس خاتون(س) را نیز حفظ کرده و فرزند عزیز او را به امامت رسانده و پس از آن به پیروزی و صدارت خواهد رساند.

خبرگزاری فارس: نگاه قرآنی زندگی حضرت مهدی(عج) از ولادت تا ظهور

 

خبرگزاری فارس - حجت‌الاسلام محمدصابر جعفری، قائم مقام بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج): اصل مهدویت و اینکه آینده از آن مستضعفان و صالحان و وعده تخلف‌ناپذیر الهی بر غلبه علمی و عینی اسلام است،[1] در قرآن به صراحت بیان شده، چنان‌ که ویژگی وارثان نیز به روشنی تبیین شده است؛[2] خداوند به اهل ایمان و عمل صالح، وعده داده که آینده از آن صالحان و شایستگان است.[3]

البته بنای قرآن بر ذکر جزئیات و یا نام نیست و تبیین آن به پیامبر گرامی اسلام(ص) سپرده شده[4] و آنچه او می‌گوید لازم‌ الاجراست،[5] چنان‌ که اصل نماز، مطرح شده و جزئیات آن (جز برخی موارد) به پیامبر واگذار شده است و یا مثلاً اصل ولایت و امامت در آیات متعدد ذکر شده است[6] ولی نام و جزئیات مطرح نشده است.

درباره مهدویت و حضرت مهدی(عج)، شیعه و سنی روایات فراوانی دارند که برخی محققین تعداد آن را تا چند هزار روایت گفته‌اند که با حذف مکررات حدود 2 هزار روایت است. با توجه به نیمه شعبان سالروز ولادت حضرت حجت بن حسن العسکری(عج) این نوشتار را به تأملی در آیات در باره مراحل مختلف زندگی حضرت مهدی(عج) اختصاص می‌دهیم، چرا که توجه به آیات، راه هر نوع تکذیب را بسته و بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، وقوع آن است.

1. عجیب است، آن‌هایی که تولد مخفیانه و حفظ حضرت موسی(ع) و حضرت ابراهیم(ع) را باور دارند، چگونه مخفی بودن ولادت حضرت مهدی(عج) برایشان عجیب است، مخفی بودن ولادت از نگاه بیگانگان و جاسوسانِ دستگاه عباسی، همان‌ها که منتظر ولادت این فرزند بودند و می‌دانستند بساط ظلم و ستم را بر می‌چیند؛ اما اراده خدا بر این بود که همانند حضرت موسی و حضرت ابراهیم با آن همه مکر و حیله فرعون و نمرودیان و کشتن زنان و فرزندان بسیار، باز آن حضرت متولد شده و محفوظ بماند بت ‌شکن طاغوت و منجی انسان‌ها شوند.




ادامه مطلب
طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392

افرادی را روایات نام برده‌اند که یقیناً دوباره برخواهند گشت و درباره دیگران نامی برده نشده است؛ هر چند آرزوی آمدن دوباره و دعا برای این امر ارزشمند است، اما به یقین نمی‌توان از آمدن کسی غیر از نام برده شدگان در روایت سخن گفت.

خبرگزاری فارس - حجت‌الاسلام محمدصابر جعفری، قائم مقام بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج): همان طور که  بی‌تردید رجعت خواهد شد، بسیاری از حرف‌ها هم بی‌تردید بی‌ربط و بی‌ارزش‌اند.
همان طور که وعده الهی درباره حضرت مهدی(عج) یقیناً تحقق خواهد یافت. یقیناً مدعیان و دروغگویانی رخ نموده و خواهند نمود، دروغگویانی که یا خود را مهدی می‌نامند یا وصی او و یا شعیب و یمانی و ... و یا زمان ظهور  و ... توهم می‌کنند.
سخن کاملاً روشن است یا نباید وارد این امور شد یا باید اصول و ضوابط آن را فهمید و مطابق قاعده وارد شد، کسی حق ندارد و نباید وارد امور تخصصی شود، مگر متخصص باشد. هر چند موضوع مبتلا به عموم مردم باشد و همه شمول.
هیچ کسی به دلیل حس سلامت یا نیاز به سلامت و یا ضرورت تندرستی و سلامت؛ حق ندارد از بهداشت و امور فنی آن سخن بگوید یا نباید وارد این امر شد یا بر اساس قواعد آن باید وارد شد. عجیب است وقتی پای این مثال‌ها می‌رسد همه قبول دارند اما درباره دین مظلوم هر کسی به خود اجازه می‌دهد بی‌مهابا بتازد. سلیقه خود یا هوا و هوس خود را بر دین تحمیل  می‌کند.
یکی پیدا می‌شود مطلبی را که شنیده یا درست نخوانده سر هم بندی می‌کند، بدون توجه به باقی روایات، یا بدون توجه به صدها آیه و روایت در امر به معروف، نهی از منکر و مبارزه با ظلم و جور و عدم همراهی با آنان؛ سکوت در مقابل ظلم و جور یا حتی دامن زدن به آن را توهم می‌کنند.
گاه بدون توجه به روایات لزوم مبارزه با ظلم و عدم استثناء قیام، عَلَم به نام مهدویت را هر نوع قیامی تفسیر کرده و آن را باطل و محکوم به شکست می‌دانند، بی‌توجه به روایاتی که قیام‌هایی را تأیید کرده‌اند، نظیر مردمی از قم، جماعتی از مشرق، دعا و تایید قیام زید بن علی در مقابل قیام ابومسلم خراسانی‌ها و زید النار برادر امام رضا و ...
گاه دیگری پیدا می‌شود یک نقل و حکایت ناقص را ولو از حسن بصری باشد، روایت می‌پندارد بعد شعیب بن صالح می‌شود از ری و هر روز گزینه‌ای از مسئولان نظام! دیگری خود را از بحث سندی و دلالی و علمی بی نیاز می‌داند، وقت ظهور تعیین می‌کند.
دیگری با حقد و کینه و نفوذ و دلار و ریال این و آن از میان هزاران روایات که وظیفه را مراجعه به عالمان دانسته و علما را وارثان و تنها راه دوران غیبت می‌داند، دم از ظهور صغری و حذف روحانیت می‌زند و به اینکه طبیعتاً عالمانی نیز (لزوماً علما و فقهای شیعه گفته نشده است) برای منافع خود مقابل امام می‌ایستند، دست دین و دینداران را از فقها و دین شناسان جدا کرده و همه را متهم به مقابله با امام عصر می‌کند.
دیگری چون وهابیون (نه اهل سنت و نه منصفان که روایات ائمه اثنی عشر را قبول دارند) از  امام سیزدهم و چهاردهم و وصی امام سخن می‌گوید.
دیگری هنوز امام نیامده خود را وصی امام می‌داند و به زمین و زمان می‌تازد.
از میان آیات و روایات، محکمات، متشابهات را دست آویز قرار می‌دهد، خواب و استخاره می‌شود معیار حق و باطل .
کسی برای حب و بغض یا انتقاد بجا یا نابجایی، کلاً طرح نام و یاد امام را افسانه و خرافه و جاهلانه می‌پندارد.
دیگری به گونه‌ای سخن می‌گوید یا می‌نویسد که گویی اسرار عالم در اختیار اوست، ادعا می‌کند که چه کسی بر می‌گردد و یار حضرت می‌شود.
یا نباید کلاً از آیات و روایات سخن گفت و با صراحت مطرح کرد این بر اساس خواسته و دلخواه من است، هر چند مخالف دین باشد و یا اگر از روایات سخن گفته می‌شود باید خانواده روایی یک موضوع را دید، ناقلان و اعتبار سندی آن را فهمید و سپس با توجه به باقی دین، سخن گفت.
اگر این ضابطه عمل شود؛ چنین می‌شود:
1. حضرت در اوج مهربانی است مانند اجداد خویش، رحمة للعالمین است، با عموم مردم مهربان است، بر کارگزارانش سخت گیر است و یقیناً در مقابل او شیاطین انس و جن و مجرمین صف آرایی کرده و حضرت با یاری مستضعفان و صالحان جهان با آنان مبارزه خواهد کرد.
2. معیار پذیرش و نپذیرفتن امور خواب و استخاره نیست، اینان برای خود فرد نیز حجت شرعی نیست تا چه رسد بر اینکه از او امام و وصی ادعایی او بخواهد تایید یا تکذیب شود.
3. در امور دین با حدس و گمان و امور ظنی نمی‌توان حکم به صحت یا عدم صحت چیزی داد یا از آن سید خراسانی، شعیب ، سفیانی و دجال و یمانی در آورد.
4. مبارزه با ظلم و ستم و قیام عاقلانه و با تدبیر و حق طلبانه؛ نه تنها وابسته به زمانی نیست و استثنایی نخورده است که حتی برخی روایات کشته شدن در آن را نیز شهادت تضمین کرده‌اند.
5. زمان ظهور معلوم نیست و اهل بیت به صراحت از عدم اطلاع یا عدم بیان آن سخن گفته و تعیین کنندگان وقت را (بدون هیچ استثناء و قید و شرط) کذاب و دروغگو گفته‌اند.
6. دعا و آرزوی اتصال انقلاب اسلامی به ظهور و یا امید عمر طولانی برای افراد یا جریانات تا ظهور صحیح است اما قاطعانه سخن گفتن از این اتصال، بی منطق، غلط و ادعای اطلاع بر عالم غیب است.
7. یقیناً مهدی همان عزیز هم‌نام پیامبر (محمد) فرزند امام حسن عسکری و جناب نرجس است که عمری چون نوح و خضر طولانی دارد و غیبتی چون انبیاء پیشین دارد، عیسی(ع) به یاری او خواهد آمد و با وی نماز می گذارد. مهدی‌ای غیر از او نخواهد بود و نخواهد آمد.
8. با آمدن او رجعت اتفاق خواهد افتاد، رجعت برگشتی دوباره است که در قرآن ماجرای عُزیر پیامبر نمونه آن است که بعد صد سال مرگ دوباره زنده گشت؛ این اعتقادی است مسلم.
افرادی را روایات نام برده‌اند که یقیناً دوباره برخواهند گشت، چون ائمه اطهار، اصحاب کهف، نسیبه، ناصیه ماشطه و...، و درباره دیگران نامی برده نشده است؛ هر چند آرزوی آمدن دوباره و دعا و تلاش برای این امر ارزشمند است اما به یقین نمی‌توان از آمدن کسی غیر از نام برده شدگان در روایت سخن گفت.
9. حب، بغض و انتقاد دلیل نمی‌شود نام و یاد شخصیتی که چه از او یاد کنیم و چه نکنیم؛ ولی نعمت همه ماست و همه به او بدهکاریم، فراموش شود و یا هر کسی نامی از او برد به جریان یا تفکر و گروهی متهم شود.
10. نگذاریم ذکر و یاد امام و توجه به او با جهل و خرافه عجین شود و غافلانه یا ظالمانه به آن تفسیر شود.



طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
 
لبخند زدن و شاد بودن در نیمه شعبان از اندوه در روز عاشورا كمتر نیست و این همان معناست كه باید در شادی اهل بیت شاد و در اندوه آنان اندوهگین بود.
به گزارش جهان به نقل از عقیق، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در شب میلاد حضرت صاحب(عج) با بیان اینكه هركس كه در نیمه شعبان قلبا شاد باشد، نشانه ایمان اوست، اظهار داشت: لبخند زدن و شاد بودن در نیمه شعبان از اندوه در روز عاشورا كمتر نیست و این همان معناست كه باید در شادی اهل بیت شاد و در اندوه آنان اندوهگین بود.

وی با اشاره به اهمیت شب و روز نیمه شعبان گفت: شب میلاد حضرت صاحب(عج) در شب نیمه شعبان مقدر شده كه شب بسیار بزرگی است و می توان گفت این جشنی كه مردم در این شب می گیرند، بزرگترین جشن تولد جهان است.

حجت الاسلام پناهیان در ادامه به مبحث تعاون و همكاری به عنوان مطلبی كاربردی در راستای مقدمه سازی ظهور اشاره كرده و افزود: ظهور یك امر غیبی مطلق نیست كه هیچ كس و هیچ چیز نتواند در آن اثر بگذارد، بلكه عمل و رفتار و تمام كارهای ما و البته حركات و افعال دشمنان نیز در ظهور حضرت حجت(عج) قطعا اثرگذار است.

وی با اشاره به حدیثی از امیرالمومنین كه می فرمایند "از یكدیگر كمك بگیرید برای اقامه حق" گفت: ما باید روح تعاون و همكاری را در خود و اطرافیان مان تقویت كرده و ترویج دهیم تا جامعه از بی حالی و بی حوصلگی و خمودگی خارج شود.

این سخنران محافل مذهبی ادامه داد: ما در ارتباط با همسایه به قدری توصیه و سفارش داریم كه برخی از آن معصوم سوال كردند كه آیا با این اوصافی كه شما برای همسایه ذكر كردید او از انسان ارث هم می برد، كه پاسخ به این سوال منفی اما جایگاه همسایه محفوظ بود.

وی با تاكید بر اقامه و راه اندازی كارهای همه گیر و لزوم ایجاد روحیه تعاون میان اقشار مختلف مردم، بیان داشت: ما اگر می خواهیم ظهور رخ دهد باید جمع شده و تعاون داشته باشیم، در غیر اینصورت با كارهای انفرادی این مهم محقق نمی شود.

پناهیان كه در مهدیه تهران سخنرانی می كرد، تعاون را مقدمه امر به معروف و نهی از منكر دانسته و گفت: فرهنگ تعاون وقتی در جامعه ای ضعیف شود، گناه و دشمنی در آن جامعه افزایش می یابد.

وی با اشاره به فرهنگ غرب و نوع نگاه آن ها به مقوله تعاون ادامه داد: فرهنگ غرب یكی از اهدافش از بین بردن تعاون در بین جوامع دیگر است و ما باید مقابل این روحیه بایستیم و در خانه امام زمان(عج) كه می رویم انفرادی نه، بلكه هر كدام از ما دست چند نفر دیگر را نیز گرفته و پیش حضرت ببریم.

این استاد حوزه و دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به قسمتی از آیه دوم سوره مباركه مائده (تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَ لاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ) تصریح كرد: همانطور كه در متن آیه نیز اشاره شده، باید در كارهای خیر به یكدیگر و در تعاونی مطلوب  كمك كرد و در مقابل آن عدم ایجاد تعاون در قبال كارهای ناصحیح است.

وی گفت: برای مثال در حال حاضر و در جامعه ما بی حجابی نوعی كمك به گناه است. خانمی كه به هر دلیلی حجاب خود را رعایت نمی كند باید این را بداند كه كار او تعاون در گناه محسوب می شود.



طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
برخی شبهه ای را در مقابل منتظرین مطرح می کنند مبنی بر اینکه چرا در قرآن کریم به صراحت به امامت ۱۲ امام تصریح نشده است ؟ در این مطلب به این شبهه پاسخ خواهیم داد.
سرویس فرهنگی مشرق - قرن‌ها است که بسیاری از آحاد بشر چشم به راه آمدن منجی هستند برخی شاید فقط برای حل مشکلاتشان چنین انتظاری می‌کشند و تعداد اندکی هم هستند که دایره‌ای وسیع‌تر از محیط درون خود را می‌نگرند. بنابراین در پی زمینه سازی برای آمدن این منجی رفته‌اند در حالی که بسیاری فقط چشم براه هستند.
مقام معظم رهبری چند سال قبل(87/05/27) فرموده بودند: ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتى که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجل‌الله تعالى فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و مى‌دانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیه‌الصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت مى‌باشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». رابطه‌ى قلبى و معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و داراى آثارى است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه مى‌دارد.
از بیانات رهبر معظم انقلاب می توان نتیجه گرفت که باید به موضوع ظهور حضرت معدی (عج) گسترده تر نگاه کرد و تنها به انتظار کشیدن بسنده نکرد.
لینک دانلود (تلاش برای تغییر وضع موجود از ویژگیهای منتظران/سخنرانی حجت الاسلام پناهیان)
"تولد نور" از زبان دختر امام جواد(ع)



ادامه مطلب
طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392
در اصطلاح علمای شیعه توقیع، نامه‌ها و فرمان‌هایی است که در زمان غیبت از طرف امام مهدی(عج) به شیعیان خود می‌رسیده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، درکتاب‌های معروف مانند: کمال‌الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی، بحارالانوار مجلسی و کتب دیگر، حدود هشتاد توقیع از جانب امام زمان(عج) نقل شده است. این توقیعات گنجینه‌ای از معارف الهی محسوب می‌شوند.

على بن محمد سمری آخرین نائب خاص امام زمان(عج) در پانزدهم شعبان سال ۳۲۹ قمری، پس از حدود سه سال نیابت و بدون وقوع رویداد خاصی، درگذشت و جنازه‌اش را در بغداد دفن کردند.

آخرین توقیع شریف امام زمان(عج) خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنى على بن محمد سمرى است.

هنگامى که زمان رحلت ابوالحسن سمرى فرا رسید و مرگ وى نزدیک گردید، به وى گفتند: چه کسى را جانشین خودتان قرار می‌دهید؟ او در جواب، توقیعى درآورد و به مردم نشان داد، که متن آن بدین گونه است:

بسم الله الرحمن الرحیم

« یا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الى احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة. فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً. و سیأتى الى شیعتى من یدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحة فهو کذاب مفتر، ولاحول و لاقول الا بالله العلى العلى العظیم. فنسخوا هذا التوقیع و خرجوا، فلما کان الیوم السادس عادوا الیه و هو یجود بنفسه فقال له بعض الناس: من وصیک من بعدک؟ فقال: لله امر هو بالعه، و قضى فهذا آخر کلام سمع منه (ره). »

اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهیّا کن و به احدى وصیّت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود که غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دل‌ها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.

و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رؤیت و مشاهده کند دروغگوى مفترى است، و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.

پس؛ از آن توقیع استنساخ کردند و از نزد او خارج شدند، و چون روز ششم فرا رسید نزد او بازگشته و او را در حال احتضار بود، یکى از مردمان پرسید: وصىّ تو پس از شما کیست؟

گفت: خداوند را امرى است که خود او رساننده آن است، و فوت کرد. و این آخرین کلامى بود که از او شنیده شد. (۱)

پی نوشت:

۱. این روایت را می توانید در کتب ذیل ببینید: الاحتجاج، ج ۲، ص .۴۷۸ کمال الدین، ح ۲، ص ۵۱۶، حدیث .۴۴ الغیبة، ص ۳۹۵، حدیث .۳۶۵ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۶۰، حدیث ۷ و ج ۲، ص ۱۵۱، حدیث ۱، و ج ۵۳، ص .۳۱۸ اعلام الورى، ص .۴۱۷ الخرایج، ص .۱۱۲۹ عقیدة الشیعه، ص .۴۸ و...



طبقه بندی: شناخت امام زمان(عج)،  حضرت مهدی از دیدگاه شیعه، 
ارسال توسط محمد امین
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:30)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ