تبلیغات
آخرالزمان ومهدی منتظر - شاه اردن از زاویه ای دیگر-بخش اول
آخرالزمان ومهدی منتظر
وبلاگ بشارت منجی
حدیث موضوعی



بسم الله الرحمن الرحیم


پیش درآمد

مقاله ی حاضر که تقدیم خوانندگان محترم وبسایت می گردد، در حدود 2 سال قبل توسط مولف آن به رشته ی تحریر درآمد. این مقاله بعد از تحریر، مدت زیادی از انتشار به دور ماند. علت این امر نیز جلوگیری از بروز هیاهو و جنجال در بین منتظران ظهور و پرهیز از هر گونه حرکت شتاب زده، عجولانه و غیر منطقی توسط برخی از شیعیان بوده است.

در عصر حاضر که بنا به نظر بسیاری  از  علماء  دوره ی  آخرالزمان می باشد،  آفت های فراوانی در زمینه ی نشانه شناسی ظهور به چشم می خورد. متأسفانه افراط و تفریط در زمینه ی مبحث نشانه شناسی ظهور، موجب اتخاذ سیاست های نادرست در این زمینه شده است:

الف) گروهی از شیعیان، هیچ توجهی به نشانه های ظهور و روایات مربوط به آخرالزمان ندارند و به همین دلیل بدون توجه به وقایع اطراف، به امور روزمره مشغولند. به همین دلیل تعدادی از آنان نیز علی رغم ادای فرایض دینی، به دلیل عدم  شناخت صحیح از امتحانات و ابتلائات آخرالزمان، گرفتار فتنه ها شده و در گرد و غبار فتنه ها، اهداف اصلی را فراموش می کنند و در این امتحانات مردود می گردند. دیدگاه این افراد نسبت به نشانه های ظهور تفریطی بوده و مانع از موضع گیری صحیح آنان می گردد.

ب) گروه دیگری از شیعیان، متاسفانه راه افراط را در پیش گرفته و با تطبیق دادن افراطی وقایع اطراف خود با نشانه های ظهور، هر واقعه ای را بالاجبار و به واسطه ی انواع و اقسام توجیهات،  بر  یکی  از  نشانه های  ظهور   منطبق می نمایند و دست به توقیت و تعیین وقت برای ظهور می زنند. این حرکت افراطی نیز تبعات نامناسبی داشته و علیرغم ایجاد امید و شوق در دل منتظران مهدی موعود (عج) در کوتاه مدت، در درازمدت به دلیل عدم صحت تطبیق های ارایه شده و متعاقب آن عدم ظهور حضرت مهدی (عج) در زمان مورد ادعا، موجب نا امیدی و یأس در بین مشتاقان و منتظران ظهور مهدی  موعود (عج) می گردد و لطمات جبران ناپذیری بر پیکره ی جامعه ی  مهدوی  کشور  وارد می کند.

ج) اما افرادی که مسیر اعتدال را برمی گزینند و ضمن مطالعه ی توأم با تدبر و تحقیق و همچنین رعایت احتیاطات لازم، به مطالعه پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، ضمن حفظ روحیه و آمادگی خود برای زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) و پرهیز از گرفتار شدن در فتنه های آخرالزمانی، بی محابا به تطبیق های ناصحیح و نادرست نپرداخته و از افتادن در ورطه ی یأس و ناامیدی دوری می نمایند.

در این بین افراد گروه سوم که به دور از افراط و تفریط به مطالعه ی دقیق پیرامون نشانه های ظهور می پردازند، از سایر افراد موفق ترند و ضمن آمادگی همیشگی و پرهیز از افتادن در ورطه ی فتنه های آخرالزمان، از تعجیل و توقیت در امر ظهور حضرت  مهدی (عج)  خودداری  می نمایند.  چرا  که  آنان  خوب می دانند که معصومین (ع) چنین فرموده اند: « کذب الوقاتون و هلک المستعجلون. »

متاسفانه در بین محققین، نشریات، وبلاگ ها و وبسایت ها ،دیدگاه معتدل در زمینه ی نشانه های ظهور، خیلی کم به چشم می خورد و عمده ی رسانه های فرهنگی کشورهای اسلامی،  در یکی از دو طیف افراط و تفریط به سر می برند.

بنا بر دلایل فوق، بیم آن می رفت که با انتشار نابهنگام این مقاله، طیف افراطی بی محابا به توقیت و تعجیل و تطبیق های لجام گسیخته و غیر منطقی بپردازند و با ایجاد جنجار و هیاهو در کشورهای اسلامی، موجب برانگیختن فتنه های بزرگ شوند. به همین دلیل تلاش گردید حتی الامکان انتشار این مقاله تا زمانی که خداوند عالم و دانا آن را به صلاح می دانند، به تعویق انداخته شود. در واقع تلاش گردید تا با استخاره به درگاه خداوند متعال در باب یافتن زمان مناسب برای انتشار این مقاله، از نظر حضرت حق پیرامون انتشار آن مطلع شویم. چرا که در عصر حاضر با توجه به غیبت حضرت صاحب الامر (عج)،  شیعیان  تنها  به واسطه ی رویای صادقه و استخاره می توانند از نظر خداوند متعال بهره گیرند.

« به لطف خدا و با توجه به تغییر شرایط منطقه طی چند هفته ی اخیر، استخاره با قرآن كریم انجام شد كه حاكی از نتایج مثبت انتشار این مقاله البته به صورت مشروط و رعایت حداكثر احتیاطات بود. امید می رود كه خداوند متعال، خود این مقاله را در مسیر درست هدایت فرموده و تضمین كننده ی تاثیر مثبت آن باشد. »

البته هدف اصلی از انتشار این مقاله بیش از آن که معرفی سفیانی باشد، تشویق خوانندگان محترم و مسئولان عزیز کشورمان به تقویت دیدگاه های استراتژیک خود پیرامون کشورهای منطقه و بالاخص اردن  با توجه به روایات آخرالزمانی می باشد. چرا که به نظر می رسد استعمارگران غربی  و  حتی  شرقی،  خواب  شومی برای  منطقه دیده اند و قرار است رهبری و استیلای دولت سرسپرده و فاسد اردن را در منطقه ی خاورمیانه تضمین کنند. به همین دلیل از عزیزان محترم خواننده ی وبسایت درخواست می کنیم تا این مقاله را بیشتر به صورت یک مقاله ی استراتژیک مطالعه فرمایند و با مطالعه ی این مقاله به توقیت نپرداخته و مطالب مندرج در این مقاله را قطعی قلمداد نکنند.

با توجه به حساسیت بالای سفیانی در  بین  نشانه های  ظهور،  کوچکترین بی دقتی در این زمینه می تواند تبعات نامناسبی به همراه داشته باشد. همچنین با توجه به وقوع تعداد زیادی از نشانه های ظهور در عصر حاضر، بیم آن می رود که تعداد زیادی از شیادان و مدعیان دروغین مهدویت، از موقعیت سوء استفاده کرده و فتنه های بزرگی به راه اندازند. با توجه به این مسئله، انتشار تطبیق های غیر مشروط و و بی محابا پیرامون سفیانی، می تواند تحرکات شیادان و مدعیان را تقویت نماید. بنابراین انتشار صحیح این مقاله نیز هوشیاری مضاعف شیعیان اهل بیت (ع) را می طلبد و این عزیزان باید همه ی جوانب امر را در زمینه ی انتشار اینگونه  مقالات در نظر بگیرند.

عزیزان خواننده ی وبسایت نیز این را باید بدانند که حتی در صورت صحت مطالب موجود در این تحقیق، باید از جار و جنجال بپرهیزند و از هر گونه حرکت عجولانه و خودسرانه خودداری کنند؛ چرا که در عصر حاضر، رهبری مسلمین بر عهده ی نایب حضرت ولی عصر (عج) یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و دستورات ایشان فصل الخطاب مسلمین و بالاخص شیعیان جهان می باشد. با توجه به این مسئله و با عنایت به این که تعداد زیادی از محققین نیز نقش برجسته ای برای رهبر معظم انقلاب در امر زمینه سازی ظهور قائلند، هر گونه حرکت خودسرانه ی مدعی زمینه سازی ظهور و هر فعالیت مغایر با فرمایش های مقام معظم رهبری، حرکتی باطل و منحرف می باشد. به همین دلیل، از عزیزان درخواست می کنیم که در صورت مطالعه ی این مقاله، رویه ای افراطی در پیش نگیرند و در این زمینه، مطیع امر رهبر معظم انقلاب باشند.

نکته ی دیگر این که اخیراً تعداد زیادی از عزیزانی که به نگارنده ی مقاله لطف دارند، وی را با عنوان « استاد خادم الامام (عج) » خطاب نموده اند. مولف مقاله ضمن تشکر از این عزیزان، خود را لایق این عنوان نمی داند و ترجیح می دهد که کماکان با همان عنوان « خادم الامام (عج) » خطاب شود. به خصوص در این عصر که فرقه های انحرافی و مدعیان دروغین، فتنه های بزرگی را رقم زده اند، اطلاق عناوینی از این دست ممکن است سبب بروز سوء تفاهم و بعضاً بدبینی گردد و ممکن است تصورات نامناسبی پیرامون نگارنده ی این مقالات پدید آید. حال آن که نگارنده، تنها محققی دغدغه مند است که تلاش می کند تا از ابزاری که خداوند متعال در اختیارش قرار داده است، در جهت خدمت به اسلام و مسلمین، تنویر افکار عمومی و پاسداری از نظام اسلامی و حکومت زمینه ساز ظهور، بهره گیرد.

در هر حال این مقاله بعد از مدت ها پیش روی خوانندگان عزیز قرار گرفته است. از خوانندگان عزیز درخواست می کنیم که در صورتی که تمایل به تکثیر این مقاله داشتند و یا در صورتی که خواستند به آن لینک دهند، حتماً مقاله را به همراه پیش درآمد، مقدمه، و به صورت کامل انتشار دهند. در غیر این صورت، مولف مقاله از این امر رضایت نخواهد داشت. نکته ی دیگر این که عزیزان از درج هرگونه تیتر جنجالی، توهین آمیز و نامناسب خودداری نمایند و از هر حرکتی که خدای ناکرده منجر به توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) و قطعی دانستن مصادیق ظهور گردد، خودداری فرمایند. در ضمن عزیزان مراقب باشند که لحن نوشته هایشان به گونه ای نباشد که مدعیان دروغین مهدویت بخواهند از این نوشته ها سوءاستفاده نموده و نزدیکی ظهور را به عنوان بهانه ای برای فعالیت های شیطانیشان قرار دهند.

این مقاله بعد از 2 سال و با توکل بر خداوند متعال بر روی وبسایت « وعده ی صادق » قرار گرفته است. امید می رود که تأثیر مثبتی بر جامعه ی مهدوی کشور بگذارد و فتنه ای به همراه نداشته باشد.

با تشکر

خادم الامام (عج) - فروردین 89
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

 

در ادامه ی بررسی تحلیلی نشانه های ظهور، به بررسی « سفیانی » می پردازیم. در بین نشانه های ظهور، « خروج سفیانی » از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چرا که خروج سفیانی از نشانه های حتمی ظهور بوده و در رخداد آن بداء اتفاق نمی افتد؛ یعنی خداوند متعال قطعاً این نشانه را محقق خواهند فرمود.(1)

 

از سوی دیگر خروج سفیانی در سال ظهور  و  حدود  6  ماه  قبل  از  ظهور  حضرت مهدی (عج) به وقوع می پیوندد.(2)

 

بنابراین بررسی مسئله ی سفیانی از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است و کوچکترین بی احتیاطی در این زمینه، می تواند صدمات جبران ناپذیری به جامعه ی اسلامی وارد كند. این حساسیت از آنجا ناشی می شود که ادعای  خروج  سفیانی، می تواند به ادعای ظهور حضرت مهدی (عج) متصل گردد و به توقیت بیانجامد.

 

یعنی اگر کسی ادعا کند که سفیانی قطعاً خروج کرده است، به صورت تلویحی ادعا نموده است که حضرت مهدی (عج) نیز قطعاً تا یک سال بعد از این واقعه خروج خواهند کرد. چرا که همانگونه که گفتیم، خروج سفیانی از علائم حتمی ظهور بوده و با ظهور حضرت مهدی (عج) حدوداً 6 ماه فاصله دارد. بنابراین باید مواظب این گونه ادعاها بود، چرا که اگر این ادعاها بدون وجود شواهد قوی و مطمئن و بدون در نظر گرفتن جوانب احتیاط مطرح شوند، منجر به توقیت شده و در ابتدا مسلمانان و بالاخص شیعیان را بسیار خوشحال می نماید، اما با گذشت زمان و عدم ظهور حضرت مهدی (عج) خوشحالی کاذب مسلمانان به یأس شدیدی مبدل خواهد گشت و حتی ممکن است به سستی اعتقاد آنان بیانجامد.

 

بدین ترتیب همان گونه که عرض کردیم سخن گفتن درباره ی سفیانی بسیار حساس بوده و باید محتاطانه و با اما و اگر همراه باشد، چرا که قطعیت در این رابطه ممکن است به نتایج خطرناکی بیانجامد.

 

از سوی دیگر عدم توجه به وقایع منطقه و جهان نیز ممکن است تبعات منفی در پی داشته باشد؛ چرا که در صورت قدرت گیری سفیانی واقعی در منطقه ی خاورمیانه و عدم توجه به قدرت گیری او و عدم کسب آمادگی در برابر وی، ممکن است تلفات مسلمین و بخصوص شیعیان در جنگ با وی افزایش یابد. گر چه شیعیان شهادت در این راه را فیض عظیمی می شمارند و بحق نیز اینگونه است و از سوی دیگر نیز پیروزی مسلمین در جنگ با سفیانی از سوی خداوند و اولیای دین وعده داده شده است، اما این مسئله بدین معنا نیست که پیروزی در برابر سفیانی نیازمند آمادگی  مسلمین نمی باشد؛ بلکه تاکید روایات بر آمادگی مسلمانان و بخصوص شیعیان برای ظهور حضرت مهدی (عج) و نیز تأسیس یک دولت زمینه ساز ظهور برای آماده سازی مقدمات ظهور حضرت چه از نظر نظامی، سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و ... نشان دهنده ی این نکته است كه ظهور حضرت مهدی (عج) علاوه بر امدادهای غیبی و لطف ویژه ی خداوند، به هوشیاری، آمادگی و صلابت شیعیان و دوستان حضرت (عج) نیز وابسته است. بنابراین هر چیزی که سبب شود، هوشیاری مسلمین و قدرت آنان در مقابله با سفیانی افزایش یابد، به پیروزی نهایی جبهه ی حق در برابر جبهه ی باطل کمک بیشتری خواهد نمود.

 

با توجه به توضیحات فوق به نظر می رسد که در پیش گرفتن رویه ای معتدل در زمینه ی بررسی سفیانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. چرا که  افراط  و  تفریط  در زمینه ی برخورد با این نشانه ی ظهور،  می تواند  تبعات  نامطلوبی  داشته  باشد. بدین ترتیب به نظر می رسد که بررسی سران و رهبران کشورهای حاضر در منطقه ی شام و گوش به زنگ بودن درباره ی تحرکات آنان حائز اهمیت است. اما این مسئله نباید به اظهار نظرهای قطعی و متعصبانه بیانجامد و از سوی دیگر این مسئله نباید سبب شود تا خدشه ای در رابطه ی مسلمانان کشورهای مختلف به وجود آید. چرا که حتی اگر رهبران کشورهای مناطق شام، ویژگیهایی شبیه به سفیانی داشته باشند، این بدان معنا نیست که مردم این کشورها نیز همگی انسانهای ناشایستی می باشند؛ بنابراین باید توجه کرد که در این زمینه باید جوانب احتیاط را رعایت نمود.

 

با توجه به مسایل ذکر شده، بر آن شدیم تا پیرامون این نشانه ی ظهور به بررسی و تحقیق پردازیم. از آنجا که « سفیانی » حساسترین و بحث برانگیزترین نشانه ی ظهور است، کوچکترین بی توجهی در این زمینه می تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد. بنابراین در اینجا از شما خوانندگان عزیز خواهشمندیم که به این مسئله توجه داشته باشید که مطالب ذکر شده در این مقاله صرفاً مطالبی تحقیقی هستند که البته بنابر مستندات خاصی نگاشته شده اند که این مستندات خدمتتان ارائه خواهد شد؛ اما در هر حال خالی از اشتباه نمی باشند. بدین ترتیب مطالب این مقاله صد در صد قطعی و درست نیستند و نباید تطبیق ها و تحلیل های این مقاله را به صورت حتمی و لایتغیر پذیرفت. از آنجا که این مقاله را یک انسان معمولی نوشته است که اشتباه و گناه یکی از ویژگیهای اوست، مطالب این مقاله را صرفاً باید به عنوان یک تحقیق پذیرفت نه چیزی بیشتر و یا کمتر. بدین ترتیب اگر در میان خوانندگان عزیز کسانی وجود دارند  که  فکر می کنند با خواندن این مقالات ممکن است دیدگاه آنان نسبت به ظهور دچار مشکل شده و فکر می کنند که این تطبیق های ارائه شده ممکن است منجر به توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) شود، جداً از خواندن مقاله پرهیز نمایند؛ زیرا هدف ما از ارایه ی این مقالات به هیچ عنوان تعیین وقت برای ظهور حضرت (عج) نیست، بلکه هدف ما تلنگر به اذهانی است که به زندگی معمولی مشغول شده و توجهی به وقایع اطراف خود در سطح منطقه و جهان ندارند؛ به عبارت دیگر هدف این است که نسبت به وقایع اطراف، گوش به زنگ و آماده باشیم، اما به هیچ عنوان این تطبیق ها را قطعی تلقی نکنیم.

 

از آنجا که ذکر مطالب موجود در  این  مقاله،  بدون  توجه  به  نکات  ظریف  پیرامون نشانه های ظهور، ممکن است نتایج نامطلوبی برای خوانندگان عزیز داشته باشد، بنابراین مجدانه از مطالعه کنندگان این مقاله خواهشمندیم که قبل از هر چیز، به نکات ذکر شده در سطور فوق توجه داشته باشند. همچنین به دلیل حساسیت موضوع، از خوانندگان محترم خواهشمندیم که قبل از خواندن ادامه ی این مقاله، به مطالعه ی مقدمه ی مقاله ی + تحرکات داییان "سفیانی" در آخرالزمان بپردازند(3) و در صورتی که این مقاله را قبلاً خوانده اند، نکات گفته شده در ابتدای آن مقاله را به خاطر بیاورند تا خدای ناکرده گرفتار مشکلات بیشتری نشوند.

 

لازم به ذکر است که به دلیل حساسیت موضوع سفیانی، بهتر است پیرامون این مقاله تبلیغات وسیع نشود و حتی الامکان افرادی که از نظر اعتقادی مورد اطمینان هستند، از آن باخبر شوند؛ چرا که عده ای از افراد سودجو و یا عجول ممکن است تحت تأثیر هیجان قرار گیرند و بدون توجه به این نکته که این مقاله صرفاً تحقیقی است نه چیزی بیشتر، به هیاهو و جنجال پرداخته و به صورت تلویحی اقدام به توقیت نمایند. اما در صورتی که عزیزان خواننده ی این وبلاگ قصد تکثیر آن را داشته باشند، حتماً این مقاله را با مقدمه و بدون دستکاری در اختیار دیگر مخاطبان قرار دهند تا بدین وسیله از مضرات توقیت و جنجال های پیرامون آن جلوگیری شود. بدیهی است که عدم رعایت این مسئله، عدم رضایت مولف این مقاله را به همراه خواهد داشت. البته این عدم رضایت از سر خودخواهی نیست، بلکه به علت معضلات و مشکلاتی است که ممکن است در صورت عدم توجه به نکات ذکر شده پدید آید.

 

توجه: مقاله ای که پیش روی شماست، مدتها قبل از زمانیکه در وبلاگ قرار داده شود، نگاشته شده بود؛ اما به دلیل حساسیت موضوع سفیانی و تبعات دیگری که ممکن بود در اثر مطالب این مقاله پدید آید، انتشار آن تا زمان حاضر به تعویق افتاد؛ چرا که دولتهای فاسد و منافق منطقه ی خاورمیانه که در برخورد با میهن اسلامیمان همواره در کنار گل، شمشیر را نیز به سمت ما نشانه گرفته اند، ممکن بود از مقالاتی همچون این مقاله سوء استفاده نمایند و بر طبل نفاق و کینه بکوبند و آن را دست مایه ای در جهت تفرقه بین مسلمین قرار دهند؛ اما در زمان حاضر که خباثت های این دولتها ( بخصوص دولتی که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد) رو شده است، بر آن شدیم تا حقایقی را پیرامون تاریخ فاسد این دولتها و احتمال ارتباط آنان با مسئله ی سفیانی روایات، بیان کنیم که البته مسئله ی ارتباط سفیانی با آنها مسئله ی قطعی نمی باشد، بلکه یک مسئله ی تحقیقی است و حتمیت ندارد.

 

بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی، به مقاله ی اصلی می پردازیم:


 

 شاه اردن از زاویه ای دیگر- بخش اول

 

 

مسئله ی سفیانی یکی از مباحث بحث برانگیز و مهم نشانه های ظهور می باشد. چرا که جنایت های فراوان سفیانی در سال ظهور حضرت مهدی (عج)، عظیم ترین جنایاتی است که بشر به چشم خود می بیند.(4) از سوی دیگر نزدیکی خروج سفیانی و حتمی بودن خروج او سبب شده است که « خروج سفیانی »، مهمترین نشانه ی ظهور باشد؛ چرا که خروج سفیانی، نزدیکی قریب الوقوع ظهور حضرت مهدی (عج) را نوید می دهد. بنابراین شناختن سفیانی از اهمیت ویژه ای در نزد مسلمانان و بالاخص شیعیان برخوردار است.

 

در عصر حاضر نیز که بنابر نظر بسیاری از علما، عصر الظهور می باشد و نشانه های ظهور بسیاری به حقیقت پیوسته اند، شناخت و بررسی سفیانی از اهمیت دو چندانی برخوردار است؛ چرا که از یک سو، هیچ دوره ی زمانی همچون دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم، شبیه به دوره ی توصیف شده در روایات نمی باشد و از سوی دیگر شرایط بحرانی منطقه ی خاورمیانه در عصر حاضر، احتمال ظهور سفیانی را بیش از هر زمان دیگری بالا برده است.

 

در حال حاضر، اظهار نظرها پیرامون سفیانی بسیار محدود و کلیشه ای می باشد. به طوری که کتابهایی که پیرامون سفیانی نگاشته شده اند،  صرفاً  به  بیان  روایات  و تحلیل های سطحی در این رابطه می پردازند و کمتر کتابی را می بینیم که با دید امروزی به مسئله ی سفیانی نگاه کرده باشد.

 

اهمیت نگاه امروزی به مسئله ی سفیانی از آنجا ناشی می شود که مرزهای جغرافیائی، قوانین بین المللی و ابزار آلات تکنولوژیکی پیشرفته، شرایط خاصی را برای عصر ما رقم زده اند؛ به طوری که نمی توان انتظار داشت سپاهیان سفیانی با اسب و شمشیر به تاخت و تاز در منطقه مشغول باشند. البته روایات معتبر نیز تاکیدی بر این گونه جزئیات ندارند؛ چرا که ظهور حضرت مهدی (عج) نیز با توجه به شرایط خاص زمانی انجام خواهد شد. روایات معتبر حتی به صورت غیرمستقیم به پیشرفتهای تکنولوژیکی این عصر اشاره کرده اند. برای مثال حجت شدن شهر قم در روایات اسلامی و اتمام حجت این شهر بر مردم دنیا در سالهای قبل از ظهور، به بهترین وجه با اختراع اینترنت و ماهواره محقق شده است.(5) بنابراین در روایات مربوط به سفیانی نیز می بایست شرایط زمانی را در نظر گرفت.

 

در سالهای اخیر، بحث های معدودی پیرامون سفیانی مطرح شده است. مهمترین این سخنان که اکثر خوانندگان عزیز وبلاگ نیز با آن آشنا هستند، فرمایشهای جناب شیخ بهلول می باشد که از حضور شخصی شبیه سفیانی روایات در کشور سوریه خبر دادند.(6) البته ایشان این مسئله را به صورت یک احتمال و نه بیشتر مطرح نمودند.(7)

 

قضیه بدین قرار است که شیخ بهلول در سفری که به سوریه داشته اند و نزد حافظ اسد رئیس جمهور سابق سوریه دعوت بودند، در جریان جلسه ملاحظه کردند که یکی از فرماندهان ارشد ارتش سوریه وارد جلسه شد. در این هنگام فرماندهان دیگر حاضر در مجلس گفتند: « جاء السفیانی. » فرمانده ی مذکور وارد جلسه شد و در کنار بقیه ی فرماندهان جای گرفت. شیخ بهلول فرمودند که از نظر ایشان فرمانده ی مذکور که سفیانی نام داشت، بسیار جاه طلب بوده و حرص و طمع از چهره اش می بارید. به همین دلیل شیخ بهلول اظهار داشتند که ممکن است فرد مذکور همان سفیانی موجود در روایات باشد. البته برخلاف مطالبی که در سایت ها و وبلاگ های مختلف نقل شده است، شخص جناب شیخ بهلول به هیچ عنوان درباره ی شخص مذکور نظر قطعی نداشتند و آن را در حد یک احتمال بیان کردند. (جمله ی اخیر را مولف این مقاله از زبان یکی از شاگردان شیخ بهلول شنیده است.) بنابراین افسانه پردازی هایی که بعضی از سایت ها و وبلاگ ها انجام می دهند و حتی خبر از گفتگوی طولانی بین شیخ بهلول و فرد مذکور می دهند، به هیچ عنوان منطبق بر واقعیت نمی باشد، بلکه شیخ بهلول نیز این مسئله را در حد احتمال بیان فرمودند.(8)

 

البته احتمال اینكه سفیانی فردی سوری (اهل سوریه) باشد نیز تا حدی مطرح است (هر چند در ادامه ی مقاله تا حدی کمرنگ تر خواهد شد.).

 

اما احتمال دیگری که این مقاله روی آن تأکید بیشتری دارد، این است که ممکن است سفیانی روایات، از کشور دیگری در منطقه ی شام خروج کند. زیرا روایات اسلامی به هیچ عنوان تأکیدی بر اینكه کشور سوریه محل خروج سفیانی است، ندارند؛ بلکه روایات از خروج سفیانی از منطقه ی شام كه بنابر گفته ی  کتب  جغرافیایی  شامل  پنج منطقه ی قنسرین، دمشق، اردن، فلسطین و حمص می باشد،(9) خبر می دهند.

 

هیچ یک از روایات بیان نمی کنند که خروج سفیانی از دمشق یا سوریه می باشد؛ بلکه همه ی روایات بیان می دارند که خروج سفیانی از منطقه ی شام می باشد. اما هیچ  روایت معتبری که به صورت مستقیم به منطقه ی دمشق یا سوریه به عنوان محل آغاز خروج سفیانی اشاره کند، وجود ندارد. برای مثال روایات زیر به خروج سفیانی و درگیری او در شام اشاره دارند:

 

امام باقر (ع) فرمودند: « آنگاه که خبر جنگ و درگیری و اختلاف در میان شامیان به گوش شما رسید، باید از شام بگریزید؛  زیرا  حتماً  در  آنجا  فتنه  و  کشتار  اتفاق  خواهد افتاد. »(10)

 

در روایتی دیگر که از کتاب « ارشاد » شیخ مفید اقتباس شده، چنین آمده است:

« نخستین سرزمینی که ویران شود شام است، علت ویرانی شام، اجتماع طرفداران سه پرچم (نیرو) در آنجا است: نیروهای اصهب، ابقع و سفیانی. »(11)

 

در روایت دیگر از کتاب بحارالانوار نقل شده است: « مردم شام از او اطاعت کنند به جز دسته ای از رهروان حق که خداوند آنها را از شر همراهی سفیانی حفظ کند. »(12)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید، روایات ما به خروج سفیانی از شام اشاره دارند و هیچ اشاره ای به خروج وی از دمشق یا سوریه ندارند. البته در تعدادی از روایات، نام دمشق ذکر شده است؛ اما در اینگونه روایات، دمشق محل خروج سفیانی نیست؛ بلکه در تعدادی از آنها اشاره شده است که سفیانی از سمت دمشق می آید نه خود دمشق.

 

همانگونه که می دانیم، سرزمینهای حجاز و عراق و ایران در بخش های شرقی و جنوب شرقی شام واقع شده اند؛ بنابراین طبیعی است که خروج سفیانی نسبت به سرزمینهای مذکور که محل زندگی معصومین (ع) بوده است، در سمت غرب و شمال غربی قرار داشته و اشاره ی معصومین به  اینکه  سفیانی  از  سمت دمشق  خروج می کند به این معنی است که سفیانی از شام خروج می نماید.

 

خروج سفیانی از سمت دمشق، نه خود دمشق در برخی  از  روایات.   (این روایات ضعیف السند می باشند.)

 

روایت زیر یکی از مهمترین روایاتی است كه نام دمشق در آن ذكر شده است:

 

در نسخه ی  خطی  ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی  نقل  شده  است  که  گفت: « سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است. مردی با سری درشت و چهره ای آبله گون در چشمش نقطه ای سفید پیداست. او از سمت دمشق که وادی یابس (دره ی خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی آماده ی اهتراز با خود دارد، خروج می کند. »(13)

 

در ادامه ی مقاله به این مسئله خواهیم پرداخت که روایت مذکور روایت صحیح و قابل اعتمادی نیست؛ چرا که از نظر سند به شدت مخدوش می باشد.(14) اما اگر حتی از این مسئله نیز بگذریم. با دقت در روایت درمی یابیم که این روایت نیز محل خروج سفیانی را دمشق نمی داند، بلکه محل خروج او را « وادی یابس » که در سمت دمشق واقع شده است، بیان می کند. همانگونه که می دانیم، وادی یابس و دمشق از نظر جغرافیایی یکی نیستند و ما در ادامه ی مقاله پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

 

بدین ترتیب  کلمه ی  دمشق  در  روایات  فوق  به هیچ عنوان  محل  خروج  سفیانی نمی باشد.

 

در تعداد دیگری از روایات نیز کلمه ی دمشق به کار رفته است و در آنها ذکر شده است که سفیانی بر منبر دمشق قرار می گیرد. در این دسته از روایات نیز شهر دمشق محل خروج سفیانی نمی باشد، بلکه شهر دمشق یکی از اولین متصرفات سفیانی است که سفیانی پس از تصرف آن، از این شهر اعلام موجودیت خواهد کرد و با غرور خود را یک حاکم قدرتمند نشان خواهد داد.

 

روایت زیر یک نمونه از این روایات است:

 

حضرت امیرالمومنین علی (ع) فرمودند:

« ... و سپس پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره ی بی آب و علف) شورش می کند تا  اینکه  بر  منبر  دمشق  قرار  بگیرد؛  وقتی  چنین  شد  منتظر  قیام  مهدی (عج)  باشید ... »(15)

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید مطابق این روایت، سفیانی از محلی به نام وادی یابس واقع در شام خروج کرده و بعد از آن، در طی اولین تحرکاتش دمشق را متصرف شده و در این شهر اعلام موجودیت می کند و خود را به عنوان مدعی تشکیل امپراطوری جدید در خاورمیانه مطرح می نماید. مطابق روایت فوق، دمشق محل خروج سفیانی نیست، بلکه یکی از اولین مکانهایی است که سفیانی آن را به تصرف خود در می آورد.

 

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، خروج سفیانی از منطقه ی شام قطعی است؛ اما خروج او از شهر دمشق و کشور سوریه چندان مشخص نیست و حتی قراینی در روایات یافت می شود که نشان می دهند که به احتمال زیاد سفیانی از پایتخت سوریه قیام نخواهد کرد. بلکه قیام او در مکان دیگری شکل خواهد گرفت؛ اما در ادامه، دمشق نیز جزو متصرفات وی خواهد شد.

 

به نظر نگارنده ی این مقاله، محل خروج سفیانی کشور اردن می باشد و سفیانی یکی از رهبران خاندان پادشاهی اردن است. البته این مسئله بر اساس شواهد و مدارکی بیان شده است؛ اما مجدداً تأکید می کنیم که به هیچ عنوان این تطبیق قطعیت نداشته و قصد ما از بیان آن، انجام توقیت (وقت تعیین کردن برای ظهور) نیست.

 

قبل از اینکه به مقایسه ی ویژگیهای سفیانی با اعضای خاندان سلطنتی کشور اردن و بالاخص پادشاه کنونی آن « ملک عبدالله دوم » بپردازیم،  بهتر  است  مقدماتی  را درباره ی کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور بیان کنیم:

 

كشور اردن: کشور اردن سرزمینی خشک و بی آب و علفی است که بیشتر ساکنین آن را اعراب تشکیل می دهند.(16) این کشور در بخش شمال غربی کشور عربستان و غرب عراق، جنوب سوریه و شرق فلسطین اشغالی واقع شده است. کشور اردن طولانی ترین مرز خاکی مشترک را با کشور فلسطین اشغالی و رژیم صهیونیستی دارد(17) و به مثابه کمربندی بخش اعظم مرزهای شرقی اسراییل را در بر گرفته است.

  

نقشه ی كشور اردن. 

 

این کشور از نظر کشاورزی و منابع نفتی چندان غنی نمی باشد(18) و حیات سیاسی و اقتصادی آن کمی عجیب به نظر می رسد. چرا که در عین خالی بودن این کشور از زیر ساخت های اقتصادی، اردن در بین کشورهای منطقه از نظر اقتصادی در وضعیت نسبتاً مناسبی به سر می برد كه این مسئله تعجب آور است و احتمال تقویت بنیان های اقتصادی این کشور را از سوی کشورهای غربی مطرح می نماید.(19) البته در زمینه ی صنعت توریسم شاید بتوان سهمی را برای اردن قایل شد؛  چرا که این  کشور  در حاشیه ی پست ترین و شورترین دریاچه ی کره ی زمین قرار گرفته  است  که  همانا  دریاچه ی  بحرالمیت (Dead Sea) می باشد. این دریاچه به دلیل وجود املاح معدنی فراوان و نیز این خاصیت که هیچ شناگری در آن غرق نمی شود، مورد استقبال گردشگران غربی قرار گرفته است.(20) البته در این زمینه نیز رژیم صهیونیستی که در سمت دیگر بحرالمیت واقع شده است، گوی سبقت را از اردن ربوده و با ایجاد تفریحگاههای مجلل، اکثر گردشگران را به سمت خود می کشاند و سهم کمتری برای  اردن  باقی می گذارد. 

 

 

هتل های مجلل در حاشیه ی بحر المیت.

 

 

خاندان پادشاهی اردن: خاندان پادشاهی اردن، یكی از قدیمی ترین خاندان های حکومتی منطقه ی خاورمیانه می باشد. این خاندان سلطنتی که خود را خاندان پادشاهی هاشمی نامیده است(21) و حتی نام کشور اردن را به کشور اردن هاشمی تغییر داده است، ریشه در سرزمین حجاز دارد.(22) جد بزرگ این خاندان که « شریف حسین » نام  داشته  و  از  اعضای برجسته ی خاندان شریف در مکه بوده است، در زمان افول دولت عثمانی و در هنگامی که حکومت عثمانی تسلطش را بر سرزمینهای عربی از دست داده بود، به کمک نیروهای انگلیسی توانست بخشهای زیادی از سرزمین های عربی  را  از  دست عثمانی ها  خارج  سازد.(23)  وی  مدتی  بر  این سرزمین ها حکومت کرد اما كمی بعد حکومت اردن را به پسرش عبدالله، حکومت عراق و سوریه را به پسرش فیصل و حكومت عربستان را به پسرش علی سپرد.(24) اما در نهایت آل سعود که در عربستان قدرت یافته بودند، شریف حسین و سپس پسرش علی را شکست داده و او را از شبه جزیره ی عربستان بیرون کردند و او مجبور شد بقیه مدت عمرش را در اردن سپری کند.(25) بعد از مدتی، سوریه و عراق نیز از چنگ فرزندان شریف حسین خارج شدند(26) و حکومت این مناطق به دولت های انقلابی منتقل شد. اما حکومت اردن تا به امروز در دست فرزندان شریف حسین باقی مانده است و آنان این کشور را اردن هاشمی نامیدند.(27) 

 

 

شریف حسین، موسس خاندان پادشاهی اردن هاشمی. 

 

بعد از شریف حسین و عبدالله اول، حکومت به ملک طلال، ملک حسین و در نهایت ملک عبدالله دوم رسید و اکنون نیز حکومت در دست ملک عبدالله دوم می باشد.(28)

 

نکته ی جالبی که در مورد کشور اردن و خاندان پادشاهی این کشور وجود دارد، این است که تمام سرزمین های عربی که زمانی در قبضه ی قدرت خاندان شریف حسین بودند، به مرور زمان و با عدم حمایت انگلستان، از چنگ این خاندان خارج شدند؛ اما حکومت  کشور  اردن  که  همچون  کمربندی  مرزهای  شرقی  اسراییل  را  محافظت می نماید، همچنان در دست این خاندان باقی مانده است  و  حتی  از  سوی  انگلستان  و  آمریکا  مورد  حمایت  واقع می شود؛ به نحوی که هیچگونه انقلابی در این منطقه رخ نداده است.

 

 این ثبات طولانی مدت کشور اردن، شک برانگیز است و این احتمال را بر ذهن متبادر می سازد که ممکن است هدف از برقراری ثبات در اردن تحت حکومت دیکتاتوری و مستبدانه ی خاندان اردن هاشمی، چیزی جز حمایت از دولت اسراییل نباشد. چرا که همانگونه که عرض کردیم، کشور اردن همچون یک سد، کشور اسراییل را از سمت شرق حمایت می کند و اگر روزی این سد شکسته شود و کشور اردن به دست مسلمانان معتقد و جهادگر و دشمنان اسراییل بیفتد، نابودی اسرائیل حتمی است؛ دلیل این امر نیز این است که سرتاسر سرزمین های اشغالی به سهولت در دسترس جهادگران بوده و اسراییل بسیار آسیب پذیر خواهد بود.

 

در این صورت حتی اگر کل سرزمین های اشغالی توسط مسلمانان فتح نشود، شهر بیت المقدس به سهولت در دسترس مسلمانان بوده و قابل فتح می باشد. چرا که این شهر مقدس تنها 25 کیلومتر با ساحل بحرالمیت و کمتر از 50 کیلومتر با مرزهای اردن فاصله دارد؛(29) بنابراین حتی اگر نیروهای جهادگر مسلمان نتوانند کل سرزمین های اشغالی را فتح کنند، آزادی قدس شریف پس از تحت اختیار گرفتن اردن توسط مسلمانان مومن، دور از دسترس نخواهد بود.

 

به دلیل اهمیت این موضوع، انگلستان و آمریکا همواره از دولت خاندان سلطنتی اردن هاشمی که یک دولت دیکتاتور مستبد  و  سازشکار  با  اسراییل  می باشد،  حمایت می کنند تا مبادا این کشور که به جرأت می توان آن را دروازه ی قدس نامید، به دست مسلمانان جهادگر و معتقد و دشمن اسراییل بیفتد.

 

 

اردن: كشوری كه همچون كمربند از اسراییل محافظت می كند و می توان آن را دروازه ی اسراییل دانست. 

یکی دیگر از واقعیات مهمی که پیرامون خاندان سلطنتی اردن هاشمی وجود دارد و متاسفانه پیرامون آن چندان اطلاع رسانی نشده است، این نکته می باشد که این خاندان به هیچ عنوان برازنده ی عبارت « خاندان هاشمی » نمی باشند؛ چرا که برخلاف ادعاهای اعضای این خاندان سلطنتی که خود را هاشمی و از نسل پیامبر (ص) می دانند، این خاندان به هیچ عنوان به پیامبر (ص) منتسب نبوده و سیادت آنها به صورت قریب به یقین جعلی می باشد.

 

برای این امر نیز شواهدی وجود دارند که عبارتند از:

 

1 – در شجره نامه ای که در سایت خاندان سلطنتی اردن درج شده است، نسب این خاندان به حضرت امام حسن (ع) رسیده است که این انتساب نیز از جانب یکی از فرزندان امام حسن مجتبی (ع) موسوم به عبدالله بن حسن مثنی انجام گرفته است.(30) عبدالله بن حسن مثنی یکی از ساداتی است که به ناحق برای یكی از فرزندان خود به نام محمد، ادعای مهدویت نموده و او را به عنوان « محمد بن عبدالله » و « مهدی موعود » معرفی كرده و باعث گمراهی جمع بسیاری گشت؛(31) بنابراین انتساب شجرنامه به او که اعمالش مورد تایید ائمه نبوده است نیز چندان قابل اعتماد نیست. 

 

وبسایت رسمی خاندان پادشاهی اردن.

 

شجره نامه ی ادعایی ملك عبدالله دوم، مبنی بر انتساب وی به خاندان پیامبر (ص). 

 

2 – یکی از محققین آمریکایی که مورخ و استاد دانشگاه ماساچوست آمریکا می باشد، در کتاب خود با عنوان « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » نکات مهمی را پیرامون ملک عبدالله و کشور اردن بیان کرده است. 

 

 

كتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن »

 

 

خانم مری کریستینا ویلسون مولف این کتاب، با استفاده از اطلاعات فاش شده از آرشیو وزارت کشور و امور کشورهای مشترک المنافع بریتانیا، انتساب ملک عبدالله  و  خاندان  وی  را  به اهل بیت و رسول اکرم (ص) رد می کند.(32)

 

 

در ابتدای کتاب مذکور، خانم ویلسون بیان می کند که در شهر مکه، تبار شناسی و نسب شناسی از اهمیت والایی برخوردار است و به دلیل اینکه خاندان های بزرگ مکه عمدتاً خالص و دست نخورده باقی مانده اند،  ردیابی تبارها  و  نسب ها  در این شهر مقدس آسان است و نادرستی شجرنامه های جعلی به سهولت برملا می شود.(33) 

 

نظر كارشناسان و مورخان درباره ی جعلی بودن شجره نامه ی سیادت ملك عبدالله دوم.

 

مطابق گفته های خانم ویلسون در این کتاب، خاندان شریف که از خاندان های قدیمی مکه محسوب می شوند، به وضوح دارای شجره نامه ی جعلی می باشند و به دروغ خود را به خاندان پیامبر (ص) منتسب می دانند.(34) (البته علاوه بر خانم ویلسون، تعداد زیادی از محققان غربی نیز همین نظر را دارند.).(35) بخش هایی از کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن » را که به بررسی جعل شجره نامه توسط خاندان شریف حسین پرداخته است، ملاحظه می فرمایید:(36) 

 

 

بیان جعلی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن و نادرست بودن ادعای سیادت این خاندان بر اساس اسناد و مدارك در كتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن ».

 

3 – از دیگر شواهدی که جعلی بودن نسب خاندان سلطنتی اردن هاشمی را نشان می دهد، این مسئله است که خاندان سلطنتی اردن هاشمی، مذهب خود را سنی معرفی می کنند و مدعی هستند که اجداد آنها از مذهب شیعه به مذهب سنی گرویده اند. قطعاً این مسئله که سادات (كه خود از شجره ی اهل بیت (ع) هستند)، مذهب حقه ی اهل بیت را که همان شیعه باشد به کنار گذاشته و مذهب اهل سنت را برگزیده باشند، سوال برانگیز می باشد.(37) 

 

سنی بودن خاندان پادشاهی اردن.

 

 

بعد از ذکر مقدماتی پیرامون کشور اردن و خاندان سلطنتی این كشور، به ذکر نکاتی پیرامون ملک عبدالله پادشاه کنونی اردن می پردازیم:

 

 

بیوگرافی ملك عبدالله دوم

 

ملک عبدالله، در تاریخ 30 ژانویه سال 1962 میلادی به دنیا آمد. عبدالله دوم فرزند ملک حسین پادشاه اردن و آنتونیت آوریل گاردنر می باشد. مادر ملک عبدالله که نام اصلی آن آنتونیت گاردنر می باشد، در کشور اردن با نام مستعار شاهزاده مونا الحسین شناخته می شود.(38)

 

خانم گاردنر دختر یک افسر انگلیسی بود که در جریان فیلمبرداری فیلم « لورنس عربستان » که بخش هایی از آن در کشور اردن فیلمبرداری شده بود، با ملک حسین آشنا شد که این آشنایی منجر به ازدواج وی با ملک حسین گشت.(39)

 

نحوه ی تولد عبدالله و اینکه مادر  او  زنی  انگلیسی  است،  همواره  یکی  از  نکات بحث برانگیز درباره ی پادشاهی وی بوده است؛(40)  چرا  که  به  نظر  تعدادی  از صاحب نظران و حتی افراد عادی، ملک عبدالله به دلیل ن‍ژاد دورگه ی عربی – انگلیسی، حافظ منافع بریتانیا و سایر دول غربی در منطقه می باشد. عبدالله دوم پس از گذراندن دوران ابتدائی در اردن، برای تحصیل به انگلستان رفت و پس از آن دوران دبیرستان خود را در آمریکا گذارند و در نهایت تحصیلات خود را در دانشکده ی پمبورک آکسفورد به پایان رساند. وی در سال 1980 به عوان دانشجوی دانشگاه افسری سلطنتی سند هرست وارد این دانشکده شد؛ عبدالله سپس به درجه ی ستوان دوم سواره نظام سلطنتی انگلیس نایل گشت و پس از آن، درجات نظامی خود را در ارتش انگلستان ارتقاء داد؛ این امر تا آنجا رسید که وی در نهایت به مقام سرهنگی و جانشین فرمانده ی سواره نظام سلطنتی انگلستان که یک هنگ زرهی است، رسید. در عرصه ی تحصیلات سیاسی نیز وی در دانشکده ی روابط بین الملل ادموند ای. والش دانشگاه جرج تون انگلستان تحصیل کرده و با درجه ی کارشناسی ارشد از آنجا فارغ التحصیل شده است.(41)

 

عبدالله با رانی الیاسین متولد کویت و شهروند فلسطین که اصلیت اردنی دارد و اکنون ملکه رانی عبدالله نامیده می شود، ازدواج کرده و از او  صاحب  4  فرزند  می باشد.(42) نحوه ی به حکومت رسیدن عبدالله نیز بسیار جالب و بحث برانگیز بوده است. زیرا در آخرین سالهای زندگی ملک حسین پادشاه سابق اردن و در هنگامی که ملک حسین آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کرد و با سرطان دست و پنجه نرم می نمود، یک خبر جهان عرب را شگفت زده کرد. این خبر چنین بود: شاهزاده حسن برادر ملک حسین که سالهای زیادی مقام ولیعهدی اردن را در اختیار داشت، در تاریخ 24 ژانویه سال 1999 میلادی از سمتش  بركنار شد و شاهزاده عبدالله بن حسین (عبدالله دوم) به جای وی منصوب گشت.(43) عجیب اینکه دو هفته بعد ملک حسین فوت کرد و عبدالله به پادشاهی رسید.(44)

 

این تغییر و تحول ناگهانی در صحنه ی سیاسی کشور اردن، به مذاق اردنی ها خوش نیامد. چرا که این تغییر ساختار سیاسی در اردن به وضوح حکایت از دسیسه های پنهانی انگلستان و آمریکا در به قدرت رساندن عبدالله دوم داشت. زیرا عبدالله مادری انگلیسی داشت و به حکومت رسیدن وی در اردن، از دید آنان به مثابه نمایندگی وی ازطرف دولت انگلستان در منطقه بود. البته این دیدگاه مردم اردن کاملاً صحیح بوده و ملک عبدالله نیز عملاً به جدی ترین متحد غرب در سرزمین های عربی تبدیل گشته است. در مورد جانشین ملک عبدالله نیز باید بگوییم که وی تا قبل از سال 2004 میلادی، برادر ناتنی خود شاهزاده حمزه را به این امر گماشته بود، اما از آن سال به بعد، اردن فاقد ولیعهد می باشد که البته بسیاری از صاحبنظران معتقدند عبدالله قصد دارد پسرش شاهزاده حسین را در آینده ای نزدیک به این مقام منسوب کند.(45)

 

عبدالله در حال حاضر نزدیک ترین متحد کشورهای غربی در منطقه بوده و سازشکارترین دولت عربی در مواجه با اسراییل می باشد.(46) فضاحت اعمال او تا بدانجا است که حتی بسیاری از اعراب  ساکن  سایر  کشورها نیز او را به عنوان عامل انگلیس و آمریكا می شناسند و برای او ارزشی قایل نمی شوند.

 

ادامه دارد...
خادم الامام (عج)-وعده صادق
آخرین مطالب
صفحات جانبی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
مهمترین برنامه جهت تعجیل در ظهورچیست؟







پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ